قرائت دفتر ۶ بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود بیت ۲۴۰۸

M6:2408 — هرکه خواهد قسم خود بر جان زند / هرکه خواهد قسم خود پنهان کند

هرکه خواهد قسم خود بر جان زندهرکه خواهد قسم خود پنهان کند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2408

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر که بخواهد پیمان درونی خود را بر جانش ببندد (آن را آشکار کند)، و هر که بخواهد پیمان درونی خود را پنهان بدارد.

معنا: این بیت به تفاوت درونی آدمیان اشاره دارد؛ اینکه برخی خواسته‌ها و سوگندهای باطنی خود را آشکارا بر جانشان می‌نهند و برخی دیگر آن‌ها را پنهان می‌کنند.

شرح

این بیت در میانهٔ داستان «مسلمان و ترسا و جهود» در دفتر ششم مثنوی جای گرفته است. مولانا در اینجا به تفاوت میان آدمیان اشاره می‌کند؛ تفاوت‌هایی که ریشه‌ای‌تر از اختلافات ظاهری، مذهبی یا اجتماعی است. او می‌گوید: «هرکه خواهد قسم خود بر جان زند / هرکه خواهد قسم خود پنهان کند.»

«قسم خود» در اینجا نه فقط به معنای سوگندی رسمی و کلامی است، بلکه مراد از آن، آن عهد و پیمان باطنی و حقیقت وجودی است که هر کس با خود یا با خداوند بسته است. این «قسم» می‌تواند آرمان، شوق، تمنای راستین، یا آن گوهر نهفته‌ای باشد که سرنوشت او را رقم می‌زند. آدمی در این عالم، هر چند در یک کاروان‌سرا و در کنار دیگران موقتاً همنشین می‌شود، اما دروناً عوالم متفاوتی دارد. همان‌طور که مولانا می‌فرماید: «خلق در بازار یکسان می‌روند / نیم در ذوق‌اند و نیمی دردمند.» این ظاهر یکسان، باطن‌های متفاوت را در خود پنهان کرده است.

برخی از انسان‌ها «قسم خود بر جان زنند»؛ یعنی آن حقیقت درونی و آن آرمان اصلی را نه فقط در دل می‌پرورند، که آن را آشکارا به نمایش می‌گذارند و تمام هستی و جان خود را فدای آن می‌کنند. اینها اهل شجاعت و فاش‌گویی‌اند در آنچه به گوهر وجودی‌شان بازمی‌گردد. آن‌ها گویی بر سر پیمان خود، جان را گرو می‌گذارند و از ابراز آن پروایی ندارند.

در مقابل، برخی دیگر «قسم خود پنهان کنند.» اینان آن پیمان باطنی، آن حقیقت درونی، یا آن شوق اصلی را در سینه پنهان می‌دارند و آن را آشکار نمی‌سازند. دلایل این پنهان‌کاری می‌تواند متعدد باشد: گاهی از سر تواضع است، گاهی از بیم ملامت مردمان، و گاهی نیز از آن‌رو که آن حقیقت چنان لطیف و خصوصی است که در قالب کلمات نمی‌گنجد و برای بیان، نیاز به «سینه شرحه شرحه» دارد که هر کس واجد آن نیست.

مولانا، همان‌گونه که در جای دیگر می‌فرماید، «ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای.» این «اندیشه» در اینجا به معنای فکر صرف نیست، بلکه منظور همان انگیزه، آرمان و شوق باطنی است که هویت انسان را شکل می‌دهد. این بیت هم دقیقاً به همین نقطه مرکزی اشاره دارد: انسان‌ها را انگیزه و نیت درونی‌شان تعریف می‌کند. این انگیزه، چه آشکار شود و چه پنهان بماند، حقیقت اصلی وجود آن‌هاست و مسیر آینده‌شان را رقم خواهد زد. سرانجام، آن که فرصت یابد، به سوی آن‌چه اشک و آه او در پی آن بود، پرواز خواهد کرد، چه آن را آشکارا بر جان زده باشد، و چه پنهانی دل در گرو آن داشته باشد. این تفاوت در تجلی یا اختفای این «قسم»، یکی از راه‌هایی است که مولانا برای شناخت باطن آدمی پیش روی ما می‌نهد.

نکات کلیدی

  • حقیقت وجودی انسان، «قسم خود» اوست که می‌تواند آشکار یا پنهان باشد.
  • این بیت به باطنِ نهفتهٔ آدمیان اشاره دارد؛ تفاوت‌های ریشه‌ای‌تر از ظاهر و دین.
  • مولانا بر «اندیشه» (انگیزه و آرمان) به عنوان جوهرهٔ وجود انسان تأکید می‌کند.
  • آشکار کردن «قسم خود» نشان‌دهندهٔ شجاعت و صدق، و پنهان کردن آن می‌تواند از تواضع یا پیچیدگی حقیقت باشد.

Sources: d6-s56 · 17:33:00 d6-s56 · 25:00 d6-s56 · 00:28:38

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.