قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۱۲

M6:2512 — دلقک اندر ده بد و آن را شنید / بر نشست و تا بترمد می‌دوید

دلقک اندر ده بد و آن را شنیدبر نشست و تا بترمد می‌دوید
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2512

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دلقک در روستا بود و آن [خبر پادشاه را] شنید. بر مرکبی نشست و با شتاب به سمت ترمذ می‌تاخت.

معنا: این بیت آغاز داستان دلقکی است که از اعلان پادشاه برای یافتن خبر از سمرقند آگاه می‌شود و با عجله فراوان، خود را به دربار پادشاه ترمذ می‌رساند.

شرح

این داستان با دلقک آغاز می‌شود، شخصیتی که اغلب معنای او در پرده می‌ماند. واژهٔ "تلخک" که ریشهٔ آن است، به کسی اشاره دارد که با لطایف و شیرین‌کاری‌هایش، تلخی‌ها را می‌زداید و خاطرِ مجلسیان و خاصه پادشاه را خوش می‌داشت. او در ده بود، یعنی دور از مرکز قدرت و شهر، اما خبرِ منادای پادشاه به او رسید. این خبر، که هرکه در پنج روز از سمرقند خبری آورد، گنج‌ها به او داده شود، چنان در او ولوله‌ای افکند که بی‌درنگ بر مرکبی نشست. مولانا با دقت می‌فرماید "بر نشست و تا به ترمذ می‌دوید"؛ این "می‌دوید" حکایت از شتابی دیوانه‌وار دارد، چنانکه در ابیات بعدی نیز می‌بینیم که دو مرکب در این مسیر جان باختند. این دلقک، نه با حساب و کتاب عقلای قوم، که با فورانی از حال و شور به راه افتاد. این عینِ آن «محو می‌باید نه نحو» است که در مثنوی بارها تکرار می‌شود و تأکید می‌کند که عملِ اصیل از محوِ خود و نه از دستور زبانِ عقل برمی‌خیزد. در اینجاست که می‌فهمیم مثنوی به ما شنا کردن می‌آموزد، نه نحوِ سخن گفتن. این رفتاری است که از جنسِ شور و نه از جنس شعورِ معمول است، همان "طبیعیِ طبیعی" بودن که مولانا را از صنعت‌گری حافظ متمایز می‌کند. این شتاب و بی‌خویشتنی، خود یک پیام است: در کارِ حقیقت، گهگاه باید از خود گذشت و به ندای درون، بی‌حساب و کتاب، پاسخ داد. این دلقک، بی‌آنکه در پیِ آرایش ظاهر باشد، بی‌آنکه خود را از غبار راه بپالاید، یکسره به دیوان می‌رود. این شورِ از خود رفتگی، خود معنایی عمیق دارد و نشان می‌دهد که پیام او از آن رو مهم است که از حجاب‌های ظاهری عاری است، و این، خود راهی برای رسوخ به عمق جان است.

نکات کلیدی

  • فوریت و شتاب دلقک نشان‌دهندهٔ ماهیت کنش‌های مبتنی بر شور و حال است، نه محاسبهٔ صرف.
  • "دلقک" در اینجا نمادی است از شخصیت‌های ناخوانده‌ای که حامل خبرهای مهم و دگرگون‌کننده هستند.
  • سرعت دلقک و نادیده گرفتن آداب ظاهری، بر ارزش عملِ خودانگیخته و بی‌پرده در مسیر حقیقت تأکید دارد.
  • این بیت، مقدمه‌ای است بر روایتی که در آن، عمل غیرمتعارف، به حکمتی عمیق منجر می‌شود.

Sources: d6-s58 · 00:13:25 d6-s58 · 00:15:01 d6-s58 · 00:16:18

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.