قرائت دفتر ۶ بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست بیت ۱۹۱۸

M6:1918 — یک فرح آن کز پس ششصد حجاب / گوش او بشنید از حضرت جواب

یک فرح آن کز پس ششصد حجابگوش او بشنید از حضرت جواب
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1918

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این نهایت شادی‌ای بود که پس از گذشتن از ششصد پرده و حجاب، گوشِ آن جوان پاسخی را از درگاه حق شنید. معنا: بیت دربارهٔ اوج شادی عارف از دریافت پاسخ مستقیم از خداوند است، آن هم پس از عبور از موانع بی‌شمار.

شرح

این بیت، تصویری ناب از عالی‌ترین مراتب وجد و سرور عارفانه را به دست می‌دهد؛ همان سرمستی‌ای که مولانا بارها در مثنوی به آن اشاره کرده و خود نیز بدان خو کرده است. این بیت از یک فرح عظیم سخن می‌گوید، نه یک شادی عادی یا دنیوی. این فرح حاصل یک گشایش روحانی‌ست: «گوش او بشنید از حضرت جواب». شخص در یک تجربهٔ معنوی چنان به ساحت قدس الهی نزدیک می‌شود که بی‌واسطه، ندای معشوق را می‌شنود.

عدد «ششصد» در اینجا نه معنای ریاضی دارد، که بیانگر کثرت و بی‌شماری حجاب‌ها و موانع است؛ پرده‌هایی از غفلت، نفسانیت، دنیاپرستی و حتی حجاب نور که میان انسان و حضرت حق کشیده شده‌اند. پس از عبور از این همه حجاب، شنیدن جواب از حضرت یعنی اوج کامیابی و وصول. آدمی که سخنان خود را تنها گویی با دیوارها و طبیعت بی‌جان می‌گفته، ناگهان احساس می‌کند با یک معشوق زنده، هشیار و پاسخ‌گو در ارتباط است. بی‌تردید، این بزرگترین فرحی است که می‌تواند برای انسان رخ دهد.

اینچنین وجدی، بی‌شباهت به آنچه امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف متقین می‌فرمایند نیست که: «اگر اجل مسمی و حفظ الهی نبود، روح عاشقان خدا از بدن‌هایشان پرواز می‌کرد.» شدت این سرور الهی تا بدان پایه است که جان عارف را به آستانهٔ پرواز می‌کشاند و تنها لطف حق است که او را در قفس تن نگاه می‌دارد.

جالب اینجاست که این گشایش، یعنی باز شدن «حس سمع»، تنها محدود به خود نمی‌ماند. مولانا در جای دیگری از مثنوی می‌آموزد که اگر یکی از حواس باطنی گشوده شد، دیگر حواس نیز به دنبال آن راهی ماوراء می‌شوند. چنانکه گویی یک گوسفند از جویی بپرد، گله‌ای به دنبالش خواهند پرید. پس از آنکه گوش این نداهای ناشنودنی را می‌شنود، امید در انسان بیدار می‌شود که چشم نیز منظرهای نادیدنی را ببیند. و این چنین، نه یک‌بار و دوبار، بلکه هماره و پیوسته انسان در «دید و خطاب و شنیدن» با عالم بالا و ساحت قدس حق در ارتباط خواهد بود. این یک انقلاب ادراکی است که جهان را از انقباض و سکوت به انبساط و گفت‌وگو مبدل می‌کند؛ و این خود، والاترین سعادت است.

نکات کلیدی

  • شادی عارفانه، حاصل گشایش معنوی و دریافت پاسخ از حضرت حق است، نه لذتی دنیوی.
  • «ششصد حجاب» نماد موانع بی‌شمار میان سالک و حقیقت است که با کوشش روحانی برداشته می‌شوند.
  • شنیدن پاسخ الهی، حسّی از ارتباط مستقیم و زنده با معشوقی آگاه و پاسخ‌گو را به ارمغان می‌آورد.
  • شدت این سرور چنان است که جان را به پرواز درمی‌آورد و تنها حفظ الهی، سالک را در تن نگه می‌دارد.
  • گشایش یکی از حواس باطنی (مانند سمع)، راه را برای گشایش دیگر حواس (مانند بصر) به سوی عوالم غیب هموار می‌کند.
  • پس از این گشایش، ارتباطی پیوسته و مداوم با ساحت قدس الهی آغاز می‌شود که به تحول ادراکی فرد می‌انجامد.

Sources: d6-s44 · 00:07:55 d6-s44 · 00:09:40 d6-s44 · 00:11:52

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.