قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۴۹

M6:3149 — آن عداوت اندرو عکس حقست / کز صفات قهر آنجا مشتقست

آن عداوت اندرو عکس حقستکز صفات قهر آنجا مشتقست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3149

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن عداوت و کینه‌ای که در دیگری می‌بینی، بازتابی از حقیقت است، زیرا از صفات قهر الهی سرچشمه گرفته است. معنا: کینه‌ای که در دیگری مشاهده می‌کنیم، در حقیقت نه تنها بازتابی از صفات قهر خداوند است، بلکه می‌تواند آینه‌ای برای نشان دادن عیوب و نقص‌های خودمان باشد.

شرح

این بیت، از میانه‌های حکایت شیر و خرگوش در دفتر ششم مثنوی برخاسته، و درسی ژرف در باب روانکاوی و هستی‌شناسی به ما می‌آموزد. مولانا در این داستان، شیری را تصویر می‌کند که در چاه، عکس خود را می‌بیند و به گمان آنکه شیر دیگری است، به درون چاه می‌جهد و هلاک می‌شود. این تمثیل، کلید فهم این بیت است.

من سال‌هاست بر این نکته تأکید کرده‌ام که بسیاری از کینه‌ها و عداوت‌هایی که ما در دیگران می‌بینیم و رنج می‌بریم، در حقیقت چیزی جز فرافکنی عیوب و بدی‌های خودمان نیست. دیگری در اینجا نقش یک «آینه» را ایفا می‌کند. آینه‌ای که زشتی‌های ما را به ما می‌نمایاند. شما وقتی زشتی چهره خود را در آینه می‌بینید، نباید بر آینه خرده بگیرید و آن را بشکنید، بلکه باید به اصلاح خود بپردازید. این بیت به صراحت می‌گوید: «آن گنه در وی ز جنس جرم توست / باید آن خو را ز طبع خویش شست.» یعنی آنچه در دیگری گناه و عیب می‌پنداری، از جنس همان جرم‌هایی است که در طبع خود داری؛ پس باید آن را از خویشتن بشویی.

اما مولانا یک گام فراتر می‌رود و این «عکس» را به «عکس حق» منسوب می‌کند. یعنی حتی این عداوت و قهر ظاهری، که در طبیعت و در روابط انسانی مشاهده می‌شود، در نهایت «مشتق» از صفات قهریه الهی است. همان‌گونه که تجلیات الهی گاه جمالی و گاه جلالی‌اند، آنچه ما از قهر و سخط و قدرت در عالم می‌بینیم، پرتوی ناقص و سایه‌ای از این صفات ازلی است. پس، هم این «عکس» می‌تواند انعکاسی از صفات قهر الهی باشد، و هم می‌تواند انعکاس عیوب خود ما باشد. این دو تفسیر متناقض نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند. عالم، سایه خداست و صورت‌ها را نباید راستین پنداشت، بلکه باید از صورت به معنی و از سایه به اصل رفت.

من پیش‌تر توضیح داده‌ام که مولانا برخلاف حافظ که گاه از کجی جهان شکایت می‌کند و می‌گوید «عالمی از نو بباید ساخت و از نو آدمی»، جهان را در اصل خود کامل می‌بیند. اگر کژی و ناراستی‌ای هست، از «ما»ست که با «کژنگری» خود، جهان را کژ می‌بینیم. «موی کج چون پرده گردون شود / گر همه اجزات کج شد چون شود؟» این بیت نیز در همین راستا، تأکید می‌کند که ریشه عداوت و نقص را باید نه در دیگران، بلکه در خودمان و در ارتباط ما با «اصل» جستجو کنیم. همان‌طور که می‌فرماید: «اصل‌بینی پیشه کن ای کژنگر.»

نکات کلیدی

  • عداوت و کینه‌ای که در دیگران می‌بینیم، اغلب فرافکنی عیوب و نقایص خود ماست.
  • مولانا جهان را آینه‌ای برای روح انسان می‌داند؛ زشتی‌هایی که در عالم و آدم می‌بینیم، بازتاب زشتی‌های درون خودمان است.
  • «عکس حق» بودن این عداوت به این معنی است که حتی صفات قهریه الهی نیز در این جهان منعکس می‌شوند، اما به صورت ناقص و سایه‌وار.
  • هدف مولانا اصلاح خود است نه شکایت از جهان یا دیگران؛ ایراد از «کژنگری» ماست نه از هستی.
  • همان‌طور که شیر در چاه به عکس خود حمله کرد، ما نیز نباید به ظواهر و سایه‌ها هجوم ببریم، بلکه باید اصل و سرچشمه را در خود یا در ورای صورت‌ها بجوییم.

Sources: d6-s70 · 27:09:00 d6-s70 · 29:35:00 d6-s70 · 30:00:00 d6-s70 · 30:20:00 d6-s70 · 31:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.