قرائت دفتر ۶ بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار بیت ۲۳۱۶

M6:2316 — ای بکرده یار هر اغیار را / وی بداده خلعت گل خار را

ای بکرده یار هر اغیار راوی بداده خلعت گل خار را
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2316

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای آن که هر بیگانه‌ای را یار و همنشین خود ساختی؛ و ای آن که رخت گل را به قامت خار بخشیدی. معنا: این بیت، خداوند را خطاب می‌کند و سخاوت بی‌کران و بی‌قید و شرط او را می‌ستاید که لطف و فیض خود را نه فقط بر آشنایان و شایستگان، که بر هر ناآشنا و خارِ ناچیز نیز ارزانی می‌دارد.

شرح

مولانا در این بیت به وضوح بر یکی از بنیادی‌ترین آموزه‌های الهیات خود تأکید می‌کند: اینکه بنیان عالم بر «جود» است، نه «عدل». من بارها گفته‌ام که ما آدمیان، معیار عمل و قضاوت‌مان عدل و استحقاق است؛ یعنی هرکس به میزان کار و قابلیت خود چیزی به دست آورد. اما خداوند در مقام آفرینش، به چنین قواعدی پایبند نیست، چرا که اگر بنا بر استحقاق بود، هیچ معدومی به هستی نمی‌آمد. ما پیش از وجود، چه استحقاقی برای جان و دانش و موهبت‌های بی‌شمار داشتیم؟ هیچ! پس هرآنچه به ما رسیده، از سر جود و کرم اوست، نه عدل او.

این بیت مصداق روشنی برای این اصل است. «اغیار» (بیگانگان) و «خار» نماد کسانی یا چیزهایی هستند که به ظاهر شایستگی دریافت لطف و خلعت الهی را ندارند. این بیگانگان، شاید به ظاهر بر طریق او نباشند یا حتی در شمار دشمنان پنداشته شوند، اما خداوند آن‌ها را یار و دوست خویش می‌گرداند. خار نیز که نماد خشونت، تیزی و دوری از لطافت است، از خلعت زیبای گل بی‌بهره نمی‌ماند و در جوار آن، یا حتی در بر تن کردن جمال آن، از جود بی‌دریغ الهی بهره می‌برد. این مثال، درست مانند آن است که می‌گوییم «اسب پیشکشی را دندانش نمی‌شمارند»؛ ما نمی‌توانیم از خداوند بپرسیم که چرا این همه موهبت به ما بخشیدی، یا چرا کم و زیاد کردی، چرا که اصلاً بنا نبود چیزی بدهد. این، صرفاً کرم اوست.

این نگاه مولانا، دست خداوند را در تصرفات عالم گشاده می‌بیند و با آن دیدگاهی که اسباب و علل طبیعی را چشم‌بندِ خلق می‌داند و دست خدا را در پَسِ پرده علیت بسته می‌پندارد، در ستیز است. این «جود مطلق»، همان «ید الله مبسوطتان» است که خداوند را فارغ از هرگونه اجبار و استحقاق، مقتدر و کریم معرفی می‌کند. مولانا این بیت را پس از آن می‌آورد که توضیح می‌دهد ما پیش از آفرینش، استحقاق هیچ چیز را نداشتیم، و حال که در عالمیم، این دعاهای ما نیز خود تعلیمی از جانب اوست تا ما را به طلب و اضطرار رساند. پس جود او نه تنها ما را آفرید، بلکه میل طلب را نیز در ما نهاد و حالا چشم به کرم دوباره او داریم تا ما را از «هیچ‌نی» به «چیز» بدل کند. این تصویر، سراسر تسلیم و اعتراف به جود بی‌پایان الهی است.

نکات کلیدی

  • بنیاد هستی بر «جود» و سخاوت بی‌کران الهی است، نه «عدل» و استحقاق.
  • وجود ما و تمام موهبت‌هایمان، هدیه‌ای بی‌منت و بی‌سابقه‌اند.
  • لطف خداوند شامل حال همه موجودات، حتی «اغیار» و ناچیزترین‌ها (خار) می‌شود.
  • خداوند دست گشاده‌ای در آفرینش و تدبیر دارد و به قواعد انسانی عدالت محدود نیست.

Sources: d6-s54 · 54:39 d6-s54 · 49:26

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.