قرائت› دفتر ۶› بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره› بیت ۲۸۳۴
M6:2834 — گفت حقش ای کمندانداز بیت / آن ز من دان ما رمیت اذ رمیت
M6:2834
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: حق تعالی خطابش کرد که «ای کمانانداز خانهٔ کعبه/بیتالمعمور! بدان که آن کار از من بود: تو تیر نیانداختی آنگاه که تیر انداختی.»
معنا: خداوند به پیامبر میفرماید که حتی حرکت عظیم معراج و صعود روحانی او، که مانند پرتاب کمندی به سوی آسمانها بود، در حقیقت اراده و توفیق الهی بوده است. این بیت اصل قرآنی «ما رمیت اذ رمیت» را برای تبیین نسبت فعل انسان با قدرت مطلق حق به کار میگیرد.
شرح
این بیت در میانهٔ داستان دزدان میآید، آنجا که سلطان محمودِ در لباس مبدل، هنر هر دزد را میپرسد. یکی از دزدان ادعا میکند که دست قوی دارد و میتواند کمندی تا بالای کوه بیفکند. مولانا در اینجا بلافاصله توجه ما را از این هنر دنیوی به سوی اوجهای معنوی معطوف میکند و این «کمند انداختن» را با معراج پیامبر (ص) پیوند میزند.
مولانا صراحتاً از «معراج جانی» و «معراج روحی» پیامبر سخن میگوید، نه صرفاً معراج جسمانی. گویی پیامبر با «جانش» کمندی به آسمانها افکند، این کمند تلاشی بود برآمده از خواست و آرزوی باطنی او برای پرواز ملکوتی. اما نکتهٔ کلیدی اینجاست که خداوند بلافاصله به او یادآوری میکند: «آن ز من دان ما رمیت اذ رمیت». یعنی ای کمنداندازِ بیتالمعمور (یا کعبه)، این توفیق و توانایی از جانب من بود. این همان آیهٔ مشهور قرآن کریم (انفال، آیهٔ ۱۷) است که خداوند به پیامبر میفرماید: «هنگامی که [سنگریزه] افکندی، تو افکندن انجام ندادی، بلکه خدا افکند.»
این آیه اوج پارادوکس عرفانی را به نمایش میگذارد؛ پارادوکس در اینجا نه نشانهی خطا، که عین حقیقت است. فلسفه میکوشد از تناقض بگریزد، اما عرفان، چون از جهانی فراتر از زبان عادی سخن میگوید، ناگزیر در آن غوطهور میشود. زبان در برابر این حقایق دچار حیرت و لکنت میشود. چگونه میتوان گفت یک فعل هم از انسان است و هم از خدا؟ این پارادوکس ریشهای عمیق در الهیات اسلامی دارد، خصوصاً در دیدگاه اشاعره که بر قدرت مطلق و بیکران الهی تأکید میورزند، تا حدی که میتوانند اختیار، علیت، حتی منطق و اخلاق را تابع ارادهٔ بیقید خود سازند. در سنت غرب نیز میتوانیم این گرایش را در نومینالیسم بیابیم، که هرگونه قانون کلی را در نهایت به ارادهٔ خاص و بیحد الهی ارجاع میدهد.
مولانا با ابتهاج و شوریدگی خاص خود، این قدرت لایزال الهی را میپذیرد. برای او، این نه مایهی بیم که مایهٔ امن است؛ ایمانیست به خدایی که در همهی افعال، حتی والاترین افعال انسانی، حضور دارد و عامل نهایی است. این پارادوکس «ما رمیت اذ رمیت» به ما میآموزد که همواره پشت پردهی هر کوشش و هر موفقیتی، دست قدرتمند حق نهفته است. این بیانِ توحید افعالی است که هر فعلی را در نهایت به فاعل حقیقی (خداوند) بازمیگرداند، بیآنکه تلاش و ارادهی انسان را نفی کند، بلکه آن را در مسیری الهیشده تعریف میکند.
نکات کلیدی
- پارادوکس عرفانی: عمل انسان، همزمان از اوست و از خدا؛ تناقض در عرفان راهی برای بیان حقیقت است که فلسفه از آن میگریزد.
- معراج پیامبر، معراجی «جانی» و «روحی»: تلاش برای صعود معنوی، حتی در بالاترین مقام، خواست و توفیق الهی را پشت سر دارد.
