قرائت دفتر ۶ بخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن بیت ۲۶۴۰

M6:2640 — یار را با یار چون بنشسته شد / صد هزاران لوح سر دانسته شد

یار را با یار چون بنشسته شدصد هزاران لوح سر دانسته شد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2640

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون یار با یار همنشین شد، صدها هزار راز از لوح هستی آشکار گشت و دانسته شد. معنا: این بیت بیان می‌دارد که با حضور و هم‌نشینی با یار الهی، انسان به رازهای پنهان و بی‌شمار هستی آگاه می‌شود و حقایق جهان بر او منکشف می‌گردد.

شرح

این بیت گران‌قدر، به روشنی تمام، از سرچشمهٔ معرفت و رازگشایی سخن می‌گوید. بی‌گمان، «یار» در اینجا، آن یار الهی است که بی‌واسطه، دل و جان سالک را منور می‌سازد. مولانا می‌فرماید هنگامی که انسان در مقام وصل به آن حقیقت قدسی می‌رسد، دیگر هیچ رازی در پرده نمی‌ماند. «لوح سر» و «لوح محفوظ» که مولانا خود با بیت بعدی آن را تفسیر می‌کند («لوح محفوظ است پیشانی یار / راز کونینش نماید آشکار»)، در اینجا کنایه از سِرّ و باطن عالم است؛ همان علم بی‌کرانی که در ذات خداوند است و به قول قرآن، در «لوح محفوظ» نگاشته شده است.

من در تفاسیر و از قول علامه طباطبایی مکرراً گفته‌ام که این «لوح محفوظ» دو معنای بنیادی دارد که هر دو در اینجا مصداق پیدا می‌کند: اول آنکه از هرگونه خطا و اشتباه مصون است، و دوم آنکه از تغییر و دگرگونی در امان مانده است. این محفوظ بودن از تغییر، معنایی بس عمیق دارد؛ یعنی این علم و حقایق، ماوراء زمان و مکان قرار دارند. آنچه در این عالم زمانی و مکانی است، لاجرم دستخوش دگرگونی و فرسودگی می‌شود، اما حقایق آن عالم بالا، چون از قید زمان و مکان رهاست، از هر تغییری مبراست. از این رو، وقتی «یار الهی» با سالک همنشین می‌شود، پیشانی او (که کنایه از جلوه و حقیقت اوست) خود لوح محفوظ اسرار می‌شود و رازهای دو جهان، یعنی هم عالم ظاهر و هم عالم باطن، بر سالک آشکار می‌گردد. این کشف اسرار، نه با خواندن کتاب‌ها و درس‌ها، بلکه با پیوستن به اصل و سرچشمهٔ معرفت، یعنی خود «یار الهی» میسر می‌شود. مولانا بلافاصله تذکر می‌دهد که «رو بجو یار الهی را تو زود / چون چنین کردی، خدا یار تو بود»، که تأکیدی است بر لزوم حرکت و کوشش برای یافتن این یار بی‌بدیل، که نتیجهٔ آن، همراهی و یاری خود خداوند است.

نکات کلیدی

  • حضور و هم‌نشینی با «یار الهی» سرچشمهٔ کشف اسرار بی‌شمار هستی است.
  • «لوح سر» و «لوح محفوظ» استعاره‌ای از علم بی‌کران الهی است که از خطا و تغییر مصون است.
  • حقایق عالم، به‌ویژه آنچه ورای زمان و مکان است، در پرتو اتصال به یار غیب‌دان آشکار می‌شود.
  • این بیت بر لزوم تلاش برای یافتن یار الهی به‌عنوان تنها راه نیل به معرفت حقیقی تأکید می‌کند.

Sources: d6-s61 · 36:04:00 d6-s61 · 37:05:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.