قرائت› دفتر ۶› بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بینوا کس ندیده است› بیت ۲۴۰
M6:240 — یا پی تعلیم میکرد آن حیل / یا برای حکمتی دور از وجل
M6:240
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: آن حیلهها (که آدمیان به کار میگیرند) یا برای آموزش و بیداری بود، یا برای رسیدن به حکمتی بود که از ترس و اضطراب به دور باشد. معنا: این بیت دربارهٔ دو احتمال در بهکارگیری حیلهها سخن میگوید: یکی برای تعلیم و آگاهیبخشی و دیگری برای رسیدن به بصیرتی رها از هرگونه ترس و دلهره.
شرح
این بیت در میان آن دسته از ابیاتی قرار میگیرد که مولانا به تحلیل ژرف روانشناسی انسانی میپردازد و راه فرار آدمیان از «اختیار» و «هستی» خویش را واکاوی میکند. «آن حیل» که در این بیت آمده است، میتواند به دو معنای متفاوت تفسیر شود که هر دو با آموزههای مولانا همخوانی دارند:
اول، «حیل» میتواند به تدابیر و راهکارهایی اشاره کند که خود آدمیان برای گریز از اضطرابهای بنیادین هستی به کار میبرند. مولانا به روشنی بیان میکند که چگونه «جمله عالم ز اختیار و هست خود / میگریزد در سر سرمست خود» و برای رهایی از هوشیاری، به مستی (خمر و زمر) یا به اشتغال و کار غرق شدن (شغل) پناه میبرد. اینها همان «حیل»ی هستند که انسانها برای فراموشی زندانِ هستیِ خویش میآفرینند. اما از دیدگاه مولانا، اینها راهحل نیستند، بلکه خود عین بیکاری و غفلتاند.
دوم، «آن حیل» میتواند به شگردهای تعلیمی و زبانی خود مولانا اشاره داشته باشد. مولانا به عنوان یک آموزگار بیبدیل، قصهها، تمثیلها و استعارههای گوناگونی را به کار میگیرد تا خواننده را به خودآگاهی برساند. این «حیل» از سوی مولانا، نه برای فریب، بلکه برای «تعلیم» و بیدار کردن جانهای خفته است؛ به این معنا که او با این شیوهها میکوشد تا انسان را از دام «حیل» خودش (مستی و غفلت) رها سازد. این حیلهها ابزاری برای روشنگری هستند، نه پوشاندن حقیقت.
بخش دوم بیت، یعنی «یا برای حکمتی دور از وجل»، به هدف نهایی این تدابیر اشاره دارد. «وجل» در اینجا به معنای ترس، دلهره و اضطراب است. انسان با چهار اضطراب بنیادین زاده میشود: اضطراب مرگ، اضطراب تنهایی، اضطراب پوچی و اضطراب اختیار و مسئولیت. مولانا این دلهرهها را دقیقتر از بسیاری از روانکاوان جدید تحلیل میکند و راهحلهایی برتر ارائه میدهد. ابنعربی، با همهٔ عظمتش، در «حضرات خمس» غوطه میخورد و از آسمانها سخن میگفت، اما مولانا به «تاریکخانه روان آدمی» نفوذ میکند و از زوایای پنهان روح پرده برمیدارد. هدف مولانا این است که انسان را به «حکمتی» برساند که از این اضطرابها به دور باشد.
این حکمتِ رها از وجل، چگونه حاصل میشود؟ نه با فرار از واقعیت، بلکه با تسلیم شدن به آن. مولانا توصیه میکند که باید با مرگ روبرو شد، تنهایی را پذیرفت، به دنبال کشف معنای زندگی (نه تراشیدن آن) بود، و از همه مهمتر، برای کاهش اضطراب اختیار، «از قدرت خود بکاهید». سادهزیستی و قناعت، یعنی داشتن گزینههای کمتر و نخواستنِ منابع فراوان، راهی است که آدمی را از بار سنگین مسئولیتهای برخاسته از آزادی میرهاند و «اضطراب آزادی و مسئولیت» را تقلیل میدهد. این «حکمت دور از وجل» است که مولانا از طریق «حیل» تعلیمی خود، انسان را به سوی آن هدایت میکند.
نکات کلیدی
- آدمیان از اختیار و هوشیاری خویش به سوی مستی و غفلت میگریزند.
- «حیل» (حیلهها) میتوانند ابزار فرار انسان از خودآگاهی باشند (مانند مستی و اشتغال) یا شگردهای تعلیمی مولانا برای بیداری.
