قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۸۱

M6:2581 — تا بدین حد چیست تعجیل نقم / من نمی‌پرم به دست تو درم

تا بدین حد چیست تعجیل نقممن نمی‌پرم به دست تو درم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2581

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این شتاب و عجله در عذاب و مجازات تا کجاست؟ من که فرار نمی‌کنم و در دست اختیار تو هستم.

معنا: دلقک در این بیت از پادشاه می‌پرسد که چرا این‌قدر در عذاب‌کردن شتاب دارد، و اطمینان می‌دهد که او که در بند و اختیار پادشاه است، راه فراری ندارد.

شرح

این بیت در میان حکایت دلقک و پادشاه می‌آید، و در واقع جوهر اصلی نقد مولانا به قدرتِ لجام‌گسیخته و خشم نفسانی را به تصویر می‌کشد. دلقک، با زبانی ساده و صریح، از پادشاه می‌پرسد که این همه عجله و شتاب در اِعمال عذاب و نقمت از چیست؟ «تا بدین حد چیست تعجیل نقم؟» خود این عجله نشانه‌ای است که در دل آن پادشاه چه می‌گذرد.

من بارها تأکید کرده‌ام که در اندیشه مولانا و بزرگان عرفان، هر عمل انسان یا از سرِ خداست یا از سرِ نفس. این بیت تمایز اساسی میان ادب و تأدیب الهی و خشم و انتقام نفسانی را روشن می‌کند. مولانا در ابیات بعدی به‌صراحت می‌فرماید: «آن ادب که باشد از بهر خدا / اندر آن مستعجلی نبود روا». یعنی اگر تنبیهی از جانب خداوند باشد، هرگز عجله در آن نیست. رحمت و حلم الهی اقتضا می‌کند که تأنی و درنگ باشد.

اما وقتی خشم از «طبع و خشم و عارضی» برخیزد، یعنی وقتی منشأ آن نفس و غضب باشد، آنگاه «می‌شتابد تا نگردد مرتضی». چرا شتاب می‌کند؟ «ترسد ار آید رضا، خشمش رود / انتقام و ذوق آن فوت شود». این نکته بسیار عمیق و روان‌شناسانه است؛ خشم نفسانی از آن رو عجول است که می‌ترسد اگر زمان بگذرد و عقل و وجدان به کار افتد، حال غضب از بین برود و آن «لذت انتقام» که در لحظه خشم می‌جوشد، فوت شود. مولانا با این بیان، پرده از روی ماهیت شیطانیِ انتقامِ نفسانی برمی‌دارد. کسی که با تأنی و درنگ مجازات می‌کند، نشان می‌دهد که به عقل و عدل رجوع کرده است. اما کسی که در عذاب شتاب می‌کند، در واقع دارد شهوت انتقام خود را ارضا می‌کند.

دلقک با گفتن «من نمی‌پرم به دست تو درم»، به پادشاه یادآور می‌شود که برتری قدرت او بی‌چون و چراست. بنابراین، این عجله هیچ توجیهی جز میل سیری‌ناپذیر به ارضای خشم درونی ندارد. این فریاد دلقک، در حقیقت فریاد آگاهی است که می‌خواهد بگوید ماهیت خشم و عدالت را تشخیص دهد. این یکی از کلیدی‌ترین مواردی است که مولانا از زبان یک شخصیت فرعی، به نقد خوی پادشاهان و حاکمان می‌پردازد؛ نقدی که نه سیاسی، بلکه عمیقاً روان‌شناختی و عرفانی است.

نکات کلیدی

  • شتاب در اِعمال عذاب و مجازات، نشانه‌ای از خشم نفسانی و طلبِ انتقام است، نه از حکمت الهی.
  • عدم تعجیل و تأنی در تنبیه، معیار ادب، حلم و عدالتی است که منشأ الهی دارد.
  • خشمِ عجول از ترس از دست دادن «لذت انتقام» و فروکش کردن غضب، قبل از ارضای آن، برمی‌خیزد.
  • مولانا از زبان دلقک، بی‌پرده به نقد قدرت و انگیزه‌های نفسانی حاکمان می‌پردازد.
  • آنکه با عجله مجازات می‌کند، در واقع شهوت انتقام خود را ارضا می‌کند، نه عدالت را.

Sources: d6-s58 · 00:58:14 d6-s58 · 01:00:54 d6-s58 · 01:01:22

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.