قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۸۶

M6:3086 — گفت حسرت می‌خورم که صد هزار / دیده بودی تا همی‌کردم نثار

گفت حسرت می‌خورم که صد هزاردیده بودی تا همی‌کردم نثار
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3086

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.