قرائت دفتر ۶ بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن بیت ۲۳۶۹

M6:2369 — بیشتر اصحاب جنت ابلهند / تا ز شر فیلسوفی می‌رهند

بیشتر اصحاب جنت ابلهندتا ز شر فیلسوفی می‌رهند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2369

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بیشتر اهل بهشت، از آن رو بی‌تکلّف و ساده‌دل‌اند تا از شرّ پیچیدگی‌های ذهنی و مکر فیلسوفی در امان بمانند. معنا: این بیت بیان می‌دارد که سعادت و راه رسیدن به حق، غالباً از طریق سادگی دل و رهایی از پیچیدگی‌های عقل‌گرایانه و فلسفی به دست می‌آید، زیرا این پیچیدگی‌ها می‌توانند حجابی بر سر راه ایمان و عشق باشند.

شرح

این بیت، که ظاهراً معنایی شگفت‌انگیز و حتی تا حدی نامتعارف دارد، در حقیقت بیانگر یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های مولاناست. باید بدانیم که مولانا در اینجا لفظ «ابله» را به معنای مرسومِ «نادان» یا «احمق» به کار نمی‌برد؛ بلکه مراد او کسانی هستند که از پیچیدگی‌های ذهنی، تعقیدات کلامی و جدال‌های فلسفی رها و فارغ‌اند. به تعبیر دیگر، «ابله» در اینجا به معنای «غیر فیلسوف» است، کسی که دین خود را از راه فلسفه و جدل‌های عقلی به دست نیاورده، بلکه از طریق ایمان و عشق آن را یافته است. ایمان از جنس عشق است و عشق نه با برهان‌های عقلی، که با دیدن زیبایی و مجذوب شدن به کاریزما و محبوبیت حاصل می‌شود.

مولانا این بیت را در پی بیتی می‌آورد که می‌گوید: «ای بسا علم و زکاوات و فطن / گشته رهرو را چو غول و راهزن». این علوم و ذکاوت‌ها، به جای اینکه راهگشا باشند، گاه حجابی می‌شوند بر دل و چشم آدمی. ما این را به وضوح در بین کسانی می‌بینیم که غرق در دانش‌های تجربی‌اند و تصور می‌کنند با همین علوم، از هر معرفت دیگری بی‌نیاز شده‌اند؛ نه به پیغمبر احتیاج دارند، نه به متافیزیک و نه حتی به فلسفه. این دانش، هرچند در جای خود ارزشمند است، اما اگر به غرور و تعصب بدل شود، خود حاجب سعادت آدمی می‌شود و حتی مانع خداشناسی.

من بارها گفته‌ام که تعصب، منحصر به مذهبی‌ها نیست؛ تعصب ضدمذهبی هم داریم که به همان اندازه کورکننده است. این همان «جهل مرکب» است که فرد گمان می‌کند چیزی را می‌داند، حال آنکه بر خطا و نادانی خویش اصرار می‌ورزد و از جهل بسیط نیز بدتر است، زیرا مانع آموختن حقیقت می‌شود. این «شر فیلسوفی» که مولانا از آن می‌گوید، نه تنها به این معناست که خود فلسفه ممکن است به حجابی بدل شود، بلکه به معنای آن بدجنسی و حیله‌گری و زرنگی‌های دنیوی است که ما امروز آن را زرنگی می‌نامیم. مولانا معتقد است که انسان‌های خوب، آدم‌هایی هستند که بدجنسی را بلد نیستند؛ نه اینکه می‌دانند و خویشتن‌داری می‌کنند، بلکه اصلاً راه دستشان نیست که دروغ بگویند یا کلکی بزنند. این فارغ بودن از حیله و نیرنگ، خود یک صفت بهشتی است.

مولانا جامعه‌ای را تصور می‌کند که در آن آدمیان خوش‌جنس و نیک‌اندیش بار می‌آیند و نیازی به پیچیدگی و بدجنسی ندارند، زیرا گزندی از این بابت ندیده‌اند. شاید چنین جامعه‌ای فقط در بهشت یافت شود، جایی که «بیشتر اصحاب جنت ابلهند تا ز شر فیلسوفی می‌رهند». این رهایی، رهایی از مکر و پیچیدگی و تعصب است، رهایی‌ای که به قلب و روح اجازه می‌دهد تا بی‌واسطه، حقیقت را تجربه کند و طعم عشق را بچشد.

نکات کلیدی

  • «ابله» در بیان مولانا به معنای ساده‌دل و فارغ از پیچیدگی‌های فلسفی است، نه نادان.
  • ایمان و عشق از جنس تجربه‌های مستقیم و مجذوبیت است، نه حاصل استدلال‌های فلسفی و کلامی.
  • علوم و ذکاوت‌های ظاهری اگر به غرور و تعصب بینجامند، می‌توانند همچون حجابی، مانع معرفت حقیقی و سعادت شوند.
  • رهایی از بدجنسی، حیله‌گری و زرنگی‌های دنیوی (که گاهی با هوشمندی اشتباه گرفته می‌شود) از خصوصیات اهل بهشت است.
  • جهل مرکب (باور به دانایی در عین نادانی) سدی بزرگتر در راه آموختن حقیقت است تا جهل بسیط.
  • جامعه‌ای که افراد در آن خوش‌جنس و ساده‌دل باشند، مطلوب مولانا و ویژگی جوامع بهشتی است.

Sources: d6-s55 · 54:26:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.