قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۹۹

M6:2599 — ای بسا زجری که بر مسکین رود / در ثواب از نان و حلوا به بود

ای بسا زجری که بر مسکین روددر ثواب از نان و حلوا به بود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2599

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه بسا رنج و زجری که بر فرد درمانده و مسکین وارد آید، و آن رنج در نهایت برای او در ثواب و پاداش اخروی، از نان و حلوای بی‌موقع نیز بهتر باشد. معنا: این بیت بیان می‌کند که گاهی اوقات، تحمل سختی و رنجی که بر یک فرد مسکین وارد می‌شود، از دریافت نیکی‌های ظاهری و زودگذر برای سرنوشت اخروی او سودمندتر است؛ زیرا آن رنج به پاکسازی و رشد باطنی او کمک می‌کند.

شرح

این بیت عمیقاً در باب ماهیت «عدل» و «ظلم» و نسبیت «خیر» و «شر» سخن می‌گوید، که من همواره بر آن تأکید داشته‌ام. عدل، چنانکه ارسطو و متفکران اسلامی نیز گفته‌اند، چیزی نیست جز «وضع اندر موضعش»؛ یعنی هر چیزی را در جای شایسته و سزاوار خود نهادن. در مقابل، ظلم «وضع در ناموقعش» است. از این منظر، هیچ چیز در هستی ذاتاً و مطلقاً خیر یا شر نیست. غضب، حلم، نصیحت یا حتی مکر (به معنای تدبیر پنهان)، هر یک می‌توانند نیکو یا بد باشند، بسته به موضع و موقعیت خود.

اینجاست که مولانا با صراحت می‌فرماید: «خیر مطلق نیست زین‌ها هیچ چیز / شر مطلق نیست زین‌ها هیچ نیست / نفع و ضرر هر یکی از موضع است.» بنابراین، علم و دانش، یعنی شناخت جایگاه درست و بایسته‌ی امور، از این رو واجب و نافع است. ما باید بدانیم که چه چیزی در کجا خوب و کجا بد است، و همین فهم عمیق است که ما را از ظاهرنگری می‌رهاند.

در همین راستا، این بیت پیش روی ما می‌آید: «ای بسا زجری که بر مسکین رود / در ثواب از نان و حلوا به بود.» بله، گاهی نادیده گرفتن نوازش‌های ظاهری و حتی تحمیل رنجی موقت بر فردی مسکین، برای هدایت او به جاده راست و رسیدن به «ثواب»، به مراتب سودمندتر از دادن نان و حلوا و مهربانیِ بی‌موقع است. این یک اصل تربیتی و اخلاقی بسیار مهم است که مولانا به بهترین شکل آن را تبیین می‌کند.

او با مثال‌های متعدد این نکته را روشن می‌کند: همان‌گونه که «حلوا بی‌اوان صفرا کند»، یعنی شیرینی نابجا برای کسی که مزاج صفراوی دارد مضر است و موجب بیماری می‌شود، «سیلی‌اش از خبث مستنقا کند»، یعنی گاهی یک سیلی به موقع می‌تواند فرد خبیث را از پلیدی پاک گرداند. یا همان‌طور که ممکن است «سیله‌ای در وقت بر مسکین بزن / که رهاند آنش از گردن زدن»، یعنی یک تنبیه کوچک در زمان مناسب می‌تواند او را از عواقب بسیار بزرگ‌تر و جبران‌ناپذیرتری نجات دهد. هدف، شخص نیست، بلکه خوی بد و پلیدی‌ای است که در او ریشه دوانده. درست مثل آن چوبی که به فرش پر از گرد و خاک می‌خورد؛ چوب به گرد و خاک می‌خورد تا فرش پاک شود، نه به خود فرش.

و مثالی که من همیشه به آن اشاره می‌کنم، قصه زخم و دمل است: «شق باید ریش را مرهم کنی / چرک را در ریش مستحکم کنی.» اگر زخمی عمیق و چرکین باشد، مرهم گذاشتن بر آن نه تنها سودی ندارد، بلکه چرک را به عمق بیشتری می‌برد و به استخوان می‌رساند. اینجا چاره، شکافتن زخم (که ظاهراً خشن است) و بیرون ریختن چرک است. نرمی در این موضع «نیم سودی باشد و پنجه زیان». این نگاه، نشان از حکمتی عمیق دارد که ظواهر را می‌شکافد و به باطن امور می‌پردازد. این همان نگاهی است که کارکرد جهان را کریمانه می‌بیند و هر چیز را در جای خود، ولو به ظاهر سخت و ناگوار، خیر می‌انگارد.

نکات کلیدی

  • عدل و ظلم وابسته به «موقعیت» هستند؛ هر چیزی اگر در جای خود قرار گیرد، عدل است وگرنه ظلم.
  • خیر و شر ماهیتی مطلق ندارند؛ عمل واحدی در یک زمان نیکوست و در زمانی دیگر مضر.
  • گاهی رنج و سختی ظاهری، برای رشد و پاکیزگی باطنی فرد، از نیکی‌های زودگذر و بی‌موقع ارزشمندتر است.
  • «علم» یا همان شناخت جایگاه واقعی امور، برای تمییز خیر از شر و تشخیص عمل عادلانه از ظالمانه ضروری است.
  • نرمی و مهربانی بی‌موقع، می‌تواند همانند مرهم بر دمل چرکین، زیانی بزرگ‌تر از سودی اندک در پی داشته باشد.

Sources: d6-s59 · 03:57:37 d6-s59 · 04:20:50 d6-s58 · 01:17:39

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.