قرائت دفتر ۶ بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار بیت ۲۳۱۵

M6:2315 — در عدم ما مستحقان کی بدیم / که برین جان و برین دانش زدیم

در عدم ما مستحقان کی بدیمکه برین جان و برین دانش زدیم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2315

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در نیستی، ما کی از مستحقان بودیم / که این جان و این دانش را صاحب شدیم؟ معنا: این بیت می‌پرسد که پیش از آنکه وجود داشته باشیم، چه شایستگی‌ای برای دریافت زندگی و دانش داشتیم و تاکید می‌کند که همهٔ اینها موهبت محض الهی است.

شرح

این بیت، به صراحت، پرده از راز بزرگ آفرینش برمی‌دارد: بنیان هستی بر جود و کرم بی‌منتهای الهی است، نه عدل و استحقاق. مولانا در اینجا با زبانی قاطع و روشن، از ما می‌پرسد که ما پیش از وجود، در آن نیستی محض، چه کسی بودیم که حقی بر گردن آفریننده داشته باشیم؟ چه استحقاقی می‌توانستیم مطالبه کنیم؟ به واقع، استحقاق فرع بر وجود است. باید بود تا حقی داشت؛ پیش از بودن، طلب و حقی معنا ندارد. پس، هر آنچه داریم، از این جان و زندگی که در کالبد ما دمیده شده تا این خرد و دانشی که در درونمان شکوفا گشته، همه از سر بخشش محض اوست، نه از باب پاداش یا حق مسلم. مولانا این نکته کلیدی را بارها در مثنوی تکرار می‌کند و می‌فرماید: «قابلی گر شرط فعل حق بدی / هیچ معدومی به هستی نامدی.» یعنی اگر قرار بر این بود که قابلیت و استحقاقی شرط فعل خداوند باشد، هیچ معدومی به هستی نمی‌آمد، چرا که هیچ عدمی استحقاق وجود ندارد. این فرق جوهری میان عدل انسانی و جود الهی است. ما انسان‌ها، در روابط خویش، ناگزیر به رعایت عدل و استحقاقیم، اما خداوند در ساحت آفرینش و بخشش، بر طریق کرم و فضل بی‌سابقه می‌رود. به همین دلیل است که نمی‌توانیم بگوییم چرا کمتر یا بیشتر از دیگری دریافت کرده‌ایم، چرا که اساساً بنا نبود چیزی به ما داده شود؛ همان‌طور که در مثل می‌گوییم «اسب پیشکشی را دندانش را نمی‌شمارند.» حتی همین قابلیت ما برای کسب کمالات، همین استعداد و آمادگی برای رشد و بالندگی، خود موهبتی است که از همان دریای جود الهی نشأت گرفته است. این «رزق قابلیت صنع اوست.» یعنی حتی استعداد داشتن، و توانایی برای مستحق شدن، خود هدیه‌ای از جانب اوست. این نگاه، دست خداوند را در عالم گشاده می‌بیند و با دیدگاه کسانی که دست حق را در طبیعت بسته می‌پندارند، یا قائل به جبری صرف در قوانین علیت‌اند، به کلی متفاوت است. این بیان رهایی‌بخش، گویای آن است که فیض الهی فارغ از قید استحقاق، بر کافهٔ موجودات جاری است.

نکات کلیدی

  • بنیان آفرینش بر جود و بخشش محض الهی است، نه بر عدل و استحقاق.
  • پیش از وجود، هیچ موجودی استحقاق هستی یا مواهب آن را ندارد.
  • جان و دانش، موهبت‌های بی‌چون و چرای الهی هستند که بدون شایستگی قبلی به ما بخشیده شده‌اند.
  • حتی قابلیت و استعداد ما برای کسب کمالات نیز خود هدیه‌ای از جانب خداوند است.
  • مفهوم عدل در روابط انسانی با جود الهی در ساحت آفرینش متفاوت است.

Sources: d6-s54 · 49:26 d6-s54 · 54:39 d6-s54 · 59:13

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.