قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۲۷

M6:3127 — او وظیفه داد و تو عمر و حیات / وعده‌اش زر وعدهٔ تو طیبات

او وظیفه داد و تو عمر و حیاتوعده‌اش زر وعدهٔ تو طیبات
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3127

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او (خواجهٔ زمینی) مقررّی و حقوق داد و تو (خداوند) عمر و زندگی بخشیدی؛ وعدهٔ او زر بود و وعدهٔ تو همهٔ پاکی‌ها و نیکی‌ها. معنا: این بیت، عطایای محدود و مادیِ مخلوق را در برابر بخشش‌های نامحدود و حیات‌بخشِ خالق قرار می‌دهد و تأکید می‌کند که هر آنچه از انسان به انسان می‌رسد، در نهایت از جانب خداوند است.

شرح

این بیت، از جمله ابیاتی است که مولانا در آن به تفصیل تفاوت بنیادین میان عطایای انسانی و موهبت‌های الهی را بازمی‌نماید. این تبیین نه تنها بیانگر برتری خداوند بر مخلوق است، بلکه ریشه‌های عمیق‌تری در فهم حقیقت «توکل» و چگونگیِ اتکای مؤمن به مسبب‌الاسباب دارد که من بارها بر آن تأکید کرده‌ام.

خواجهٔ زمینی ممکن است «وظیفه»ای — یعنی مقرّری یا حقوقی محدود و مادی — به کسی بدهد؛ اما خداوند است که «عمر و حیات» می‌بخشد. وعدهٔ خواجه ممکن است «زر» باشد، یعنی سکه‌ای محدود و ارزشی قراردادی، اما وعدهٔ حق «طیبات» است؛ واژه‌ای جامع که تمامی خیرات، پاکی‌ها، برکات و چیزهای دلپذیر و ضروری زندگی را در بر می‌گیرد. این فقط یک برتری کمی نیست؛ بلکه یک تفاوت ماهوی است. یکی اصل است و دیگری فرع، یکی منبع است و دیگری مظهری از آن منبع.

این درک از توکل، نقد صریحی است بر تلقی‌های نادرست و تنبل‌منشانه‌ای که توکل را به معنای تعطیل اسباب و وانهادن کوشش می‌دانند. همان‌طور که می‌دانید، پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اعقل و توکل»؛ شتر را ببند و سپس توکل کن! توکل هرگز به معنای بی‌عملی نیست، بلکه به معنای اعتماد به وعدهٔ الهی است در حین به کارگیری اسباب. این اسباب نیز خود جزو مخلوقات خداوندند و متکی بودن به آن‌ها در حقیقت اتکا به خداست؛ زیرا «خداوند در همین مخلوقات نشسته است.» هر گونه تقاضا از مخلوق، اگر با فهمی عمیق همراه باشد، تقاضا از خود خداست، زیرا مخلوقات همگی مظاهر و مجاری فیض اویند.

در همین راستا، مولانا پیش از این بیت و پس از آن، به کرات این تمایز را آشکار می‌کند: خواجه کلاه می‌بخشد، اما خداوند «سر پرخرد» می‌دهد؛ خواجه قبا می‌بخشد، اما خداوند «بالا و قد» می‌دهد؛ خواجه زر می‌دهد، اما خداوند «دست زرشمار» می‌دهد؛ خواجه شمع می‌دهد، اما خداوند «چشم غریر» (چشم روشن) می‌بخشد. حتی سخاوت و رحم یک انسان نیز، به تعبیر مولانا، چیزی نیست جز ظهور و انعکاس صفات الهی. آن سخا و رحم را هم خداوند به او داده است. این یعنی هر خوبی و زیبایی که در عالم مخلوق می‌بینیم، پرتوی از صفات جمال و جلال حق تعالی است. بنابراین، نه تنها عطایای خالق بر عطایای مخلوق برتری دارد، بلکه خود عطایای مخلوق نیز از عطایای خالق نشأت می‌گیرد.

نکات کلیدی

  • عطایای الهی بی‌قید و شرط، حیات‌بخش و بنیادین هستند، در حالی که بخشش‌های انسانی محدود و مشروط‌اند.
  • موهبت‌های خداوند شامل اصل وجود، عمر و تمامی خیرات و پاکی‌های زندگی است، فراتر از هرگونه دارایی مادی.
  • توکل حقیقی به خداوند به معنای اعتماد به او از طریق استفاده از اسباب و به کارگیری عقل و جهد است، نه رها کردن کارها.
  • مسبب‌الاسباب بودن خداوند به این معناست که حتی اسباب ظاهری و بخشش‌های انسانی نیز در نهایت از او سرچشمه می‌گیرند.
  • هر خوبی و زیبایی در عالم مخلوق، نشانه و پرتو صفات جمال و جلال الهی است.

Sources: d6-s70 · 09:00:00 d6-s70 · 10:02:00 d6-s70 · 10:48:00 d6-s70 · 11:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.