قرائت دفتر ۶ بخش ۵۲ - باز سؤال کردن صوفی از آن قاضی بیت ۱۶۴۶

M6:1646 — شب ندزدیدی چراغ روز را / دی نبردی باغ عیش آموز را

شب ندزدیدی چراغ روز رادی نبردی باغ عیش آموز را
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1646

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه می‌شد اگر شب، چراغ روز را نمی‌دزدید؟ چه می‌شد اگر دی‌ماه، باغ شادی‌آفرین را از بین نمی‌برد؟ معنا: بیت می‌پرسد که اگر جهان همیشه روشن و شاداب بود، اگر شب و زمستان نبود تا زیبایی‌ها را پنهان کند یا ببرد، چه ایرادی داشت؟

شرح

این بیت پرسش بنیادین صوفی از قاضی را ادامه می‌دهد؛ پرسشی که بی‌شک از ازلی‌ترین و پردامانه‌ترین مسائل فلسفه و الهیات است. صوفی در اینجا وضعیت جهان را به چالش می‌کشد و می‌پرسد: چه می‌شد اگر آفرینش، تنها رحمت و نور و شادی می‌آفرید و از هرگونه درد و ظلمت و شر بری بود؟ این سوال که مولانا آن را «در میان جبری و اهل قدر همچنان جنگ است تا حشر» وصف می‌کند، در واقع همان دغدغهٔ ازلی بشر است که فیلسوفانی چون کانت نیز بعدها به آن پرداختند.

مولانا در این بیت به دوگانه‌های طبیعی جهان اشاره می‌کند که زیبایی و عیش را متلّون و آمیخته به نیش می‌کنند. صوفی می‌پرسد: چه می‌شد اگر شب، نور روشنگر روز را نمی‌دزدید و همیشه روشنایی حاکم بود؟ چه می‌شد اگر دی‌ماه سرد و خزان‌ساز، باغ شاداب و عیش‌آموز را از بین نمی‌برد و همیشه بهار جاودان بود؟

این تصویرسازی‌ها، تمثیلی است از وجود اضداد در عالم: نور در برابر ظلمت، شادی در برابر غم، صحت در برابر مرض. صوفی با این پرسش، به گونه‌ای از بی‌عیبی محض در خلقت آرزو می‌کند، جهانی که «ابروی رحمت گشادی جاودان» و از «خرخشه در نعمتش» خالی بود. در واقع، این بیت به عمق این مسئله می‌پردازد که چرا خداوند جهان را نور خالص، شادی خالص و سلامت خالص نیافرید، بلکه آن را با تاریکی، درد، شرور و بلا آمیخته است. این یک معمای فلسفی-عرفانی است که پاسخ آن، در ادامهٔ مثنوی و با زبان قصه و تمثیل، آرام آرام گشوده می‌شود. مولانا عجله‌ای برای پاسخ‌گویی مستقیم ندارد و حتی در اینجا، قاضی را وا می‌دارد تا با آوردن داستانی فکاهی، ذهن مخاطبان را از سنگینی این پرسش بزرگ رها کند.

نکات کلیدی

  • این بیت پرسش بنیادین «مسئله شر» در آفرینش را مطرح می‌کند: چرا جهان آمیزه‌ای از اضداد است؟
  • صوفی آرزوی جهانی سراسر نور و شادی و بی‌عیب را در مقابل واقعیت دوگانهٔ خلقت قرار می‌دهد.
  • مولانا این پرسش را یک نزاع «پایان‌ناپذیر» الهیاتی و فلسفی می‌داند، از گذشته تا زمان حال.
  • بیت بر دوگانه‌های طبیعی (شب و روز، تابستان و زمستان) تمرکز می‌کند که نماد آمیختگی خوشی و ناخوشی هستند.
  • مولانا، به جای پاسخ مستقیم و فلسفی، غالباً از طریق قصه و تمثیل به این سوالات عمیق می‌پردازد.

Sources: d6-s37 · 00:21:08 d6-s37 · 00:22:19 d6-s37 · 00:26:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.