قرائت دفتر ۶ بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن بیت ۲۳۶۸

M6:2368 — ای بسا علم و ذکاوات و فطن / گشته ره‌رو را چو غول و راه‌زن

ای بسا علم و ذکاوات و فطنگشته ره‌رو را چو غول و راه‌زن
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2368

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه بسیار دانش‌ها، هوشمندی‌ها و زیرکی‌ها که برای سالک، چونان دیو بیابان و راهزن شده‌اند. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که گاهی اوقات دانش و هوش زیاد، به جای آنکه یاری‌رسان راه حقیقت باشند، به موانعی تبدیل می‌شوند که سالک را از مقصد اصلی بازمی‌دارند.

شرح

من قاطعانه می‌گویم که مولانا در این بیت، یکی از عمیق‌ترین آسیب‌شناسی‌های طریق سلوک را پیش می‌کشد. او به ما نشان می‌دهد که چگونه بزرگترین فضیلت‌های ما، یعنی علم و ذکاوت و فطانت، می‌توانند به بزرگترین ره‌زن این راه تبدیل شوند.

این نکته را مولانا در پی داستان‌هایی می‌آورد که در آنها تکیه بر «خود» و «داشتن» به جای «نیاز» و «طلب» قرار می‌گیرد. به یاد بیاورید ماجرای کنعان را که به جای سفینه‌ی نجات نوح، بر «کوه عاصم» خود تکیه کرد و پنداشت «یعصمنی من الماء» و رستگار نشد. یا آن تیراندازی که مرادش «حاضر به جیب» بود، اما علم تیراندازی‌اش حجاب او گشت و از دریافت آسان آن مانع شد. علم وقتی تبدیل به حجاب می‌شود که به آن تکیه کنیم و خود را بی‌نیاز از یاری دیگران یا حقیقت مطلق بدانیم. این اتکا به خویشتن، چشمان آدمی را می‌بندد و او را از دیدن حقایق پیش رو بازمی‌دارد.

من این را در زندگی خودمان و در دنیای امروز نیز بارها دیده‌ام. بسیاری از متکیان به علوم تجربی، به تعصبی عجیب، هرگونه سخن از متافیزیک، فلسفه یا انبیا را نفی می‌کنند و می‌پندارند که همین «ساینس» به تنهایی کفایت می‌کند و همه پرسش‌های سعادت و اخلاق و عاقبت را پاسخ می‌دهد. این همان «علمی» است که حاجب خداشناسی و حتی سعادت آدمی می‌شود. این یک نوع «تعصب ضدمذهبی» است؛ همان‌قدر کور و راهزن، که تعصب مذهبی می‌تواند باشد. همان‌طور که می‌گفتم، دوستان عزیز، تعصب فقط مال مذهبی‌ها نیست؛ تعصب می‌تواند ضدمذهبی نیز باشد و چشم‌ها را به روی شنیدن و اندیشیدن ببندد.

مولانا اینجا به تفاوت میان «جهل بسیط» و «جهل مرکب» اشاره دارد. جهل بسیط، یعنی ندانستن؛ اما جهل مرکب، یعنی چیزی را غلط دانستن و گمان بردن که درست می‌دانیم. این دومی بسیار خطرناک‌تر است، زیرا فرد معتقد است که می‌داند و لذا آماده‌ی آموختن نیست. پاک کردن جهل مرکب، به مراتب سخت‌تر از جهل بسیط است و یکی از بزرگترین خطرات در مسیر سلوک، گرفتار آمدن در همین جهل مرکب است که علم ما را به غول و راهزن تبدیل می‌کند.

در ادامه مولانا این حقیقت را به حدیثی نبوی پیوند می‌زند که غزالی نیز آن را نقل کرده: «بیشتر اصحاب جنت ابلهند». اینجا «ابله» به معنای ساده‌لوح یا نادان نیست؛ ابله یعنی کسی که از راه پیچیدگی‌های فلسفی و علم کلام به دین نرسیده است. ایمانش، ایمانی عاشقانه و ساده‌دلانه است. هیچ‌کس با فلسفه عاشق نمی‌شود. عشق از راه دل، از راه دیدن زیبایی‌ها و کاریزما می‌آید. «ابله» در این معنا، کسی است که از حیث پیچیدگی‌های ذهنی «بسیط» است و مهم‌تر از آن، اهل «بدجنسی» و حیله‌گری نیست. او دروغ گفتن یا کلک زدن را بلد نیست؛ چنین رفتارهایی اصولاً راه دستش نیست. ما امروز حیله‌گری را زرنگی می‌نامیم، در حالی که دقیقاً برعکس است. جامعه‌ای که افرادش «خوش‌جنس» بار بیایند و در حق دیگران گمان نیرنگ نبرند، همان جامعه‌ای است که اهل ایمان باید در آن زیست کنند. از همین روست که مولانا در جای دیگری می‌گوید: «خویش را عریان کن از فضل و فضول / تا کند رحمت به تو هر دم نزول». باید از این تصور که «اهل فضلیم» خود را عریان کنیم و از چون و چراهای بیهوده رها شویم تا باران رحمت الهی بر ما ببارد. این گشایش، تنها با رها کردن تکیه بر «علم» به معنای حجاب‌گرای آن، میسر می‌شود.

نکات کلیدی

  • گاهی، علم و هوشمندی بیش از حد، به جای راهنما، مانع راه سالک می‌شود.
  • اتکا به دانش خود، ما را از جست‌وجوی حقیقت یا پذیرش راهنمایی بازمی‌دارد.
  • جهل مرکب (پندار دانستنِ نادرست) از جهل بسیط خطرناک‌تر است؛ زیرا آموختن را ناممکن می‌سازد.
  • تعصب، چه مذهبی و چه ضدمذهبی، چشم‌بند است و مانع دیدن حقیقت می‌شود.
  • ایمان ساده و عاشقانه، که از پیچیدگی‌های فلسفی و بدجنسی عاری باشد، ارزشمندتر از ذکاوت صرف است.

Sources: d6-s55 · 53:42:00 d6-s55 · 53:00:00 d6-s55 · 53:42:00 d6-s55 · 54:26:00 d6-s55 · 51:49:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.