قرائت دفتر ۶ بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند بیت ۲۹۰

M6:290 — جانور فربه شود لیک از علف / آدمی فربه ز عز است و شرف

جانور فربه شود لیک از علفآدمی فربه ز عز است و شرف
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:290

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حیوان از علف چاق و فربه می‌شود، اما انسان از عزت و آبرو و شرافت فربه می‌گردد. معنا: این بیت تفاوت بنیادی میان رشد جسمانی حیوان و بالندگی روحی و معنوی انسان را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که کرامت انسانی بر پایه ارزش‌های غیرمادی است.

شرح

مولانا، در این بیت، یکی از برجسته‌ترین و قاطع‌ترین تبیین‌های خود را از تفاوت ماهوی انسان و حیوان به دست می‌دهد. حیوان، بی‌گمان، از علف و غذای مادی فربه و نیرومند می‌شود؛ این امر یک واقعیت آشکار و همگانی است. اما حقیقت آدمی، آن‌گونه که مولانا با لحنی قاطع و صریح بیان می‌کند، از عزّت و شرف تغذیه می‌کند. این «فربگی» در اینجا نه به معنای صرف چاقی جسمانی، که به قطع یقین منظور بالندگی، شوریدگی، شادمانی، رونق و پریِ روحی است.

من این نکته را بارها در آثار مولانا یافته‌ام: حیات حقیقی انسان با غذای مادی قوام نمی‌یابد. آن شادابی و طراوت درونی، آن برق چشم و خنده‌ی بر لب، همه از نوعی فربگی معنوی سرچشمه می‌گیرد. در حکایتی که این بیت در آن آمده است، خواجه برای فریب غلامِ خود، وعدهٔ وصال دختر خویش را به او می‌دهد. نکته‌ی شگفت‌انگیز اینجاست که حتی «فکر خوش» و «خیال جمال»—یعنی صرفِ تصور دستیابی به عزت و مقام، آن هم عزتی دروغین—می‌تواند غلام را چنان سرشار از سرور و زندگی کند که مولانا او را «زفت گشت و فربه و سرخ و شکفت» توصیف می‌کند. این فربگی، نتیجه‌ی تغذیه‌ی روح با ارزش‌هایی چون آبرو، سربلندی و امید است، نه صرفاً پر شدن شکم.

این معنا در بیت بعدی نیز با وضوح بیشتری تأکید می‌شود: «آدمی فربه شود از راه گوش / جانور فربه شود از حلق و نوش». این اشاره به «گوش» عمق استدلال مولانا را آشکار می‌کند. غذای حقیقی انسان، سخن، اندیشه و آموزه‌هایی است که از طریق گوش وارد جان می‌شود و آن را پرورش می‌دهد. سخنان دلنشین و حکمت‌آمیز آدمی را فربه و روحیه‌مند می‌کند، در حالی که کلام ناروا و آزارنده می‌تواند روح را «بتراشد» و به تحلیل ببرد. بنابراین، تفاوت میان انسان و حیوان تنها در شکل بدن یا میزان عقل نیست؛ بلکه در ماهیت غذایی است که هر یک را به سوی کمال خویش می‌برد. حیوان در بند نیازهای جسمانی است و کمالش در سیری جسم، اما انسان، اگر به گوهر خویش وفادار باشد، کمالش را در فربگیِ عزت و شرف و بالندگیِ روح می‌جوید. این تمایز، بی‌کم و کاست، جوهر نگاه مولانا به مقام انسانی است.

نکات کلیدی

  • رشد و بالندگی انسان ماهیتی معنوی و اخلاقی دارد، نه صرفاً جسمانی.
  • عزّت و شرف، غذای اصلی و حیاتی برای پرورش روح انسان است.
  • حتی تصور و خیالِ دستیابی به فضایل و جایگاه‌های رفیع، می‌تواند روح را فربه و شاداب کند.
  • کیفیت آنچه از طریق «گوش» به جان ما وارد می‌شود، تعیین‌کننده‌ی سلامت و غنای روحی ماست.
  • مولانا در این بیت به صراحت کمال انسانی را از بقای حیوانی متمایز می‌کند.

Sources: d6-s08 · 27:58:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.