- اصل قرآنی «ما رمیت اذ رمیت»: تبیین نسبت اراده و فعل انسان با قدرت مطلق خداوند، که هر کوششی را در نهایت به حق بازمیگرداند.
- قدرت مطلق الهی: مولانا با شور و ابتهاج، حضور خدا را در همهی افعال انسانی میپذیرد و آن را مایهی امن میداند.
- زبانِ حیرتزده: زبان عادی برای توصیف این سطح از حقیقت ناتوان است و به همین دلیل، عارف به پارادوکس و تناقض پناه میبرد.
Sources: d6-s65 · 04:41:18 d6-s65 · 04:42:00 d6-s65 · 04:43:10 d6-s65 · 04:43:55 d6-s65 · 04:46:15 d6-s65 · 04:47:00 d6-s65 · 04:49:10 d6-s65 · 04:50:30 d6-s65 · 04:51:20 d6-s65 · 05:00:00
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: God addressed him: "O lasso-thrower of the House! Know that was from Me: 'You did not throw when you threw.'"
Meaning: God tells the Prophet that his profound spiritual ascent (Mi'raj), akin to throwing a lasso towards the heavens, was in truth God's will and empowerment. This verse invokes the Quranic principle, "You did not throw when you threw," to explain the relationship between human action and absolute divine power.
Explanation
This verse appears in the midst of the "Story of the Thieves," where Sultan Mahmud, disguised, asks each thief about their special skill. One thief boasts of his strong arm, capable of throwing a lasso to the top of a mountain. Mawlana immediately diverts our attention from this worldly skill to the spiritual sublime, connecting this "lasso-throwing" to the Prophet Muhammad's (PBUH) Mi'raj, or ascension.
Mawlana explicitly speaks of the Prophet's "spiritual Mi'raj" and "ascension of the soul," rather than merely a physical one. It is as if the Prophet cast a lasso into the heavens with his "soul," an endeavor born from his inner longing and aspiration for a celestial flight. But the crucial point is that God immediately reminds him: "Know that this is from Me: 'You did not throw when you threw.'" (Quran 8:17). God tells the "lasso-thrower of the House (or Bayt al-Ma'mur)" that this success and capability were from Him.
This verse showcases the pinnacle of mystical paradox; paradox here is not a sign of error, but the very essence of truth. Philosophy strives to escape contradiction, but mysticism, because it speaks of a world beyond ordinary language, inevitably plunges into it. Language itself falters and stammers before such truths. How can an act simultaneously originate from man and from God? This paradox has deep roots in Islamic theology, particularly in the Ash'arite perspective, which emphasizes God's absolute and boundless power to such an extent that it can subject free will, causality, even logic and ethics, to His unconditioned will. In the Western tradition, we can find parallels in Nominalism, which ultimately refers all general laws back to God's specific and infinite will.
Mawlana, with his characteristic joy and fervor, embraces this inexhaustible divine power. For him, this is not a cause for fear but for security; it is faith in a God who is present in all actions, even the most exalted human ones, and is the ultimate agent. This paradox of "You did not throw when you threw" teaches us that behind every effort and every success, the powerful hand of God is always concealed. This is the expression of Tawhid al-Af'ali (Unity of Acts), which ultimately traces every action back to the true agent (God), without negating human effort and will, but rather defining it within a divinely ordained trajectory.
Key takeaways
- Mystical Paradox: Human action is simultaneously human and divine; contradiction in mysticism is a means to express truths that philosophy avoids.
- Prophet's Mi'raj as a Spiritual Ascent: Even the highest efforts for spiritual ascension are ultimately rooted in divine will and grace.
- Quranic Principle of "You Did Not Throw When You Threw": Clarifying the relationship between human will and action and God's absolute power, attributing every endeavor ultimately to the Divine.
- Absolute Divine Power: Mawlana joyfully embraces God's presence in all human actions, finding security in this omnipotence.
- Language of Awe: Ordinary language is insufficient to describe such profound truths, leading the mystic to embrace paradox and contradiction.
Sources: d6-s65 · 04:41:18 d6-s65 · 04:42:00 d6-s65 · 04:43:10 d6-s65 · 04:43:55 d6-s65 · 04:46:15 d6-s65 · 04:47:00 d6-s65 · 04:49:10 d6-s65 · 04:50:30 d6-s65 · 04:51:20 d6-s65 · 05:00:00
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.