قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۸۹

M6:2589 — چارهٔ دفع بلا نبود ستم / چاره احسان باشد و عفو و کرم

چارهٔ دفع بلا نبود ستمچاره احسان باشد و عفو و کرم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2589

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ستمگری راهکار دفع بلا نیست؛ راهکار حقیقی، احسان و گذشت و کرم است. معنا: این بیت تأکید می‌کند که ظلم و خشونت نه تنها بلاها را دور نمی‌کند، بلکه احسان، عفو و بزرگواری تنها راه دفع حقیقی رنج‌ها و مصیبت‌هاست.

شرح

مولانا در این بیت یک قاعدهٔ اخلاقی و وجودی اساسی را بیان می‌کند که هم با حکمت عملی ما گره خورده و هم ریشه‌ای در فهم عرفانی از جهان دارد. او با قاطعیت می‌گوید که «چارهٔ دفع بلا نبود ستم»؛ این صد در صد درست است. کسی که به گمان دفع خطر یا حفظ خود به دیگری ستم روا می‌دارد، تنها بذر بلایی بزرگ‌تر را می‌کارد. این را تاریخ دیکتاتورها به ما نشان داده است. بسیاری از حاکمان به صرف سوءظن، فرزندان یا نزدیکان خود را در اوج مستی خشم و قدرت نابود کردند، و بعد که مستی‌شان پرید و حقیقت آشکار شد، پشیمانی هیچ سودی برایشان نداشت. خشم و شهوت انتقام کورکننده است و آدمی را به سرعت به ورطهٔ خطاهای جبران‌ناپذیر می‌کشاند.

من این را بارها گفته‌ام: «طبع شیطانی در انتقام عجله می‌کند.» اگر خشمِ شما از ذات خودتان جوشیده باشد، از نبودِ حلم و بردباری باشد، نشانه‌اش همین شتاب‌زدگی است. می‌خواهید زود طرف را بزنید، بکوبید، به زمین اندازید، تا لذت انتقام را بچشید و مبادا که این خشم سرد شود و ذوق آن از میان برود. اما امر الهی و عدالت، هیچگاه عجولانه نیست. تأنی و درنگ در کار نیک و اجرای عدالت، عین حکمت است.

پس راهکار چیست؟ «چاره احسان باشد و عفو و کرم.» این کلید گشایش است. مولانا این آموزه را به شکلی عمیق‌تر در مثنوی بسط می‌دهد؛ همان‌طور که در روایات آمده: «الصدقة ترفع البلاء.» صدقه دادن، انفاق کردن، و هر کار نیکی که خیرش به دیگران برسد، این است که بلا را دفع می‌کند. ما دو نوع خیر داریم: خیر لازم و خیر متعدی. خیر لازم آن است که تنها به خود فرد نیکی می‌رساند، مثل بسیاری از عبادات فردی. اما خیر متعدی آن است که منافعش به دیگران هم سرایت می‌کند و صد بار ارزشمندتر است، ولو آنکه دشوارتر باشد. رسیدگی به نیازمندان، کمک به مستمندان، بهانه‌جویی برای نیکی رساندن به دیگران، همه اینها مصداق همین احسان و کرم است.

مولانا خود در جایی دیگر، با تشبیه زیبایی این حقیقت را روشن می‌کند: «باد تند است و چراغم ابتری / زو بگیرانم چراغ دیگری.» باد اجل تند می‌وزد و چراغ عمر ما را خاموش خواهد کرد. راه حل این نیست که باد را متوقف کنیم، که نمی‌توانیم. راه حل این است که با نیکی کردن به دیگران، «چراغ‌های دیگری» روشن کنیم. با ساختن یک خیریه، با کمک به یک نیازمند، حیات را در وجود دیگری و در جامعه جاری کنیم. آنگاه حتی وقتی چراغ عمر ما خاموش می‌شود، هزاران چراغ دیگر به برکت عمل ما روشن خواهند ماند. این است معنای واقعی احسان و کرم: نه تنها دفع بلا از خود، که روشن نگاه داشتن شعلهٔ حیات و خیر در جهان.

نکات کلیدی

  • ستمگری نه تنها بلا را دفع نمی‌کند، بلکه خود بستر بلای بزرگ‌تر است؛ تاریخ گواهی این مدعاست.
  • خشمی که از شهوت انتقام برمی‌خیزد، عجولانه است و لذت‌جویانه، در حالی که عدالت واقعی تأنی و درنگ می‌طلبد.
  • راهکار حقیقی دفع بلا، احسان، عفو و کرم است که خیرش به دیگران می‌رسد (خیر متعدی).
  • نیکی‌هایی که به دیگران سرایت می‌کنند، صد بار از خیرهای صرفاً فردی والاترند.
  • با «روشن کردن چراغ‌های دیگر» از طریق احسان، می‌توان تأثیری فراتر از عمر فانی خویش در جهان گذاشت.

Sources: d6-s58 · 01:01:22 d6-s58 · 01:03:06 d6-s58 · 01:08:29 d6-s59 · 00:03:58

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.