قرائت دفتر ۶ بخش ۶۳ - مثل بیت ۱۸۲۶

M6:1826 — چاش گل تن فکر تو هم‌چون گلاب / منکر گل شد گلاب اینت عجاب

چاش گل تن فکر تو هم‌چون گلابمنکر گل شد گلاب اینت عجاب
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1826

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بدن تو همچون انبوهی از گل است و اندیشه‌ات چون گلاب. عجیب است که این گلاب، گل را که منشأ وجود اوست انکار می‌کند. معنا: این بیت دربارهٔ ناشکری و کفران نعمت است؛ اندیشهٔ آدمی که محصول تن و جهان است، منشأ خود را نادیده می‌گیرد و انکار می‌کند.

شرح

این بیت در میانهٔ مباحث مثنوی، تمثیلی است پرمغز از کفران نعمت و نادیده گرفتن سرچشمهٔ هستی خود. مولانا در اینجا به نکته‌ای لطیف و در عین حال عمیق اشاره می‌کند: بدن آدمی را به خرمن گلی تشبیه می‌کند که اندیشه و فکر او از آن گل‌ها، همچون گلاب از گل، برگرفته شده است. حال، شگفتی در این است که این "گلاب" (یعنی فکر و اندیشهٔ حاصل از این تن و این جهان) به انکار "گل" (یعنی منشأ و سابقهٔ وجودی خود) می‌پردازد.

من بر این باورم که این تصویری گویا از غفلت و ناشکری انسان است. همان‌طور که در سیاق این ابیات می‌بینیم، مولانا از "غم منکر به حال" سخن می‌گوید؛ غمی که حال خوش و نعمت‌های جاری را از دید انسان پنهان می‌کند. اینجاست که گلابی که وجودش مدیون گل است، گل را از یاد می‌برد و حتی آن را انکار می‌کند. این انکار، "عجاب" است؛ شگفتی‌آور و مایهٔ تعجب، چرا که خود گلاب بدون گل معنا ندارد. این نمادی است از انسان ناسپاس که از گذشتهٔ پربار و نعمت‌های بی‌شماری که به وجودش قوام بخشیده‌اند، غافل می‌شود یا به عمد آن را انکار می‌کند. همان‌طور که مولانا در ابیات بعد، "کپی‌خویان کفران" را در برابر "نبی‌خویان شکر" می‌نهد، "گلابِ منکر گل" را می‌توان مصداقی از همین "کپی‌خویان" دانست که به خصلت ناسپاسی دچارند و منکر آن سرچشمه و نعمتی می‌شوند که آنان را به وجود آورده است. این نه فقط یک خطای معرفتی، که یک آفت وجودی و اخلاقی است.

نکات کلیدی

  • اندیشهٔ انسان، همچون گلاب، محصول بدن و جهان مادی است.
  • ناسپاسی یعنی نادیده گرفتن یا انکار سرچشمه و منشأ وجود خود.
  • غفلت از نعمت‌های گذشته و حال، ریشه در همین انکار دارد.
  • این بیت نقدی بر کفران نعمت و خودفراموشی است که آدمی را از شکرگزاری بازمی‌دارد.
  • مولانا این نوع انکار را یک «عجاب» (شگفتی) می‌داند، زیرا گلاب بدون گل بی‌معناست.

Sources: d6-s40 · 00:52:02

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.