قرائت دفتر ۶ بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست بیت ۱۹۲۶

M6:1926 — که بدین سان گنج‌نامهٔ بی‌بها / چون فتاده ماند اندر مشقها

که بدین سان گنج‌نامهٔ بی‌بهاچون فتاده ماند اندر مشقها
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1926

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: که این‌گونه نامه‌ای گرانبها / چگونه میان چرک‌نویس‌ها رها شد؟ معنا: این بیت بیانگر تعجب از این است که چگونه یک حقیقت یا گنجینه‌ی ارزشمند معنوی، می‌تواند در میان امور بی‌مقدار و پیش‌پاافتاده‌ی دنیا نادیده گرفته شده و پنهان بماند.

شرح

مولانا در اینجا از زبان فردی سخن می‌گوید که به ناگاه گنج‌نامه‌ای بی‌بها را میان انبوهی از مشق‌ها و اوراق بی‌ارزش می‌یابد و از خود می‌پرسد که چگونه چنین گوهری، این‌سان بی‌قدر و بی‌صاحب، میان خروارها بی‌اهمیتی افتاده است. این بیت در نگاه اول فقط یک صحنه را ترسیم می‌کند، اما در تفکر مولانا، این صحنه پلی است به سوی یکی از عمیق‌ترین باورهای عرفانی و الهیاتی او: اصلِ حراست و حفظ الهی از همه‌چیز.

من قویاً معتقدم که مولانا با این تمثیل می‌خواهد بگوید که در جهان‌بینی توحیدی، هیچ‌چیز، ابداً هیچ‌چیز، از مدار عنایت و نظارت و حفظ الهی خارج نیست. این تعجبی که در بیت بیان می‌شود، تعجب ظاهری انسانی است که جهان را پراکنده و بی‌حساب‌وکتاب می‌پندارد. اما بلافاصله پس از این تعجب، این فکر در خاطر می‌گذرد که «از پی هر چیز یزدان حافظ است». این پاره‌ی کلیدی، پرده از نگاه مولانا برمی‌گیرد؛ اینکه تمام عالم، هر ذره و هر پدیده، در کنف حفظ الهی قرار دارد و هیچ‌چیز «از گزاف» و بی‌دلیل رخ نمی‌دهد.

گاهی ما تصور می‌کنیم که فلان حقیقت معنوی یا فلان گوهر حکمت، به دست فراموشی سپرده شده یا در هیاهوی زمانه گم گشته است، درست مثل آن گنج‌نامه در میان مشق‌ها. اما این صرفاً خطای دید ماست. از منظر الهی، حتی قطره‌ای که در هوا پخش می‌شود یا بر زمین می‌ریزد، ذره‌ای که به زباله می‌افتد، یا نکته‌ای که در حافظه انسان محو می‌شود، هرگز از «خزانه‌ی قدرت» خداوند و از «حساب» این عالم خارج نمی‌شود. این سخن مولانا که «قطره‌ای کاندر هوا شد یا که ریخت / از خزانه قدرت تو کی گریخت؟» شاهد همین مدعاست.

این بینش، ابعاد معرفتی و اخلاقی وسیعی دارد. یکی از ابعاد آن، مفهوم «روزی ننهاده» است. همان‌گونه که حافظ می‌فرماید: «خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی»، مولانا نیز بر این باور است که سهم مادی و معنوی هرکس در این عالم، مقدر و معین است. حتی در وادی علم و معرفت نیز چنین است: «ور بخوانی صد صحف بی سکته‌ای / بی قدر یادت نماند نکته‌ای». یعنی شما اگر صدها کتاب را بی‌وقفه و با جدیت بخوانی، تنها آن مقدار از آن در ذهنت می‌ماند که تقدیر الهی برای تو رقم زده است. مابقی یا فراموش می‌شود، یا به خطا می‌رود، یا اصلاً برای دیگری مقدر شده است.

این نکته آخر بسیار دقیق و ژرف است: گاهی گوهر دانشی از ذهن و زبان کسی عبور می‌کند که خودش قدر و اهمیت آن را نمی‌داند. او صرفاً «حامل فقه» است، اما نه «افقه» از آن. آن نکته در وجود او مثل امانت می‌نشیند تا به دست صاحب اصلی‌اش، که از او عالم‌تر و قدردان‌تر است، برسد. این نشان می‌دهد که حتی دانش هم، در نگاه مولانا، ابزاری است در دست تدبیر کلی الهی، و مالکیت حقیقی آن همواره از آن خداوند است. پس، گنج‌نامه‌ی بی‌بهای این بیت، همواره تحت حفاظت است، حتی اگر موقتاً در میان مشق‌ها افتاده باشد.

نکات کلیدی

  • ظاهر پراکندگی جهان فریبنده است؛ هر ذره و هر پدیده‌ای حساب و ناظری الهی دارد.
  • گنجینه‌های معنوی، هرچند به ظاهر پنهان یا بی‌بها بنمایند، از نگاه و عنایت خداوند دور نیستند.
  • هیچ چیز در عالم به گزاف و تصادفی رخ نمی‌دهد؛ همه‌چیز در کنف حفظ الهی و در چارچوب تدبیر اوست.
  • سهم مادی و معنوی هر کس، مقدر و معین است؛ تلاش بیهوده برای دستیابی به «روزی ننهاده» خطاست.
  • دانش حقیقی نیز موهبتی الهی است؛ گاهی گوهر دانشی در دست کسی‌ست که قدر آن را نمی‌داند و برای دیگری مقدر شده تا به صاحب اصلی‌اش برسد.

Sources: d6-s44 · 00:15:32 d6-s44 · 00:17:17

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.