قرائت دفتر ۶ بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار بیت ۲۳۳۴

M6:2334 — در ندارم هم تو داراییم کن / رنج دیدم راحت‌افزاییم کن

در ندارم هم تو داراییم کنرنج دیدم راحت‌افزاییم کن
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2334

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من که چیزی ندارم، تو به من دارایی عطا کن. رنج‌های فراوان دیده‌ام، تو بر آسایش من بیفزا. معنا: این بیت اعترافی است از ناتوانی و فقر وجودی انسان در برابر خداوند. درویش می‌گوید من هیچ ندارم و هر آنچه دارم وهمی بیش نیست، پس تنها تویی که می‌توانی به من دارایی حقیقی و راحتی واقعی ببخشی.

شرح

من این بیت را تجلی عجز و افتقار وجودی انسان می‌دانم. سخن از درویشی است که در زمان «بیهشی» خویش «هیچ» است و در زمان «هوش» خویش در «پیچ». یعنی در ناآگاهی محض، فاقد هرگونه وجود مستقل و در آگاهی، درگیر رنج‌ها و اضطراب‌ها و پیچیدگی‌های روزگار است. این حال، اعتراف به ناتوانی مطلق است؛ می‌گوید: «هیچ دیگر بر چنین هیچی منه / نام دولت بر چنین پیچی منه.» ای خداوند، دیگر بر این نیستی ما نیستی‌ای میاور و این پریشانی ما را نام اقبال و بخت مگذار.

در چنین وضعیتی، درویش به خود می‌نگرد و می‌بیند که از تدبیر خویش عاجز است. اگر اختیار به دست خودش بود، خودش را به بهترین وجه می‌پروراند و سامان می‌داد، اما چنین قدرتی ندارد. با این حال، تعجب می‌کند که چگونه با این همه ناتوانی، باز هم در او «معجبی» و خودپسندی وجود دارد. این خودپسندی از کجا می‌آید، در حالی که کف او از «حل و عقد» (گره زدن و گشودن کارها) تهی است؟ اینجاست که پرده از وهم دارایی کنار می‌رود.

بنابراین، این درخواست «در ندارم هم تو داراییم کن» نه یک طلب مادی، بلکه یک ندای وجودی است. من که جز «وهم دارایی» چیزی ندارم، تو ای خداوند، «دارایی حقیقی» به من عطا کن. دارایی حقیقی چیزی فراتر از مال و مکنت است؛ دارایی‌ای است که از حضور حق برمی‌خیزد و هرگونه خلأ و نیازمندی را پر می‌کند. این «نداشتن» یک فقر اختیاری نیست، بلکه فقر ذاتی موجود ممکن‌الوجود است. این همان سرشت عدمی ماست که مولانا در جای دیگر می‌فرماید: «ما عدم‌هاییم و هستی‌ها نما / تو وجود مطلقی هستی ما».

همین‌طور، درخواست «رنج دیدم راحت‌افزاییم کن» از دل همین پیچیدگی‌ها و دغدغه‌هایی برمی‌خیزد که در زمان هوشیاری انسان را در بر می‌گیرد. این رنج، نه فقط رنج‌های بیرونی، بلکه آن «پیچ» درونی است که انسان را در اضطراب نگاه می‌دارد. درویش آرامش را در افزایش قدرت خویش نمی‌جوید، بلکه آن را کاملاً در ید قدرت الهی می‌داند. این نوع طلب، نه بر اساس استحقاق، که بر مبنای رحمت و فضل محض الهی است. این دعا، تضرعی عریان است؛ درویش حتی آب دیده هم ندارد تا در آن عریان بایستد، چه رسد به چشم بینا. او به حالتی می‌رسد که می‌گوید: «اگر آب چشم هم ندارم، تو به من آب چشم عطا کن، چشمانی عطا کن مانند پیامبر، چشمان اشک‌بار.» این نهایت اظهار فقر و وابستگی است.

نکات کلیدی

  • بیت، اعتراف به فقر ذاتی انسان و ناتوانی او در تدبیر امور خویش است.
  • دارایی‌های دنیوی و نفسانی، «وهم دارایی» هستند؛ دارایی حقیقی از جانب خداوند است.
  • رنج و «پیچ» درونی و بیرونی انسان، او را به طلب راحتی و آسایش از مبدأ الهی می‌کشاند.
  • نیاز انسان به ذات الهی، هم در حال «بیهشی» (عدم آگاهی) و هم در حال «هوش» (آگاهی پر از اضطراب) پابرجاست.
  • این دعا، نه بر اساس استحقاق، بلکه تضرعی عریان بر پایه رحمت و فضل الهی است.

Sources: d6-s54 · 03:52:00 d6-s54 · 59:13:00 d6-s54 · 07:37:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.