قرائت› دفتر ۶› بخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لبلب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او› بیت ۲۹۴۴
M6:2944 — موش در منقار زاغ و چغز هم / در هوا آویخته پا در رتم
M6:2944
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت تصویر сюрреалисти و در عین حال کمیک صحنهای را ترسیم میکند که در آن، موش در دهان کلاغ است و قورباغه که با نخی به موش وصل است، در هوا معلق مانده.
این بیت نقطه اوج بصری در داستان دوستی نامتعارف یک موش و یک قورباغه است. آن دو برای اینکه از هم جدا نشوند، پای خود را با ریسمانی بلند به یکدیگر میبندند. این ریسمان نماد تعلق و وابستگی است. ناگهان، کلاغی از راه میرسد و موش را به منقار میگیرد و به آسمان میبرد.
نتیجهٔ این اتفاق، صحنهای است که این بیت توصیف میکند: کلاغ در آسمان، موش در منقار او، و قورباغه که از عمق آب بیرون کشیده شده، با پایی که در ریسمان گیر کرده، در هوا آویزان است. این تصویر غریب و تا حدی مضحک، پیامدهای فاجعهبار یک «یار ناجنس» و یک وابستگی نابجا را به نمایش میگذارد. مردمی که از پایین این صحنه را میبینند، شگفتزده میشوند که چگونه یک کلاغ توانسته قورباغهای را از آب صید کند، غافل از اینکه این مصیبت نتیجهٔ آن دوستی و اتصال بیفکرانه است. مولانا از این داستان نتیجه میگیرد که همنشین بد و تعلقات نابجا، فرد را به موقعیتهایی میکشاند که هیچ تناسبی با طبیعت و جایگاه او ندارد و سرانجامش رسوایی و نابودی است.
- چغز
- قورباغه
- رتم
- ریسمان، نخ، رشته
- آویخته
- آویزان شده، معلق
- منقار
- نوک پرنده
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.