قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۹۱

M6:2591 — صدقه نبود سوختن درویش را / کور کردن چشم حلم‌اندیش را

صدقه نبود سوختن درویش راکور کردن چشم حلم‌اندیش را
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2591

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سوزاندن درویش، صدقه نیست؛ این کار به معنی کور کردن چشم بینای انسان صبور و اندیشمند است. معنا: این بیت، در ادامهٔ این بحث می‌آید که دفع بلا با ستمگری ممکن نیست، بلکه با صدقه و احسان است. مولانا با این بیان قاطع می‌گوید آزار رساندن به یک درویش نه تنها صدقه نیست، بلکه به معنای از بین بردن بصیرت و صبر است.

شرح

این بیتِ پُرمغز، در ادامهٔ سخن دلقک است که به پادشاه می‌گوید راه دفع بلا، ستم نیست، بلکه احسان و عفو و کرم است. مولانا در اینجا به صراحت می‌گوید: هرچیز جای خود دارد. «صدقه» که به فرمودهٔ پیامبر «موجب دفع بلا» می‌شود و ما را امر می‌کنند که «بیماران خود را با صدقه مداوا کنید»، احسان و نیکوکاری است؛ صدقه خیری است که منفعتش به دیگران می‌رسد و به دیگران نفع می‌رساند. اما «سوختن درویش» و آزار رساندن به انسان‌های بی‌بضاعت، صبور و اهل معنا، صدقه نیست، بلکه دقیقاً نقطه مقابل آن است. این کار نه تنها خیری به همراه ندارد، بلکه خودْ عین ظلم و عین بلاست.

تعبیر «کور کردن چشم حلم‌اندیش» بسیار عمیق است. «حلم» به معنای بردباری، صبر و وقار است و «حلم‌اندیش» یعنی کسی که اهل اندیشه و تفکر عمیق توأم با صبر و حوصله است. درویشان در عرفان اسلامی، غالباً نماد چنین حلم و بصیرتی هستند. آزار رساندن به چنین فردی، به معنی کور کردن چشم بصیرت و از بین بردن منبع حکمت و صبر در جامعه است. این عمل، نه تنها به جسم درویش آسیب می‌رساند، بلکه به معنای تاریک کردن افق فکری و روحی جمعی است. در واقع، مولانا با این بیت تأکید می‌کند که وقتی کار خیر را در جای خود انجام ندهیم، یا بدتر از آن، کار بد را به جای کار خیر بگذاریم، نه تنها خیری حاصل نمی‌شود، بلکه عقل و بصیرت جامعه نیز آسیب می‌بیند.

من بارها گفته‌ام که «عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش». عدالت این است که هر چیزی را در جای خود بگذاریم. «ستم» دقیقاً «وضع در ناموقعش» است؛ یعنی چیزی را در جایی غیر از جایگاه حقیقی‌اش قرار دادن. سوزاندن درویش و آزار انسان‌های صبور و حلم‌اندیش، مصداق بارز این ستم و بی‌عدالتی است. این یک کج‌فهمی بنیادین از دین و اخلاق است که ستم را به جای احسان بنشانیم و انتظار دفع بلا داشته باشیم. این خطایی است در «جغرافیای کار»؛ خطایی در تشخیص موقعیت و نیت که پیامدهای نیکویی به بار نخواهد آورد. مولانا اینجا با قاطعیتی مثال‌زدنی، ستم را از احسان و صدقه جدا می‌کند و نشان می‌دهد که راه وصول به خیر، فقط از طریق نیکی واقعی است، نه خشونت و آزار.

نکات کلیدی

  • صدقه تنها با احسان به دیگران تحقق می‌یابد، نه با آزار رساندن.
  • ستم بر انسان‌های صبور و بی‌گناه، کور کردن چشمهٔ بصیرت و حلم است.
  • دفع بلا نه با قهر و خشونت، که با مهر و گشاده‌دستی میسر است.
  • مولانا، درویش را نماد صبر و بصیرت می‌داند که آزار او، آزار روح انسانیت است.
  • عدالت یعنی هر چیزی را در جای خود نهادن؛ ستم به درویش مصداق بارز بی‌عدالتی است.

Sources: d6-s59 · 00:03:07 d6-s59 · 00:03:58 d6-s59 · 00:07:44 d6-s58 · 01:08:29

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.