قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۲۸

M6:3128 — او وثاقم داد و تو چرخ و زمین / در وثاقت او و صد چون او سمین

او وثاقم داد و تو چرخ و زمیندر وثاقت او و صد چون او سمین
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3128

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او به من خانه‌ای داد، اما تو خودْ چرخ و زمین را آفریدی. و در وثاقت تو، او و صدها چون او با تمام فربگی و بزرگی‌شان جای می‌گیرند. معنا: این بیت بر برتری بی‌پایان بخشش الهی بر عطایای انسانی تأکید دارد؛ جایی که بخشش‌های مخلوق در برابر عظمت هستی‌بخش خالق ناچیز می‌نماید. انسان در نهایت به خدا توکل می‌کند، نه به واسطه‌های متناهی.

شرح

این بیت، که از زبان مردی وامدار و حالا بصیرت‌یافته جاری می‌شود، اوج توحید افعالی و تفاوت بنیادین میان «بخشش مخلوق» و «عطای خالق» را به نمایش می‌گذارد. نکته اینجاست که عطایای انسانی، هرچند کریمانه باشد، در قیاس با فیض الهی، نه تنها ناچیز است بلکه خود آن بخشنده و بخشش او نیز محصول و ظهور همان فیض لایزال الهی است.

مولانا در این مقام، با یک مقایسه‌ی آشکار و صریح، تفاوت وثاق (خانه و مسکن) محدودِ یک انسان سخی و ثروتمند را با «چرخ و زمین» که آفریده‌ی خداوند است، گوشزد می‌کند. «چرخ و زمین» نمادی از کل کائنات و گستره‌ی بی‌انتهای هستی است که از بخشش و قدرت مطلق الهی برآمده. آنچه یک «خواجه» یا «انسان» می‌تواند ببخشد، در نهایت خانه‌ای محدود با چهار دیوار است؛ اما وثاق حقیقی، همان پهنه‌ی هستی است که خود خداوند آن را بنیان نهاده است.

اما این مقایسه به همین جا ختم نمی‌شود. مولانا با «در وثاقت او و صد چون او سمین» لایه‌ای عمیق‌تر را می‌گشاید. «وثاقت» در اینجا به معنی «امان و محافظت» یا «پناهگاه» الهی است. در پناه و قلمرو الهی، نه تنها آن خواجه‌ای که خانه بخشیده، بلکه صدها نفر مثل او، با تمام «سمین» (فربگی، بزرگی و اهمیت) وجودشان، در حقیقت مخلوق و تحت قیمومیت الهی‌اند و در قلمرو او جای می‌گیرند. این تعبیر، هرگونه توهم استقلال و اصالت بخشش‌های مخلوق را از بین می‌برد. هرچه مخلوق دارد، هر سخاوتی که می‌ورزد، هر رحمتی که می‌نماید، خود از جانب خداوند است؛ «آن سخا و رحم هم تو دادی‌اش».

این نگاه، با سوءفهم رایج از توکل در تضاد است. توکل راستین به معنای تعطیل اسباب و کنار گذاشتن کوشش نیست. بلکه به این معناست که حتی وقتی به اسباب (مثل کمک یک انسان) متوسل می‌شویم، بدانیم که آن اسباب نیز خودْ خلق و فعل خداوند هستند. «خدا تو همین مخلوقات نشسته است». پس هرگاه به مخلوقی رو می‌کنیم، در واقع رو به خالق کرده‌ایم، زیرا اوست که اسباب را قرار داده و توانایی و میل به یاری را در دل مخلوقات نشانده است. تکیه بر اسباب، مادامی که منشأ آن اسباب را حق بدانیم، عین توکل به خداست. این بیت، به ما می‌آموزد که چشم ظاهر را فراتر از پدیده‌ها ببینیم و به هستی‌بخش واقعی، یعنی ذات حق، بیندیشیم. بخشش‌های عالم، جملگی، مظاهر و جلوه‌های فیض مطلق اویند، نه اموری مستقل و خودبنیاد.

نکات کلیدی

  • بخشش‌های الهی از حیث کمیت و کیفیت بر عطایای انسانی برتری مطلق دارد.
  • آنچه انسان به انسان می‌دهد، در واقع از جانب خداست؛ زیرا صفت بخشندگی خود جلوه‌ای از صفات الهی است.
  • توکل راستین به خدا، تکیه بر «اسباب» را نفی نمی‌کند، بلکه اسباب را مجرای فیض الهی می‌داند.
  • مکان و پناهگاه حقیقی انسان، گستره بی‌نهایت هستی است که خالق آن را فراهم آورده، نه خانه‌های محدود بشری.
  • هر موجود و هر صفتی، حتی با فربگی و عظمت ظاهری، در قلمرو الهی ناچیز و وابسته است.

Sources: d6-s70 · 09:00:00 d6-s70 · 10:02:00 d6-s70 · 10:50:00 d6-s70 · 11:10:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.