قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۵۰

M6:3050 — از رمهٔ انبه چه غم قصاب را / انبهی هش چه بندد خواب را

از رمهٔ انبه چه غم قصاب راانبهی هش چه بندد خواب را
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3050

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: قصاب را از رمهٔ پرشمار چه غمی است؟ فراوانیِ بیداری چه می‌تواند در برابر خواب کند؟ معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که کثرت و انبوهی ظاهری، نشانه‌ای از قدرت و تأثیرگذاری نیست؛ همان‌طور که یک قصاب از رمه‌ای بزرگ نمی‌هراسد و انبوهی بیداری نمی‌تواند بر خواب غلبه کند، قدرت حقیقی در اتحاد و یکپارچگی درونی است، نه صرفِ تعداد.

شرح

مولانا در این بیت، که ادامهٔ بحث او دربارهٔ بی‌اثر بودنِ کثرتِ ظاهری در برابر قدرتِ حاصل از اتحاد درونی است، دو مثال کوبنده و رسا می‌آورد تا مرز میان «جمعیت به صورت» و «جمعیت در جان» را روشن کند. پیش‌تر در همین دفتر، او با تمثیل موشان در برابر گربه نشان داد که اگر در جانِ موشان «جمعیت» و همتی بود، با وجود کوچکی و ضعف فردی، می‌توانستند بر گربه چیره شوند و چنان بر او بلا بیاورند که «بیرون‌شو» نداشته باشد. اما چون «جمعیت ندارد جان موش»، با یک بانگِ گربه «هوش» از سرشان می‌پرد، حتی اگر «اعداد موشان صد هزار» باشد.

این بیت، چکیده‌ای از همان معرفت عمیق است. اول می‌پرسد: «از رمهٔ انبوه چه غم قصاب را؟» قصاب که هدفش کشتن و تکه‌تکه کردن است، از دیدن رمه‌ای بزرگ هرگز نگران نمی‌شود؛ بلکه حتی خوشحال‌تر هم می‌شود. انبوهی و کثرتِ عددی در اینجا نه تنها تهدیدی نیست، بلکه فرصت است برای او. چرا؟ چون گوسفندان، با وجود تعداد فراوانشان، فاقد «جمعیت در جان» هستند. هر کدام در کار خودند و هیچ اتحادی برای مقاومت ندارند. قصاب می‌داند که با «یکی» از آن‌ها طرف است، نه با «همه» آن‌ها که یکی شده باشند.

سپس مولانا مثال حیرت‌انگیز دوم را می‌آورد: «انبوهی هش چه بندد خواب را؟» این مثال حتی عمیق‌تر از مثال قصاب است. فرض کنید همهٔ انسان‌های عالم، یا هر موجود هوشیاری، بیدار باشند و از کثرتِ بیداری، سپاهی از «هش» (هشیاری) تشکیل شود. آیا این لشکر عظیم بیداری می‌تواند بر «خواب» غلبه کند؟ بی‌تردید نه. «انبوهی هش» هر قدر هم که زیاد باشد، نمی‌تواند جلوی فرا رسیدن خواب را بگیرد و فرد را بیدار نگه دارد. خواب یک نیروی طبیعیِ یکپارچه و غلبه‌ناپذیر است که با کثرتِ «هش» قابل مقابله نیست. این مثال نشان می‌دهد که برخی از نیروها به قدری منسجم و قدرتمندند که انبوهی و کثرت صوری در برابر آن‌ها «کاری ازشان ساخته نیست».

درس این بیت واضح است: قدرت حقیقی نه در عدد و کثرت، بلکه در وحدت، انسجام و آن «جمعیت درونی» است که از یک منبع واحد سرچشمه می‌گیرد. «مالک‌الملک است جمعیت دهد». این قدرت از جنس الهی است، از جانب «مالک‌الملک» که می‌تواند یک شیر را بر صد هزار گورخر پیروز کند یا یوسف را به ملک حسن و جذبه‌ای چون ابر پرباران (ماء مزن) برساند. لذا، اجسام و اعداد، همچون اسم‌ها، «بر باد» و بی‌بنیان‌اند؛ آنچه باقی می‌ماند و کارساز است، جانِ متحد و روحِ یگانه است.

نکات کلیدی

  • تعداد بالا و کثرت ظاهری، به تنهایی، نشانه‌ای از قدرت یا تأثیرگذاری نیست.
  • قدرت حقیقی از اتحاد و یکپارچگی درونی (جمعیت در جان) سرچشمه می‌گیرد، نه صرفِ انبوهی عددی.
  • یک نیروی واحد و منسجم (مانند خواب یا قصاب) می‌تواند بر انبوهی بی‌اتحاد (مانند بیداری یا رمه) غلبه کند.
  • درک مولانا از قدرت با ماهیت الهی آن گره خورده است: وحدت و اقتدار حقیقی از مبدأ واحد (مالک‌الملک) اعطا می‌شود.

Sources: d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14 d6-s68 · 01:02:34

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.