قرائت دفتر ۶ بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار بیت ۲۳۱۴

M6:2314 — با کفش نامستحق و مستحق / معتقان رحمت‌اند از بند رق

با کفش نامستحق و مستحقمعتقان رحمت‌اند از بند رق
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2314

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با دست بخشندهٔ او، چه شایسته و چه ناشایسته، همه آزادگان رحمت‌اند و از بند بندگی رها شده‌اند. معنا: این بیت بیان می‌دارد که لطف و رحمت خداوند آنچنان فراگیر است که هم کسانی که استحقاق دارند و هم کسانی که استحقاق ندارند را از قید اسباب و بندگی نفس آزاد می‌کند.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیشین، به صراحت و با قاطعیت، به نقدِ نگاهِ صرفاً علّی و اسباب‌محور به عالم می‌پردازد. او می‌گوید که «چشم‌بند خلق جز اسباب نیست / هر که لرزد بر سبب، ز اصحاب نیست». یعنی آنچه مردم را از دیدن حقیقت بازداشته و چشم آن‌ها را بسته است، همین نگاهِ مقیّد به اسباب و علل ظاهری است. کسی که بر اسباب و علل می‌لرزد، یعنی تنها آن‌ها را مؤثر می‌داند و دست قدرت خداوند را در آن‌ها محصور می‌بیند، از اصحابِ حقیقت نیست.

در ادامهٔ این بحث است که مولانا این بیت را می‌آورد: «با کفش نامستحق و مستحق / معتقان رحمت‌اند از بند رق». اینجا «کفش» کنایه از دست کرم و بخشایش خداوند است. مولانا می‌خواهد بگوید که خداوند با دست بخشایشگر خود، همه را، چه آنانی که در نگاهِ ما شایستهٔ دریافت هستند و چه آنانی که نیستند، مورد عنایت قرار می‌دهد. اما نکتهٔ اصلی، تأکید بر «نامستحق» است؛ این موهبت نه بر اساس عدل، بلکه بر اساس جود الهی است. این جودِ مطلق، فراتر از هرگونه استحقاقی است، زیرا به قول خود مولانا در جای دیگر: «در عدم ما مستحقان کی بدیم / که بر این جان و بر این دانش زدیم؟» ما پیش از هستی، هیچ استحقاقی برای دریافت جان و دانش نداشتیم. بنابراین، همهٔ هستی و مواهب آن، از جمله خودِ قابلیتِ استحقاق، هدیه‌ای بدونِ پیش‌شرط و لطفِ محض است.

«معتقان رحمت» یعنی آزادشدگانِ رحمت. «رق» به معنای بندگی و بردگی است. پس مولانا در اینجا ادعا می‌کند که این بخشایش بی‌واسطه و همگانی الهی، انسان‌ها را از بند رق آزاد می‌کند. این بندگی، تنها بندگی به انسان‌های دیگر نیست؛ بلکه بندگی به اسباب، بندگی به نفس، و بندگی به قیودِ این عالم است. خداوند، با دستِ کرمِ خویش، بندِ رقِ اسباب‌پرستی را می‌گسلد و رهایی‌ای می‌بخشد که از جنس رحمت مطلق است. این رهایی، نه به تلاشِ مستمرِ بنده، که به جودِ فراگیرِ حق ممکن می‌شود.

به باور من، این بیان مولانا پاسخی قاطع به فلاسفه و متکلمانی است که اصرار بر بستنِ دست خدا در عالم دارند و می‌خواهند هر رخدادی را صرفاً بر اساس علل مادی و طبیعی تبیین کنند. مولانا معتقد است که دست تصرفِ الهی همواره گشاده است و می‌تواند بدونِ نقضِ نظامِ اسباب، آن را برهم زند یا فراتر از آن عمل کند. این تصرف، همانند تصرفِ روح در بدن است که بدونِ زیر پا گذاشتنِ قوانینِ فیزیولوژیک، آن را به حرکت و عمل وا می‌دارد. پس، «معتقان رحمت» کسانی هستند که از بندگیِ اسباب آزاد شده و چشم جانشان به دستِ گشادهٔ کرم الهی دوخته شده است.

نکات کلیدی

  • جود و بخشش الهی فراتر از استحقاق انسان‌هاست.
  • آزادی واقعی از بند اسباب و تعلقات دنیوی، از برکات رحمت الهی است.
  • محدود کردن قدرت خداوند به علل مادی، نوعی نابینایی است.
  • حتی وجود و قابلیت‌های ما، موهبتی بی‌سابقه و بدون استحقاق قبلی است.
  • مولانا نگاه علّیِ صرف به جهان را به چالش می‌کشد و بر تصرف پیوستهٔ خدا تأکید می‌کند.

Sources: d6-s54 · 49:26 d6-s54 · 50:15 d6-s54 · 51:40 d6-s54 · 52:30 d6-s54 · 53:00 d6-s54 · 54:39

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.