قرائت دفتر ۶ بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند بیت ۲۹۱

M6:291 — آدمی فربه شود از راه گوش / جانور فربه شود از حلق و نوش

آدمی فربه شود از راه گوشجانور فربه شود از حلق و نوش
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:291

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: انسان از راه گوش خود تغذیه و فربه می‌شود؛ در حالی که جانوران از طریق حلق و خوردن و نوشیدن فربه می‌گردند. معنا: این بیت تفاوت بنیادین انسان و حیوان را در نوع تغذیه و رشدشان بیان می‌کند: انسان با معانی و گفتار نیکو جانش فربه می‌شود، در حالی که حیوان به خوراک جسمانی نیازمند است.

شرح

این بیت، تمایزی ژرف میان انسان و دیگر موجودات زنده ترسیم می‌کند، و بار دیگر ماهیت انسان را نه در جسمانیت، که در ساحت معنا و دریافت‌های روحی می‌جوید. مولانا در اینجا «فربه شدن» را نه به معنای افزایش وزن مادی، بلکه به مفهوم رشد، بالندگی، و سرزندگی وجودی به کار می‌برد. ما، آدمی‌زادگان، از راه گوش‌مان فربه می‌شویم؛ یعنی با شنیدن کلام طیّب، پند نیکو، سخن معرفت‌بخش و فکر خوش، جانمان پرورده می‌شود و به وجد می‌آید. این تغذیهٔ روحی، هم بر ظاهر ما اثر می‌گذارد و ما را گشاده‌رو و خندان می‌سازد، و هم بر باطن ما فربهی و توانایی می‌بخشد. در مقابل، حیوانات از راه حلق و نوشیدن و خوردن فربه می‌شوند. بقای آنها وابسته به خوراک جسمانی است و رشدشان در گرو علف و آب. این تفاوت، دقیقاً همان چیزی است که مولانا را از مادی‌گرایی دور می‌کند و به او اجازه می‌دهد تا ساحت حقیقی وجود انسان را در قلمرو ادراک و معنا جستجو کند. گوش در اینجا نه فقط یک عضو حسی، بلکه دروازه‌ای به جان و هوش آدمی است؛ کانالی که از طریق آن، معارف، اندیشه‌های شیرین و حتی وعده‌های امیدبخش (همانند داستان غلام در مثنوی که با وعدهٔ ازدواج، فربه و سرخ‌رو شد)، به درون راه می‌یابند و وجود آدمی را متحول می‌کنند. همانطور که مولانا خود در بیتی دیگر می‌فرماید: «فکر شیرین مرد را فربه کند». این «فربهی» به معنای صرفاً پروار شدن جسم نیست، بلکه گویای نوعی امتلاء و رضایت درونی است که از کلام خوش و معانی بلند سرچشمه می‌گیرد. از این رو، گوش ما نه تنها می‌تواند منبع فربهی و رشد باشد، بلکه اگر پذیرای سخنان ناروا و آزارنده باشد، می‌تواند سبب لاغری، پژمردگی و ضعف روح شود. این بیت در ادامهٔ همان خط فکری مولانا در آغاز مثنوی با «بشنو این نی» است؛ ما را به شنیدن فرا می‌خواند، زیرا می‌داند که شنیدن، یگانه راه حقیقی برای رسیدن به آن فربهی و کمالی است که در سرشت انسان نهفته است. انسان با شنیدنِ درست، به اصل خویش بازمی‌گردد و جانش از این بازگشت، سرشار و غنی می‌شود.

نکات کلیدی

  • تغذیهٔ حقیقی انسان، تغذیه‌ای معنوی است که از راه گوش (شنیدن معانی و افکار نیک) حاصل می‌شود.
  • این بیت تمایزی بنیادین میان انسان و حیوان در نوعِ رشد و بالندگی ترسیم می‌کند.
  • «فربه شدن» در اینجا استعاره از سرزندگی، توانمندی و رضایت درونی است، نه افزایش حجم جسمانی.
  • گوش دروازه‌ای به روح است که می‌تواند با کلام نیکو، جان را پرورده و با کلام ناروا، آن را فرسوده کند.
  • مفاهیمی چون عزت، شرف و فکر خوش، عامل فربهی و بالندگی وجودی انسان هستند.

Sources: d6-s08 · 27:58:00 d6-s08 · 28:38:00 d6-s08 · 29:50:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.