قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۹۲

M6:2592 — گفت شه نیکوست خیر و موقعش / لیک چون خیری کنی در موضعش

گفت شه نیکوست خیر و موقعشلیک چون خیری کنی در موضعش
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2592

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شاه گفت نیکی و جایگاه آن نیکوست، اما نیکی آن‌گاه نیکوست که آن را در جای خود انجام دهی. معنا: شاه در پاسخ دلقک می‌پذیرد که نیکی کردن خوب است، اما تأکید می‌کند که ارزش یک عمل خیر به این است که در زمان و مکان مناسب و در جایگاه صحیح خود انجام شود.

شرح

این بیت در ادامهٔ گفت‌وگوی پادشاه با دلقک می‌آید؛ جایی که دلقک از او می‌خواهد در مجازاتش تأمل کند. پادشاه، در پاسخ به استدلال‌های دلقک که صدقه موجب دفع بلاست و نباید ستم کرد، می‌پذیرد که کار نیک، نیکوست و صدقه دادن هم فواید خود را دارد. اما در همین پذیرش، نکته‌ای کلیدی را می‌افزاید: «لیک چون خیری کنی در موضعش». من بر این نکته تأکید فراوان دارم که در بینش مولانا، و حتی در فلسفهٔ اخلاق، هیچ فعلی به نحو مطلق خوب یا بد نیست. این موقعیت، جغرافیا، نیت و پیامد کار است که حسن و قبح آن را تعیین می‌کند. "هیچ کاری به نحو مطلق بد و خوب ندارد. به شرط‌ها و شروط‌ها."

مثلاً، شما اگر در بازی شطرنج، رخ را به جای اسب بگذارید یا اسب را به جای رخ، بازی را خراب کرده‌اید. جابه‌جایی مهره‌ها، که هر یک فی‌نفسه مهره‌ای نیکو و مفیدند، در جای نامناسب، کل بازی را بر هم می‌ریزد. مولانا در ادامه همین را می‌گوید: "موضع رخ شه نهی ویرانی است / موضع شه اسب هم نادانی است".

همین اصل در شریعت و نظام‌های عدل نیز جاری است؛ پاداش و کیفر هر دو وجود دارند، اما هر یک در "جای خود و با ملاحظه همه جوانب" اعطا می‌شوند. خداوند در روز قیامت انسان‌ها را به میزان عقولی که به آن‌ها داده است محاسبه می‌کند؛ عمل نادرست از کسی با درک پایین با همان عمل از کسی که آگاهانه و عالمانه گناه کرده، یکسان نیست. این نشان می‌دهد که حتی در دادگاه عدل الهی نیز، موقعیت و شرایط، و میزان آگاهی، در تعیین کیفیت فعل نقش محوری دارد.

به همین سبب است که مولانا بی‌درنگ پس از این بیت، به تعریف عدل و ظلم می‌پردازد و می‌گوید: "عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش / ظلم چه بود؟ وضع در ناموقعش". عدل، قرار دادن هر چیز در جایگاه راستین خود است و ظلم، قرار دادن آن در جایگاه نادرست. این تعریف، هم اشیاء را در بر می‌گیرد و هم رفتار و اعمال آدمیان را. این نگرش، ما را از مطلق‌گرایی‌های سطحی دور می‌کند و به تفکر عمیق‌تر در باب اخلاق و عدالت رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • اعمال نیک در ذات خود نیکو هستند، اما ارزش حقیقی آن‌ها به انجام دادنشان در جایگاه و زمان مناسب است.
  • هیچ کاری به نحو مطلق خوب یا بد نیست؛ جغرافیای عمل، نیت و پیامد آن کیفیت اخلاقی فعل را تعیین می‌کند.
  • قرار دادن هر چیز در جای خود عین عدالت است؛ عدل یعنی «وضع اندر موضعش».
  • برداشت مطلق‌گرا از خوب و بد به فهم عمیق اخلاق لطمه می‌زند؛ حکمت در تشخیص شرایط و موقعیت‌هاست.
  • این بینش مولانا به ما می‌آموزد که همواره به شرایط و جوانب مختلف یک عمل پیش از قضاوت درباره آن توجه کنیم.

Sources: d6-s59 · 00:03:58 d6-s59 · 00:07:44

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.