قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۴۹

M6:3049 — خشک گردد موش زان گربهٔ عیار / گر بود اعداد موشان صد هزار

خشک گردد موش زان گربهٔ عیارگر بود اعداد موشان صد هزار
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3049

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: موش از آن گربهٔ مکار از ترس خشک می‌شود، حتی اگر شمار موش‌ها صد هزار باشد. معنا: این بیت بیانگر آن است که کثرت عددی، بدون همبستگی و وحدت درونی، در برابر یک دشمن مکار و نیرومند هیچ قدرتی ندارد و به زودی مغلوب می‌شود.

شرح

این بیت، نگاره‌ای درخشان از ژرفای بینش مولاناست دربارهٔ مفهوم «جمعیت» و تفاوت آن با «کثرت ظاهری». مولانا به ما می‌آموزد که انبوهی و فراوانی صرف، بی‌آنکه وحدت قلبی و همبستگی درونی در میان باشد، در برابر قدرتِ متحد و مکار، هیچ اثری ندارد. صد هزار موشِ پراکنده و ترسان، همچنان صد هزار واحدِ تنها و بی‌اثرند؛ جانِ موش از جمعیت بی‌بهره است و با یک بانگِ گربه، هوش از سرش می‌پَرَد و خشک می‌شود.

مولانا با مثالِ موش و گربهٔ عیار، می‌خواهد بگوید که قدرت حقیقی نه در عدد که در همدلی و همیت نهفته است. اگر میان این موش‌ها جمعیتی، اتحادی و غیرتی می‌بود، آنگاه چون فداییان حمله می‌کردند، چشم گربه را کور می‌ساختند، گوشش را می‌دریدند و راه فرار را بر او می‌بستند. این همان نکته‌ای است که در تمام حماسه‌ها و تاریخ بشر به ما آموخته‌اند: نیروی متحدِ اندک، بر کثرت پراکنده غالب می‌آید. جمعیت، معنایی است برخاسته از دل‌ها، نه فشاری (یاوه‌ای) برخاسته از صورت‌ها و اجسام.

من این را بارها گفته‌ام که اجسام، حتی اگر بی‌شمار باشند، به مثابه اسم‌ها بر بادند؛ قراردادی و سست‌اند، مگر آنکه دلی آن‌ها را به هم پیوند دهد. این «مالک‌الملک» است که به شیرِ تنها جمعیت می‌دهد تا بر گله‌های گورخر بتازد و آن‌ها را همچون عدم سازد، یا به یوسفی توانایی می‌بخشد که همچون ابرِ پرباران باشد. نیروی درونی، آن همبستگیِ از جان برخاسته، همان است که سرنوشت را رقم می‌زند، نه صرفِ ترافیکِ اجسام. این نگاه، بنیان بسیاری از آموزه‌های عرفانی مولاناست که باطن را بر ظاهر و جوهر را بر عرض مقدم می‌دارد.

نکات کلیدی

  • قدرت واقعی از وحدت درونی و همدلی سرچشمه می‌گیرد، نه از کثرت عددی.
  • انبوهی ظاهری، بدون «جمعیت» (انسجام روحی)، در برابر دشمنی مکار بی‌اثر است.
  • ترس و پراکندگی می‌تواند لشکر صد هزار نفری را در مقابل یک عامل قدرتمند، ناتوان سازد.
  • مولانا تاکید می‌کند که جانِ موش از اتحاد و همیت بی‌بهره است و از این رو مغلوب می‌شود.

Sources: d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14 d6-s68 · 01:02:34

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.