قرائت دفتر ۶ بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار بیت ۲۳۲۷

M6:2327 — دیده را نادیده خود انگاشتم / باز زنبیل دعا برداشتم

دیده را نادیده خود انگاشتمباز زنبیل دعا برداشتم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2327

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خودبینی‌ام را نادیده و ناچیز شمردم؛ آنگاه دوباره زنبیل دعا را برداشتم. معنا: این بیت بیانگر رها کردن خودبینی و غرور نفسانی است؛ پس از کنار گذاشتن نگاه متکی به خود، انسان با تواضع و افتقار به درگاه حق روی می‌آورد و دست به دعا برمی‌دارد.

شرح

این بیت گویای یک لحظهٔ عمیقِ تحول روحانی است. در بیت پیشین، مولانا از ما می‌پرسد: «ای عجب، این معجبی من ز کیست؟» یعنی این همه خودپسندی و غرور، این احساسِ «منم» که در وجود ماست، از کجا آمده؟ پاسخ مولانا در این بیت می‌آید که وقتی به عمقِ ناتوانی و بی‌اختیاری خود می‌نگریم، باید این «دیده» را «نادیده» بینگاریم. «دیده» در اینجا به معنی چشمِ ظاهری نیست، بلکه مراد همان «بینش خودپسندانه» است، همان خودبینی و خودستایی و احساسِ استقلالِ کاذب. «نادیده انگاشتنِ دیده» یعنی عامدانه این توهمِ خودکفایی را کنار بگذاریم، این غرورِ نفسانی را از میدان بدر کنیم و خود را «هیچ‌نی» بدانیم. این یک عملِ آگاهانه از جانب سالک است، نوعی اظهار عجز و اعتراف به فقر وجودی. به قول خود مولانا، پیش از آفرینش، ما «هیچ‌نی» بودیم و هیچ استحقاقی نداشتیم. هستی و تمام قابلیت‌های ما هدیه‌ای از جود الهی است، نه عدالت او.

پس از این کنار گذاشتنِ خودبینی، چه عملی ممکن است؟ طبیعی‌ترین و تنها راهِ مشروع، «زنبیل دعا برداشتن» است. «زنبیل دعا» کنایه از دستِ نیاز دراز کردن به سوی پروردگار است، نمادی از تضرع و التماس. اما نکتهٔ بسار مهمی که مولانا بارها بر آن تأکید می‌کند این است که خودِ دعا نیز تعلیم و امر الهی است. این ما نیستیم که فی‌البداهه به دعا کردن می‌افتیم؛ این خداوند است که از ابتدا به ما امر کرده است که دعا کنیم، وگرنه «خاکی را چه زهره این بدی؟» انسانِ خاکی را یارایِ این نبود که لب به تضرع باز کند. حتی آن عطش و طلبی که در ما به وجود می‌آید و ما را به دعا وا می‌دارد، خود نعمتی از جانب اوست. بنابراین، وقتی ما «زنبیل دعا برمی‌داریم»، در حقیقت این فعلِ الهی است که از طریق ما به ظهور می‌رسد. ما ابزاری هستیم برای ابرازِ نیازهایی که او خود در ما نشانده است. این نه جبر است، بلکه اوجِ معنای جباری است؛ آنجا که انسان از تمام قید و بندهای خود رها می‌شود و خود را در جریان جود و ارادهٔ الهی جاری می‌سازد. از این روست که مولانا در جای دیگر می‌گوید: «چون دعامان امر کردی ای عجاب / این دعای خویش را کن مستجاب.» این دعای خودِ توست که از زبان ما جاری می‌شود؛ پس، ای شگفت‌انگیز، این دعای خویش را مستجاب فرما. این مقامِ افتقار، نهایت بندگی و اوجِ توحید افعالی است.

نکات کلیدی

  • «دیده» در اینجا به معنای «خودبینی» و «غرور نفسانی» است و «نادیده انگاشتن» آن، گام اول در مسیر روحانیت است.
  • رها کردن خودبینی، انسان را به مقام «هیچ‌نی» می‌رساند که بستری برای «اظهار عجز» و «افتقار» است.
  • «زنبیل دعا برداشتن» نماد تضرع و التماس است که تنها پس از کنار گذاشتن غرور نفسانی ممکن می‌شود.
  • از دیدگاه مولانا، دعا یک امر و تعلیم الهی است؛ این خداوند است که میل به دعا را در انسان می‌نشاند و خود آن را جاری می‌سازد.
  • هستی و قابلیت‌های انسان، نعمتی از «جود» الهی است، نه استحقاق خود انسان، که این درک، مبنای حقیقی دعا و افتقار است.

Sources: d6-s54 · 54:39:00 d6-s54 · 59:13:00 d6-s54 · 03:52:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.