- هدف غایی حکمت مولانا، رهایی از چهار اضطراب بنیادین انسان است: مرگ، تنهایی، پوچی و مسئولیت.
- مولانا روانکاو برجستهای است که به «تاریکخانه روان آدمی» نفوذ میکند و راهحلهای عملی ارائه میدهد.
- راه رسیدن به «حکمت دور از وجل»، تسلیم به واقعیت و کاهش خواستهها (قناعت و سادهزیستی) برای سبک کردن بار مسئولیت است.
Sources: d6-s07 · 23:45:00 d6-s07 · 29:55:00 d6-s07 · 00:71:36
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: Either he employed those stratagems for teaching, / Or for a wisdom far from fear (wajal). Meaning: This verse explores the dual purpose of employing 'tricks' or stratagems: either as a method for instruction and awakening, or as a path to a wisdom entirely liberated from anxiety and fear.
Explanation
This verse delves into the profound psychological insights of Rumi, analyzing how humans attempt to evade their own 'choice' (ikhtiyār) and 'existence' (hastī). The phrase 'those stratagems' (ān ḥiyal) can be interpreted in two distinct ways, both aligned with Rumi's teachings:
Firstly, 'stratagems' could refer to the coping mechanisms people employ to escape existential anxieties. Rumi vividly illustrates how "all the world, from its own choice and selfhood, / Flees into its own intoxicated head" (M6:240). To escape self-awareness, people resort to intoxication (wine, distracting music) or to submerging themselves in work (shughl), what we now call being a 'workaholic.' These are the 'stratagems' humans devise to forget the prison of their own existence. Yet, from Rumi's perspective, these are not solutions; they are, in fact, forms of idleness and heedlessness.
Secondly, 'those stratagems' could allude to Rumi's own unique teaching methods and linguistic artistry. As an unparalleled mentor, Rumi utilizes diverse stories, parables, and metaphors to awaken the reader to self-awareness. These 'stratagems' employed by Rumi are not meant to deceive but to 'teach' (taʿlīm) and stir dormant souls. Through these means, he endeavors to liberate individuals from their own 'stratagems' of intoxication and heedlessness. His 'tricks' are tools of enlightenment, not obfuscation of truth.
The second part of the verse, "Or for a wisdom far from fear (wajal)," indicates the ultimate goal of these measures. Wajal here signifies fear, apprehension, and anxiety. Humanity is born with four fundamental anxieties: the fear of death, loneliness, meaninglessness, and the burden of choice and responsibility. Rumi analyzes these apprehensions with a depth that often surpasses contemporary psychoanalysts, offering superior remedies. While Ibn Arabi, for all his grandeur, immersed himself in the 'Five Presences' (ḥaḍarāt-i khams) and spoke of celestial realms, Rumi penetrates the 'dark chamber of the human psyche' (tārīk-khānah-yi rawān-i ādamī) and unveils its hidden corners. Rumi's aim is to guide humanity towards a 'wisdom' (ḥikmat) that is liberated from these anxieties.
How is this wisdom, free from wajal, attained? Not by escaping reality, but by submitting to it. Rumi advises confronting death, accepting loneliness, seeking to discover (rather than merely construct) the meaning of life, and crucially, to mitigate the anxiety of choice, one must "reduce one's own power" (az qudrat-i khwud bi-kāhīd). Simple living (sāda-zīstī) and contentment (qanāʿat)—meaning having fewer options and desiring fewer resources—is a path that unburdens individuals from the heavy responsibilities arising from freedom, thereby alleviating the 'anxiety of freedom and responsibility.' This is the 'wisdom far from wajal' towards which Rumi, through his teaching 'stratagems,' guides humanity.
Key takeaways
- Humans often flee from their own free will and self-awareness towards intoxication and heedlessness.
- Stratagems (ḥiyal) can be either human escape mechanisms (like addiction or busyness) or Rumi's teaching methods for awakening.
- The ultimate goal of Rumi's wisdom is liberation from humanity's four fundamental anxieties: death, loneliness, meaninglessness, and responsibility.
- Rumi is a profound psychologist who penetrates the 'dark chamber of the human psyche' and offers practical remedies.
- Achieving 'wisdom far from fear' involves submitting to reality and reducing one's desires (through contentment and simple living) to lighten the burden of responsibility.
Sources: d6-s07 · 23:45:00 d6-s07 · 29:55:00 d6-s07 · 00:71:36
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.