قرائت دفتر ۶ بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج بیت ۲۲۷۹

M6:2279 — لیک خورشید عنایت تافته‌ست / آیسان را از کرم در یافته‌ست

لیک خورشید عنایت تافته‌ستآیسان را از کرم در یافته‌ست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2279

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما خورشید عنایت الهی تابیده است و ناامیدان را از روی کرم و بخشش خود یافته و در آغوش گرفته است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که حتی در اوج ناامیدی و خطا، رحمت و توجه خداوند شامل حال یأس‌زدگان می‌شود و آن‌ها را زیر چتر مهر خود می‌گیرد.

شرح

این بیت، پس از شرحی دراز دربارهٔ بسته‌ماندن دیده‌ها و چشم‌بندی‌های گوناگون که مانع از دیدن حقیقت می‌شود، یک پیام روشنگرانه و امیدبخش از مولاناست. او می‌فرماید: «لیک خورشید عنایت تافته‌ست / آیسان را از کرم دریافته‌ست.»

«آیسان» در اینجا همان «مأیوسان» است، اما مولانا با دقتی ادیبانه و دستوری، واژهٔ «آیس» را به کار می‌برد. ما در فارسی عامیانه اغلب «مأیوس» می‌گوییم، در حالی که فعل «یأس» لازم است و مفعول نمی‌پذیرد؛ از این رو، صیغهٔ فاعلی «آیس» صحیح است، به معنای «ناامید و یأس‌زده». مولانا به درستی اشاره می‌کند که این خورشید عنایت الهی، که همیشه می‌تابد، به سراغ همین «آیسان»، همین ناامیدان و نومیدان می‌رود و آن‌ها را از روی کرم و بخشش خود «دریافته است»؛ یعنی آن‌ها را پیدا کرده، در آغوش گرفته و شامل حال لطف خود ساخته است.

این یک بشارت بزرگ است: هرچند که بندگان بر خود ظلم می‌کنند، چشم‌ها را می‌بندند و گوهرهای هستی را به «بدل‌های ناسزا» (چنانکه در ابیات پیشین گفت) معاوضه می‌کنند، اما هیچ‌گاه از دایرهٔ رحمت الهی خارج نیستند. خداوند «نرد بس نادر ز رحمت باخته»، یعنی بازی بسیار نادری از روی رحمت به راه انداخته که «عین کفران را انابت ساخته»؛ کفر ورزیدن و ناسپاسی محض را به توبه‌کردن و بازگشت به سوی خویش تبدیل می‌کند. این قدرت تبدیل اضداد به یکدیگر، صفت بارز ذات حق است.

مولانا در ادامه برای تصویرسازی این قدرت شگرف، مثال‌های فراوان می‌آورد. او می‌گوید خداوند «غنچه را از خار سرمایه دهد»؛ یعنی از دل خاری تیز، گلی لطیف و زیبا می‌رویاند. یا «مهره را از مار پیرایه دهد»، که اشاره به مهرهٔ مار معروف دارد که در فرهنگ عامه مایهٔ دوستی و جلب محبت است، در حالی که مار خود نماد زهر و خطر است. از «سواد شب»، «نهار» (روز) را بیرون می‌آورد، و از «کف معصر» (فرد تنگدست)، «یسار» (ثروت و فراوانی) را برمی‌رویاند. این قدرت خلاق الهی تنها به امور مادی محدود نیست. حتی «کوه با داوود گردد هم رسیل». کوه‌های خشک و صامت، با نوای داوود نبی هم‌صدا می‌شوند، پژواک او را بازمی‌تابانند و در حقیقت خود به آواز می‌آیند. این همان وعدهٔ قرآنی «یا جبال اوّبی معه و الطیر» است.

مولانا این تمثیل‌ها و داستان‌ها را می‌آورد برای اینکه به ما بفهماند که سایهٔ رحمت حق گسترده است و چشمهٔ رحمت حق در اختیار همگان است. این پیام روشن می‌کند که حتی «آلودگان» را نیز خداوند به سوی خود می‌خواند و «باب رحمت» هرگز بسته نیست. این نگرش، جهان‌بینی ما را از یأس به امید و از نومیدی به بازگشت و انابت سوق می‌دهد. این نشان از آن «سبک‌روحی» مولانا دارد که در ابتدای مثنوی‌خوانی خود به آن اشاره کردم؛ کتاب او در نهایت، کتاب شادی و امید است، نه حزن و اندوه.

نکات کلیدی

  • حتی در اوج ناامیدی، عنایت الهی شامل حال «آیسان» می‌شود و آنان را درمی‌یابد.
  • رحمت الهی کفران و ناسپاسی را نیز می‌تواند به توبه و بازگشت تبدیل کند.
  • قدرت خداوند در برآوردن خیر و زیبایی از اضداد آشکار است (مثل گل از خار، روز از شب).
  • این جهان با وجود سختی‌ها، محضر رحمت بی‌انتهای الهی است و در آن جایی برای یأس مطلق نیست.
  • باب رحمت الهی همواره گشوده است و همگان را به سوی خود می‌خواند، حتی آلودگان را.

Sources: d6-s53 · 01:02:50 d6-s53 · 01:01:06 d6-s53 · 01:04:05

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.