قرائت دفتر ۶ بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم بیت ۲۴۵۹

M6:2459 — که اکابر را مقدم داشتن / آمدست از مصطفی اندر سنن

که اکابر را مقدم داشتنآمدست از مصطفی اندر سنن
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2459

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چرا که مقدم داشتن بزرگان و سالخوردگان، در سنت‌های پیامبر مصطفی (ص) آمده است.

معنا: این بیت از زبان قوچ در داستانی نمادین بیان می‌کند که اصل احترام و مقدم داشتن بزرگان، از سیره و سنت‌های پیامبر اکرم (ص) سرچشمه می‌گیرد.

شرح

این بیت، از زبان قوچی در حکایتی تمثیلی نقل می‌شود که مولانا در دفتر ششم مثنوی آورده است؛ حکایت اشتر و گاو و قوچ که بر سر خوردن دسته‌ای گیاه با هم نزاع می‌کنند. قوچ برای حل این نزاع، شرطی پیشنهاد می‌دهد که هر که عمرش بیشتر است، علف از آن اوست. برای مشروعیت بخشیدن به این پیشنهاد، به یک سنت نبوی استناد می‌کند: «که اکابر را مقدم داشتن / آمدست از مصطفی اندر سنن.» قوچ، در این داستان، نماد نوعی خرد عرفی و روایتی از یک آموزهٔ دینی است.

من این بیت را تنها یک بیان ساده از یک سنت دینی نمی‌دانم؛ بلکه آن را سرآغازی می‌بینم برای نقد عمیق مولانا از انحراف و سوءاستفاده از اصول اخلاقی و دینی. مولانا بلافاصله پس از این بیت، به گله‌ای تلخ می‌پردازد و می‌گوید که چگونه در روزگار او (و چه بسا در همهٔ دوران‌ها)، این سنت والا در عمل تحریف شده است. مردم عام و فرومایگان، بزرگان را تنها در دو موضع مقدم می‌دارند: یکی در زمان خطر یا رنج، و دیگری در مواقعی که نیاز به آزمون و خطا باشد. او می‌گوید: «یا در آن لوطی که آن سوزان بود / یا بر آن پل کز خلل ویران بود.» یعنی یا برای چشیدن غذای داغ تا سوختن را تجربه کنند و دیگران در امان بمانند، یا برای عبور از پلی نیمه‌مخروبه تا اگر فروریخت، خودشان سالم بمانند و پیران قربانی شوند. این «حرمت معکوس» است؛ یعنی احترام ظاهری که در باطن عین اهانت و سوءاستفاده است.

این بیان مولانا صرفاً یک مشاهدهٔ اجتماعی نیست؛ بلکه یک تحلیل فلسفی از خوی انسانی و غرض‌ورزی‌های پنهان است. خدمت‌کردن عوام به شیوخ یا بزرگان، غالباً نه از سر ارادت خالص، بلکه از پی «قرینهٔ فاسدی» است؛ یعنی مقصود و غرضی ناپاک در پس آن نهفته است. انسان مکرور و حیله‌گر است و قدرت خود را نه تنها از نیروی بازو، که از «کید و مکر» خویش نیز می‌گیرد. اینجا مولانا به تفاوت بنیادین میان حیوان و انسان اشاره می‌کند: حیوان هرچند درنده باشد، اما «فرهنگ و کید و مکر» ندارد. گرگ، هرچند ظالم و ستمگر (به تعبیر عرفی)، اما مکار نیست؛ مستقیم عمل می‌کند. اما انسان، در کنار قدرت، مکر هم دارد و همین او را پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌سازد. به تعبیر فیلسوفانی چون گیلبرت رایل، مکر یک «فعل درجه دوم» است؛ یعنی فعلی است که بر روی فعل دیگر و با هدف تغییر یا دستکاری آن انجام می‌شود و این در حیوانات نیست. حیوانات مفهوم عدالت و ستم را نمی‌فهمند، پس نمی‌توانند ستمگر باشند، بلکه فقط درنده‌اند. این تمایز نشان می‌دهد که خطر حقیقی، نه از نیروی بی‌واسطهٔ طبیعت، بلکه از طبیعتِ انسانی است که با مکر و غرض‌ورزی آمیخته است. این بیت کوچک، بنابراین، دروازه‌ای است به نقد گستردهٔ مولانا از ریاکاری و خودخواهی انسانی که حتی والاترین سنت‌ها را نیز می‌تواند به ابزاری برای نفع شخصی تبدیل کند.

نکات کلیدی

  • اصل احترام و مقدم داشتن بزرگان ریشه‌ای نبوی دارد، اما در عمل غالباً دستخوش تحریف می‌شود.
  • مولانا یک سنت والا را مطرح می‌کند تا بلافاصله انحراف و سوءاستفاده از آن را در جامعه نشان دهد.
  • مردم فرومایه تنها در مواقع خطر یا برای منافع خود، ظاهراً به بزرگان احترام می‌گذارند که این نوعی «حرمت معکوس» است.
  • مولانا فرق میان درندگی حیوان و مکاری انسان را برجسته می‌کند؛ حیوان صرفاً قوی است، اما انسان با مکر و حیله، خطرناک‌تر می‌شود.
  • «مکر» انسان یک «فعل درجه دوم» است که به معنای محاسبه و دستکاری در افعال دیگران برای رسیدن به مقاصد شخصی است.

Sources: d6-s57 · 07:51:24 d6-s57 · 10:20:07 d6-s57 · 15:32:41 d6-s57 · 19:00:00 d6-s57 · 20:30:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.