قرائت دفتر ۶ بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم بیت ۲۴۶۰

M6:2460 — گرچه پیران را درین دور لئام / در دو موضع پیش می‌دارند عام

گرچه پیران را درین دور لئامدر دو موضع پیش می‌دارند عام
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2460

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هرچند در این دوران فرومایه، مردمان عامی پیران را تنها در دو جا پیش می‌اندازند: یا بر غذایی که داغ است، یا بر پلی که از سستی ویران است. معنا: مولانا در اینجا با لحنی گله‌مندانه نشان می‌دهد که در روزگار او، مردم عادی حرمت واقعی پیران را نگاه نمی‌دارند و تنها در موقعیت‌های خاصی که منفعت یا دفع ضرری در میان باشد، آن‌ها را مقدم می‌شمارند.

شرح

این بیت، یک گله‌گزاری عمیق از سوی مولاناست؛ گله‌ای از ناهنجاری‌های اجتماعی و وارونه شدن ارزش‌ها در دوران خودش. او اینجا، برخلاف آنچه معمولاً از او توقع داریم، از یک نقص بیرونی سخن می‌گوید، نه از درد جدایی درون. بحث این است که قوچ در داستان، پیشنهاد می‌دهد که علف را به کسی بدهند که عمرش بیشتر است، زیرا این از سنت پیامبر است که اکابر را مقدم بدارند. اما مولانا در پی این جمله، با یک «گرچه» گلایه‌آمیز، پرده از رفتاری برمی‌دارد که در «دور لئام» زمانه‌اش با پیران می‌شده است.

من به این «دور لئام» و «عام» توجه ویژه‌ای دارم. «عام» اینجا به معنای مردم کوچه و بازار و «فرومایگان» است؛ یعنی کسانی که قدر و منزلت پیران و سالکان راه حق را نمی‌دانند. این‌ها پیران را پیش می‌اندازند، اما نه از روی حرمت واقعی و «سنن مصطفی»، بلکه از روی «قرینه فاسد». منظورم این است که نیتشان پاک نیست و خیرشان نیز مشوب به شر است.

دو موضعی که مولانا به آن‌ها اشاره می‌کند، نمادین و بسیار گویا هستند: یکی «لوطی که آن سوزان بود»؛ لوط به معنای غذاست. این فرومایگان، غذای داغ را اول به پیر تعارف می‌کنند. چرا؟ یا برای اینکه خودشان نسوزند و پیر طعم آن را بچشد و به آن‌ها خبر دهد که صبر کنند، یا اصلاً داغ‌ترین و بدمزه‌ترین قسمت را به پیر می‌دهند تا خودشان بهترینش را بخورند. این اوج بی‌احترامی و سوءاستفاده است.

دوم «پلی کز خلل ویران بود». این هم نمونه‌ای دیگر از همین رویکرد است؛ جایی که خطر جانی وجود دارد. می‌گویند: «ای شیخ، تو پیش قدم شو». چرا؟ برای اینکه اگر پل فروریخت، او سقوط کند و بقیه جان سالم به در ببرند و راه را تغییر دهند. این «پیش انداختن» نه به معنای تکریم، بلکه به معنای قربانی کردن است. من خود در سفر به شوروی سابق، دیدم که چگونه پلیس، راه را برای مهمانان باز می‌کرد، اما در واقع با راندن و حتی ضرب و شتم مردم عادی. این تعبیر «دور شو و کور شو» در تاریخ فراوان است و مولانا در اینجا از آن گله می‌کند.

این رفتار متناقض و سودجویانه، نشان می‌دهد که «عام» مردم، حتی اگر به ظاهر خدمتی هم به «شیخ» کنند، این خدمت «بی‌قرینه فاسدی» نیست. یعنی همیشه یک غرض و نیت باطلی در کارشان هست. این با خلوص و صدق سلوک عارفانه در تضاد کامل است. مولانا در اینجا به یک آسیب‌شناسی اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد که حتی در ظاهر احترام‌ها نیز نیت‌های پنهانی دخیل‌اند که ریشه در «مکر» و «حیله» انسانی دارند. این مکر همان چیزی است که انسان را از حیوان متمایز می‌کند، چرا که حیوان «فرهنگ و کید و مکر» ندارد و به همین دلیل، مولانا می‌گوید: «گرگ دریابد ولی را به بود / زان که دریابد ولی را نفس بد». رسیدن گرگ، که فقط درنده است، بهتر است از رسیدن «نفس بد» انسانی که مکر می‌ورزد. این یک نکته بسیار فلسفی است که در بحث تمایز افعال درجه اول و درجه دوم (مثلاً گیلبرت رایل) جای می‌گیرد؛ اعمالی مثل ظلم و ستم و مکر، افعال درجه دومند که روی افعال طبیعی سوار می‌شوند و مختص انسانند. حیوان ستم نمی‌کند، بلکه طبیعت خود را پی می‌گیرد.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت به جای جدایی از حق، به وارونگی اخلاق اجتماعی می‌پردازد؛ گله‌ای از «دور لئام» زمان خود.
  • «عام» (مردم عادی) پیران را نه از روی حرمت واقعی، بلکه به جهت منافع خود ( دفع خطر یا آزمودن دشواری) مقدم می‌دارند.
  • مقدم داشتن بر «لوط داغ» یا «پل ویران» نمادی از سوءاستفاده و بی‌حرمتی پنهان است.
  • برخلاف حیوانات که فقط درنده و بی‌مکرند، انسان می‌تواند با «مکر» خویش آسیب‌های عمیق‌تر و هدفمندتری بزند.
  • این «پیش انداختن» از سوی عوام، نشان از وجود «قرینه فاسد» و نیتی ناسالم در هر کار خیری دارد.
  • این بیت، نقد مولانا بر انحطاط اخلاقی و اجتماعی و فقدان خلوص در تعاملات انسانی است.

Sources: d6-s57 · 07:51:24 d6-s57 · 10:20:07 d6-s57 · 15:32:41

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.