قرائت دفتر ۶ بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب بیت ۱۸۶۴

M6:1864 — لیک یک‌رنگی که اندر محشرست / بر بد و بر نیک کشف و ظاهرست

لیک یک‌رنگی که اندر محشرستبر بد و بر نیک کشف و ظاهرست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1864

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما یک‌رنگی‌ای که در روز قیامت پدیدار می‌شود، بر نیک و بد آشکار و نمایان خواهد بود.

معنا: این بیت به آشکار شدن حقیقت و یکپارچگی در روز قیامت اشاره دارد، جایی که دیگر هیچ رازی پنهان نمی‌ماند و وحدت برای همگان هویدا می‌شود.

شرح

مولانا در اینجا به یکی از بنیادین‌ترین آموزه‌های خود می‌پردازد: تمایز میان این جهان کثرت و جهان دیگرِ وحدت. می‌گوید در روز محشر، در آن قیامت بزرگ، «یک‌رنگی» بر همه چیز حاکم می‌شود و هیچ پنهانی‌ای باقی نمی‌ماند. تمام حقایق، چه برای خوبان و چه برای بدان، «کشف و ظاهر» می‌گردد. این همان چیزی است که قرآن نیز بدان اشاره می‌کند که در آن روز، منکران نیز به وجود حق و حقانیت او ایمان می‌آورند، «یعلمون انه هو الحق المبین». دیگر هیچ‌کس توان انکار آن آفتاب حقیقت را ندارد؛ چنان آشکار می‌تابد که مجالی برای تردید و شرک نمی‌ماند. اینجاست که عارفان می‌پرسند اگر دیگر مشرکی نمی‌ماند، پس چرا عده‌ای به جهنم می‌روند؟ این خود پرسشی عمیق است که جای پاسخ آن در مجالی دیگر است، اما نکته مهم، آشکار شدن حقیقت واحد برای همگان است.

این یک‌رنگی محشر، در تضاد کامل با جهان ماست. در این دنیا، ما در «صد رنگی و صد دلی» زندگی می‌کنیم. وحدت زیر کثرت‌ها، زیر رنگ‌ها و چهره‌ها و آیین‌های گوناگون پنهان است. من خود می‌گویم که در این عالم، همه ما به نوعی مشرکیم، چرا که «چندبینیم» و به «واحدبین» نرسیده‌ایم. چشم ما کثرت‌ببین است و تا سرمه توحید بر آن کشیده نشود، وحدت را در پس پرده کثرت نمی‌یابد. این جهان جایی است که «دوک نطق اندر ملل صد رنگ ریس»؛ یعنی زبان و عقل ما پیوسته در حال بافتن و ساختن صدها دین و مذهب و فکر و عقیده متفاوت است. انتظار «یک‌رنگ شدن» در این عالم، انتظار بیهوده‌ای است؛ این جهان، جهان کثرت و جنگ اضداد است و بقایش نیز از همین جنگ و تضاد است.

اما در جهان دیگر، نه تنها وحدت آشکار می‌شود، بلکه «معانی» نیز صورت می‌یابند و «نقش‌هامان درخور خصلت» می‌شود. باطن و نیت‌های درونی ما، آن «بطانه» که پنهان بود، روی کار می‌آید و به «جامه» تبدیل می‌شود. شخصیت و خصلت‌های حقیقی ماست که ظاهر ما را شکل می‌دهد. این یک‌رنگی و شفافیت مطلق، به این معناست که دیگر هیچ تناقض و پنهانی‌ای میان ظاهر و باطن وجود ندارد. جهان معنا در آنجا به صورت درمی‌آید و حقیقت وجودی هرکس، بی‌هیچ پرده‌پوشی، نمایان می‌گردد.

مولانا پیشتر نیز در همین بخش، از نور مصطفی سخن گفته بود که چگونه هزاران ظلمت را به ضیا مبدل کرد و مردمان از نژادها و ادیان گوناگون (جهود و مشرک و ترسا و مغ) را «یک‌رنگ» ساخت. این یک‌رنگی نبوی، پیش‌نمایشی از آن یک‌رنگی مطلق محشر است که با وضوحی بی‌نظیر، همه چیز را در معرض دید قرار می‌دهد و بر همگان مکشوف می‌گرداند. این خود تأکیدی است بر این اصل که هرچند این جهان پُر از ملال و کهنگی و کثرت است، اما در بطن خود، نو شدن و وحدت را حمل می‌کند که در نهایت در آن جهان دیگر، به تمام و کمال آشکار خواهد شد.

نکات کلیدی

  • در روز قیامت، وحدت مطلق بر جهان حاکم می‌شود و حقایق پنهان آشکار می‌گردند.
  • برخلاف این جهان کثرت‌گرا، در محشر هیچ رازی پنهان نمی‌ماند و همه چیز برای نیک و بد هویداست.
  • حتی منکران و مشرکان نیز در آن روز به حقیقت خدا ایمان می‌آورند، زیرا حقیقت بی‌پرده تجلی می‌کند.
  • این جهان، جهان «صد رنگی و صد دلی» است، اما جهان دیگر به سوی «یک‌رنگی» حرکت می‌کند.
  • در جهان پس از مرگ، «بطانه» (باطن) انسان بر «جامه» (ظاهر) او غلبه می‌کند و خصلت‌های درونی، صورت بیرونی می‌یابند.
  • وحدت و نو شدن ابدی، که در این جهان زیر پرده کثرت است، در آن جهان به کمال آشکار می‌گردد.

Sources: d6-s41 · 03:49:40 d6-s41 · 03:59:24 d6-s41 · 06:34:34 d6-s42 · 11:41:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.