قرائت دفتر ۶ بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب بیت ۱۸۹۰

M6:1890 — استخوان و موی مقهوران نگر / تیغ قهر افکنده اندر بحر و بر

استخوان و موی مقهوران نگرتیغ قهر افکنده اندر بحر و بر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1890

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به استخوان و موی مغلوبان بنگر؛ این همان تیغ قهر الهی است که هم در دریا و هم در خشکی افکنده شده است. معنا: این بیت نمایانگر این حقیقت است که نشانه‌های قهر و غلبهٔ خداوند، که در رنج و نابودی مغلوبان و ضعیفان تجلی می‌یابد، در تمامی ابعاد عالم، از دریا تا خشکی، آشکار و فراگیر است.

شرح

من در تبیین جهان‌بینی مولانا بارها گفته‌ام که این دنیا، در نگاه او، «قهرخانه کردگار» است. این یک نکتهٔ بنیادین است که باید به آن توجه داشت؛ دنیا به ذات خود خانه‌ای برای استقرار کامل عدالت نیست، بلکه محلی است برای غلبهٔ قهر و جبر. این بیت، تصویری ملموس و بی‌پرده از تجلی این قهر الهی به دست می‌دهد: «استخوان و موی مقهوران» که می‌بینیم، خود نشانه‌ای آشکار از تیغ قهر الهی است که بر همهٔ هستی فرود آمده است.

این جهان، اگرچه ما وظیفه داریم در آن به اقامهٔ عدل بکوشیم، اما هرگز به شفافیت و انصاف مطلق نخواهد رسید. علم قاضیان محدود است، نیات واقعی نهان می‌ماند و بسیاری از عوامل، از جمله فقدان رفاه اولیه و سلامت روان آدمیان، مسیر عدالت را دشوار می‌سازد. از این روست که مولانا به ما یادآور می‌شود، آنکه این دنیا را به اختیار خود برگزیند و تنها دل به آن ببندد، تا ابد راضی نخواهد شد و همواره خود را در معرض قهر روزگار و جفای دیگران خواهد دید. این همان نکته‌ای است که در بیت پیشین بدان اشاره شد که اگر «قهر کردی اختیار»، پس منتظر «قهر» باش.

شمشیر قهر، در اینجا نه فقط بر جان انسان‌ها، بلکه «اندر بحر و بر» افکنده شده است. این تعبیر، گویای عمومیت و شمول بی‌حد و حصر این قهر الهی است؛ هم بر خشکی‌ها و هم بر دریاها، بر تمامی مخلوقات و موجودات عالم. مولانا برای تبیین بیشتر این مفهوم، بی‌درنگ در بیت بعدی به «پر و پای مرغ» اشاره می‌کند که در دام گرفتار آمده است. اینها همه «شرح قهر حق کننده‌ بی‌کلام» هستند. ما نیز خود، به سهم خویش، در این چرخهٔ قهر طبیعت دخیل هستیم؛ آنجا که حیوانات را برای بقای خود سر می‌بریم و می‌خوریم. این نشان می‌دهد که قهر الهی، پدیده‌ای فراگیر است که در تمامی مناسبات هستی، از روابط درندگان در طبیعت وحشی تا رفتارهای خود ما، حضوری محسوس و بی‌گفتار دارد.

نکات کلیدی

  • این جهان، از دید مولانا، در اساس «قهرخانه کردگار» است و نه محل کامل عدالت.
  • نشانه‌های قهر الهی به صورت ملموس در رنج، غلبه و نابودی موجودات نمودار است.
  • شمشیر قهر الهی فراگیر است و تمامی عرصه‌های هستی، از دریا تا خشکی، را در بر می‌گیرد.
  • انسان‌ها نیز، با اعمال خود، در این چرخهٔ قهر و غلبهٔ طبیعی مشارکت دارند.
  • تنها انتخاب دنیا به عنوان هدف، به نارضایتی دائمی و حس قربانی‌شدن می‌انجامد.

Sources: d6-s42 · 52:36 d6-s42 · 56:54

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.