قرائت دفتر ۶ بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم بیت ۲۴۶۱

M6:2461 — یا در آن لوتی که آن سوزان بود / یا بر آن پل کز خلل ویران بود

یا در آن لوتی که آن سوزان بودیا بر آن پل کز خلل ویران بود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2461

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یا در غذایی که بسیار داغ بود، یا بر آن پلی که از نقص و ضعف ویران شده بود. معنا: این بیت از شیوه‌های فرومایگان در تکریم ظاهری بزرگان سخن می‌گوید: یعنی بزرگان را در جایی پیش می‌اندازند که خطر و آسیب در میان است، تا خودشان از آن خطر در امان بمانند.

شرح

این بیت در میان حکایت اشتر و گاو و قوچ، در باب لاف‌زنی و منطق قدرتمندان می‌آید. قوچ شرطی می‌نهد که هرکه عمرش بیشتر است، علفِ یافت‌شده را بخورد، به تأسی از سنت نبوی در مقدم داشتن اکابر. اما مولانا با لحنی گزنده و نقّاد، گله می‌کند که در روزگار «لئام» (فرومايگان)، حرمت پیران جز در دو موضع نهاده نمی‌شود، و این دو موضع دقیقاً همان جاهایی است که خطر در کمین است.

یکی «لوت» (غذا) است که سوزان است. فرومایگان غذای داغ را به پیران تعارف می‌کنند تا اگر داغی آن زبان‌سوز است، پیر بسوزد و به دیگران هشدار دهد که صبوری پیشه کنند. دیگری «پل» نیمه‌ویرانی است که پیر را پیش می‌اندازند تا اگر فرو ریخت، خودشان سالم بمانند. این را من خود شاهد بوده‌ام، مثلاً در سفری به شوروی، که برای باز شدن راه، پلیس جلوتر از کاروان ما با چوب، مردم عادی را از سر راه می‌راند؛ البته نه برای حفاظت از ما که مهمان بودیم، بلکه برای اجرای یک نمایش قدرت. این حیله‌ها و ترفندها اختصاص به زمانه‌ای ندارد؛ مولانا این را از رفتارهای فرومایگان زمان خود با پیران نقل می‌کند، که چگونه «حرمت معکوس» می‌نهادند.

این شیوهٔ «خدمت شیخی بزرگی» که «عام» (عوام و سودجویان) به ظاهر انجام می‌دهند، همیشه با «قرینه فاسدی» همراه است؛ یعنی غرضی باطل در کار است و از روی خلوص نیست. در اینجاست که مولانا به تفاوت میان «خیر» و «شر» آدمیان می‌پردازد و به این نکته می‌رسد که مکاری انسان از نیروی حیوان صدق می‌کند. گرگ اگر هم «ستمگر» (بخوانید: درنده) باشد، «فرهنگ و کید و مکر» ندارد. درندگی او طبیعی است، اما مکرْ فعل درجه دومی است که حیوانات فاقد آنند. همان‌طور که گیلبرت رایل در فلسفهٔ تحلیلی توضیح می‌دهد، اعمالی چون انتقاد، توبه یا مکر بر افعال اولیه سوار می‌شوند و خاص انسان‌اند. این دقیقاً همان نقطه ضعف حیوانات در برابر انسان است که «ورنه کی اندر فتادی او به دام؟» مولانا به ما می‌آموزد که خطر اصلی از سوی مکر آدمیان است، نه نیروی بی‌پرده حیوانات.

نکات کلیدی

  • احترام ظاهری در دنیای فرومایگان اغلب پوششی برای منافع شخصی و حیله‌گری است.
  • مردم فرومایه بزرگان را در معرض خطر قرار می‌دهند تا خود از آسیب در امان بمانند.
  • خدمت‌رسانی عوام به اهل کمال غالباً با غرضی فاسد همراه است و از روی خلوص نیست.
  • مکر و فریب ویژگی اصلی انسان است که او را از حیوانات متمایز می‌کند.
  • قدرت حیوانات بی‌پرده است، اما حیله‌گری و فرهنگ‌زدن مختص آدمیان است و خطرناک‌تر.
  • «فرهنگ» در مثنوی گاهی به معنای ترفند و حیله‌گری به کار رفته است.

Sources: d6-s57 · 07:51:24 d6-s57 · 10:20:07 d6-s57 · 15:32:41

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.