قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۶۲۸

M6:2628 — چون شوی تمییزده را ناسپاس / بجهد از تو خطرت قبله‌شناس

چون شوی تمییزده را ناسپاسبجهد از تو خطرت قبله‌شناس
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2628

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون به کسی که حق را از باطل تمییز می‌دهد ناسپاسی کنی، / بصیرت قبله‌شناس از جانت خواهد گریخت. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که اگر به راهنمای اهل تمیز و بصیرت بی‌وفایی کنی، نیروی تشخیص راه راست و مقصد حقیقی را از دست خواهی داد.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای حیاتی اشاره می‌کند: سرنوشت بصیرت درونی ما بسته به شیوهٔ مواجهه ما با «تمییزده» است. «تمییزده» در اینجا کسی است که خود اهل تشخیص و جداکنندهٔ حق از باطل است؛ کسی که راه درست را نشان می‌دهد و می‌کوشد تا ما را نیز به تمیز و بصیرت برساند. من می‌گویم که این «تمییزده» همان «اصلح» است، همان راهنمایی که ما را به «قبلهٔ اصلی» رهنمون می‌شود.

خطری که مولانا گوشزد می‌کند، «ناسپاسی» نسبت به این راهنماست. ناسپاسی به معنای رویگردانی از او، بی‌اعتنایی به هدایتش، و در نهایت، تکیه بر «خودحجت‌دانستن» خویش است. این خودحجت‌دانستن، همان‌طور که بارها تأکید کرده‌ام، در عصر ما یک رویکرد «ناروا» و «کفران نعمت عقلانیت» محسوب می‌شود. عقل، موهبتی است برای تشخیص و پذیرش هدایت، نه برای انکار آن.

نتیجهٔ این ناسپاسی، از دست دادن «خطر قبله‌شناس» است. «خطرت» همان اندیشه و رأیی است که به دل خطور می‌کند و «قبله‌شناس» یعنی آن بصیرت درونی که مقصد و جهت حقیقی را می‌شناسد. اگر این ناسپاسی رخ دهد، آنگاه دیگر اندیشهٔ قبله‌شناسی از تو دور می‌شود و اصلاً آن میل به جستجو و تحقیق برای یافتن راه راست نیز از میان برداشته می‌شود. دیگر هیچ قطب‌نمای درونی نخواهی داشت.

مولانا پیش از این بیت، در ابیات قبلی، این نکته را روشن ساخته است: «قبله را چون کرد دست حق عیان / پس تحری بعد از این مردود دان.» یعنی وقتی حقیقت و قبلهٔ اصلی آشکار شد، دیگر جستجو و سرگردانی بی‌معناست. باید سر فرو آورد و ره پیمود. او هشدار می‌دهد: «یک زمان زین قبله گر زاهل شوی / سخره هر قبله باطل شوی.» اگر لحظه‌ای از این قبلهٔ حقیقی غافل شوی، بازیچهٔ هر قبلهٔ باطلی خواهی شد. این بیت نیز تأکیدی است بر همین معنا: بی‌وفایی به راهنمای حق، بهای گزافی دارد؛ نابینایی معنوی و گمراهی مطلق.

نکات کلیدی

  • بصیرت باطنی ما (خطرت قبله‌شناس) وابسته به ارج نهادن به راهنمایان اهل تشخیص (تمییزده) است.
  • ناسپاسی و بی‌توجهی به راهنمای حق، بهای از دست دادن قدرت درونی تشخیص مسیر درست را در پی دارد.
  • مولانا خودحجت‌دانستن را که به بی‌نیازی از راهنما می‌انجامد، «کفران نعمت عقلانیت» می‌خواند.
  • وقتی قبلهٔ حقیقی آشکار شود، دیگر تحری و سرگردانی بی‌معناست؛ باید تسلیم هدایت شد.
  • غفلت از قبلهٔ اصلی باعث می‌شود فرد به آسانی فریب قبله‌های باطل را بخورد.

Sources: d6-s60 · 54:15 d6-s60 · 54:50 d6-s60 · 55:20 d6-s60 · 56:10

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.