قرائت دفتر ۶ بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن بیت ۲۰۹۷

M6:2097 — ای بریده آن لب و حلق و دهان / که کند تف سوی مه یا آسمان

ای بریده آن لب و حلق و دهانکه کند تف سوی مه یا آسمان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2097

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای بریده و از کار افتاده باد آن لب و حلق و دهان که به سوی ماه یا آسمان تُف کند (یا سخن بیهوده گوید).معنا: این بیت هشداری است به کسانی که با تکبر و بی‌ادبی به ساحت قدس الهی یا تجلیات آن بی‌احترامی می‌کنند و می‌گوید که این رفتار ناشایست، همچون تُف کردن به آسمان، نتیجه‌ای جز بازگشت به خود فرد ندارد.

شرح

من در اینجا می‌خواهم به نکته‌ای حیاتی در فهم مولانا اشاره کنم که این بیت گواه روشن آن است. این بیت دقیقاً پس از آن می‌آید که مولانا از «اناالحق» گفتنِ شیخ سخن می‌گوید و اینکه چگونه او توانست این فکر را پیش ببرد و چشمان کوران را بگشاید. مولانا توضیح می‌دهد که وقتی «انای بنده لا شد از وجود»، یعنی منیّت بنده از میان رفت و نفی شد، آنگاه چه چیزی باقی می‌ماند جز «او»؟ اینجاست که مسئله فرعون و منصور حلاج از هم جدا می‌شود. فرعون «انالحق» گفت، در حالی که «او» نرفته بود و خودی باقی بود؛ پس هلاک شد. اما منصور، آن‌چنان در «او» محو شد که «انا»یش محو شد و زبانِ حق گردید. سخن او، نه از خود، که از حق برآمد. اینجاست که مولانا با این بیت، خط بطلانی می‌کشد بر هرگونه ادعای دروغین و متکبرانه.

من می‌گویم که این بیت، اخطاری‌ست قاطع و بی‌تردید به کسانی که، از سرِ غرور و خودبینی، به مقامِ حق و اولیای او یا به ساحتِ قدسیِ کائنات بی‌احترامی می‌کنند. «تُف کردن سوی ماه یا آسمان»، یک تمثیل نیرومند برای این بی‌ادبی روحانی‌ست. ماه و آسمان در ادبیات عرفانی، غالباً نمادهایی از کمال، نورانیت و تجلیات الهی هستند. تُف کردن به آن‌ها، نه تنها به آن ساحتِ والا زیانی نمی‌رساند، بلکه بی‌درنگ به روی خودِ تُف‌کننده بازمی‌گردد. این، یک قانونِ قطعیِ هستی‌ست؛ قانونِ بازگشتِ عمل.

مولانا صریحاً می‌گوید: «پُف به رویش بازگردد بی‌شکی / پُف سوی گردون نیابد مَسلَکی». این یعنی هر عملِ ناصوابی که با قصدِ اهانت به حق یا حقیقت انجام شود، راهی به آن ساحتِ بلند نمی‌یابد و تنها به خودِ عامل بازمی‌گردد و او را خوار و رسوا می‌کند. این همانند همان لعن و توبیخ الهی‌ست که بر روان بولهب بارید و در قرآن کریم از آن به «تبت» تعبیر شده است. این تنها یک نکته اخلاقی نیست؛ این یک اصلِ متافیزیکی‌ست. یعنی جهان، بر مدار عدلی می‌گردد که هر عمل را به صاحبش بازمی‌گرداند. این خودِ جهان است که سخنِ ناروا را به صاحبش بازپس می‌دهد.

بنابراین، این بیت تأکیدی‌ست بر لزومِ فروتنی و ادب در برابر حق و تجلیات او. کسی که به مقام قرب می‌رسد و حقیقتاً «اناالحق» می‌گوید، به نهایتِ فروتنی و فنا رسیده است، نه به نهایتِ تکبر. سخن از «بریدنِ لب و حلق و دهان» در اینجا، بی‌تردید دعایی‌ست در حقِ خاموش شدنِ هر زبانی که به ناروا، از روی جهل یا تکبر، جسارت ورزد. این دعایی‌ست برای طردِ آن منیّتِ مزاحم که حجابِ حق می‌شود و آدمی را به سوی خلافِ ادب می‌کشاند.

نکات کلیدی

  • تکبر روحانی، بی‌تردید به صاحبش باز می‌گردد و او را خوار می‌کند.
  • هر بی‌احترامی نسبت به ساحتِ قدسیِ هستی، اثری جز آسیب رساندن به خودِ فرد ندارد.
  • در نظامِ هستی، قانونِ بازگشتِ عمل حکم‌فرماست؛ آنچه بکاریم، همان را درو می‌کنیم.
  • ادعای معرفت یا جایگاه روحانی باید از مقام فنا و فروتنی برآید، نه از منیّت و خودبینی.
  • بریدن لب و دهان، دعایی است برای خاموش شدن هر سخن ناروا و متکبرانه علیه حقیقت.

Sources: d6-s47 · 00:56:45 d6-s47 · 00:59:00 s02 [00:50:20] s04 [00:53:15]

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.