قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۹۹

M6:3199 — در میان شمس و این روزن رهی / هست روزنها نشد زو آگهی

در میان شمس و این روزن رهیهست روزنها نشد زو آگهی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3199

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: میان خورشید (ازلی) و این روزن (اولیای حق)، راهی هست؛ اما دیگر روزن‌ها (انسان‌های عادی) از آن آگاه نیستند. معنا: این بیت به وجود یک ارتباط پنهان و بی‌واسطه میان خداوند (خورشید ازلی) و عارف واصل (این روزن) اشاره دارد؛ راهی که از چشم ادراکات معمول پنهان است و سایر افراد از آن بی‌خبرند.

شرح

مولانا، آن عارف بی‌همتا، در این بیت با تمثیلی رسا و دل‌نشین، از رازِ وصالی سخن می‌گوید که از دیده‌ها پنهان است. «شمس» بی‌گمان اشاره به حضرت حق است، آن خورشید ازلی که سرچشمه هر نور و هستی است. «این روزن» نیز کسی نیست جز انسان کاملی که از «نور ذات» پر شده و وجودش آیینهٔ تمام‌نمای صفات الهی گشته؛ همان «ولیّ» و «قطب» که در ادبیات عرفانی ما جایگاهی رفیع دارد. این روزن، نور را از خورشید می‌گیرد، اما نوری که از آن ساطع می‌شود، دیگر نور عاریتی نیست؛ بلکه «درخشان از خود است» و به تعبیر مولانا: «نی ودیعه آفتاب و فرقد است».

نکتهٔ کلیدی بیت در «رهی هست» نهفته است؛ راهی که میان خورشید و این روزن برقرار است، راهی «غیرمعهود» و «غیرشناخته‌شده» است. این همان «اتصالی بی‌تکیف، بی‌قیاس» است که مولانا در جای دیگر بیان کرده است؛ یک ارتباط بی‌چون و بی‌کیفیت که ورای زمان و مکان، ورای سازوکارهای مادی و علل و معلول‌های طبیعی برقرار می‌شود. ما، با ذهن‌های عادت‌زده و گرفتار مکانیزم‌های طبیعی، از ادراک چنین راهی عاجزیم. از این روست که مولانا در وصف آن می‌گوید «روزن‌ها نشد زو آگهی». دیگر روزن‌ها، یعنی انسان‌های معمولی، که چشم باطن‌شان شسته نشده و غبار عادات از آن زدوده نگشته، از وجود چنین راهی غافل‌اند. برای دیدن این راه، باید چشم‌ها را شست و «جور دیگر باید دید»؛ طهارت و تهذیب نفس لازم است تا حجاب از چشم جان برداشته شود.

این همان نظریهٔ «قرب» است که عارف را چنان به حق نزدیک می‌سازد که «پر از خدا» می‌شود. مولانا این حالت را به «قطعه آهنی» تشبیه می‌کند که در کورهٔ آتش گداخته می‌شود و آن‌قدر می‌ماند تا تمام صفات آتش را به خود گیرد؛ می‌سوزاند، روشن می‌کند، و خود می‌گوید «من آتشم، من آتشم». در چنین مرحله‌ای، سخن ولیّ، سخن حق می‌شود، و اطاعت از او، اطاعت از خداوند. از این روست که مولانا تعابیر شگفت‌انگیزی به کار می‌برد که «مدحت و تسبیح او تسبیح حق» است و حتی فراتر از آن، «میوه می‌روید ز عین این طبق». این میوه (همان سخنان و افعال ولیّ) نه اینکه از جای دیگر در طبق گذاشته شده باشد، بلکه از خود این طبق می‌روید. به عبارت دیگر، کلام عارف واصل، عین کلام حق می‌شود و محصول مستقیم وجود اوست، نه تنها واسطهٔ انتقال آن. در این مقام، هستی ولیّ در هستی حق «فنا» می‌شود و «در چنین جو خشک کی ماند کلوخ؟»

مولانا برای تبیین این وحدتِ بی‌واسطه و در عین حال، ناآگاهی عمومی از آن، مثال شهر کاشان را می‌آورد. در شهری که همه‌ شیعه‌اند و همه‌ دکان‌ها در عمل یکی عمل می‌کنند، اگر کسی با نام «عمر» وارد شود، هیچ‌کس به او نان نمی‌فروشد. او نمی‌فهمد که «همه دکان یکی‌ست» و در این معنا تفاوتی میان دکان‌ها نیست. این تمثیل، دقیقاً شرح «روزن‌ها نشد زو آگهی» است. مردم عادی، روزن‌ها را جدا می‌بینند، ولی آن «روزن»ی که به خورشید متصل است، می‌داند که همهٔ وجود در نهایت به یک حقیقت واحد برمی‌گردد و خود نیز در آن غرق شده است. این بیت، در واقع، جوهرهٔ «متافیزیک وصال» مولانا را بیان می‌کند؛ وداعی با هرگونه «متافیزیک فراق» که انسان را از حضرت حق جدا می‌پندارد.

نکات کلیدی

  • بین انسان کامل (ولیّ) و خداوند، راهی پنهان و غیرمعهود وجود دارد که فراتر از ادراک عادی است.
  • «این روزن» نماد انسانی است که به دلیل قرب وجودی به خداوند، از نور ذاتی او پر شده و وجودش آیینهٔ حق گشته است.
  • ناآگاهی «روزن‌ها» (انسان‌های معمولی) از این راه، ناشی از گرفتار آمدن ذهن به سازوکارهای طبیعی و عدم تهذیب نفس است.
  • این بیت بیانگر «متافیزیک وصال» مولاناست، که در آن مرز میان بنده و خدا، در مقام فنا، از میان برداشته می‌شود.
  • کلام و فعل ولیّ در این مقام، دیگر صرفاً واسطه نیست؛ بلکه محصول بی‌واسطهٔ وجودی است که از حق پر شده است (سیب از عین طبق می‌روید).
  • برای درک این حقیقت، باید چشم دل را از غبار عادات شست و به «جور دیگر دیدن» روی آورد.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:24:40 d6-s72 · 00:30:00 d6-s72 · 00:40:55

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.