قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۲۰۱

M6:3201 — غیر راه این هوا و شش جهت / در میان روزن و خور مالفت

غیر راه این هوا و شش جهتدر میان روزن و خور مالفت
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3201

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: غیر از این راه معمولیِ این جهانِ مادی و شش جهتِ مکانی، میان روزن (دل عارف یا پیامبر) و خورشید (حق تعالی) پیوند و الفتی عمیق برقرار است. معنا: این بیت بر آن است که میان انسانِ واصل و پروردگار، ارتباطی فراتر از محدودیت‌های مادی و جهان حواس وجود دارد که از طریق آن، حقیقت الهی تجلی می‌یابد.

شرح

این بیت از جمله ابیاتی است که مولانا در آن به جوهر رابطهٔ انسانِ واصل با حق می‌پردازد، رابطه‌ای که ورای ادراکات حسی و مکانیکی ماست. او می‌گوید که فارغ از راه و رسمِ جهانِ ماده و شش جهتِ مکان که هر پدیدهٔ مادی در آن محصور است، میان «روزن» و «خور» پیوندی نامرئی و بی‌واسطه برقرار است؛ پیوندی از جنس الفت و اتصال. «روزن» در اینجا استعاره‌ای است از قلب عارف یا وجود پیامبر که گشوده به جهان معناست، و «خور» بی‌شک اشاره به ذات لایزال الهی دارد.

من این را بارها گفته‌ام که بندهٔ صالح و واصل، از طریق «قرب نوافل» و «قرب فرائض» چنان به حق نزدیک می‌شود که وجودش آغشته به صفات الهی می‌گردد. همانند قطعه آهنی که در کورهٔ آتش چنان می‌گدازد که تمام اوصاف آتش را به خود می‌گیرد: داغی، سوزانی، روشنایی. در آن حال، اگر دست بر او زنی، سوزاننده است. این همان معنای حدیث قدسی است که «من گوش او می‌شوم، چشم او می‌شوم، و دست او می‌شوم». دیگر تفاوتی میان فعلِ بنده و فعل حق نمی‌توان گذاشت. این است که من اصرار دارم که سخن پیامبر، سخن خداست؛ نه اینکه صرفاً واسطهٔ ابلاغ باشد، بلکه خودِ سخن، از او برخاسته است. این متافیزیک وصال است، نه متافیزیک فراق.

مولانا تأکید می‌کند که این رابطه از «راه و سوی معهود» نمی‌گذرد. یعنی نباید آن را با سازوکارهای علی و معلولیِ جهانِ ماده سنجید. این جهانِ ممکن ما، تنها یکی از جهان‌های ممکن است و علل و معلول‌های مادی، تنها یکی از راه‌های حدوث حوادث. او با مثال‌های متعدد نشان می‌دهد که چگونه خورشیدِ حق می‌تواند از روزنی بتابد که نه فتلیه دارد، نه روغن، و آسمان را بدون ستون و طناب نگه دارد. این نوعی دعوت به «نوع دیگری اندیشیدن» است؛ شستن چشم‌ها و غبارروبی از بینشِ باطنی تا حقایق بی‌غبار آشکار شوند. این همان «اتصال بی‌تکلیف، بی‌قیاس» است که رب‌الناس را با جانِ ناس پیوند می‌دهد؛ اتصالی که نه مکان دارد، نه زمان، نه از جنس میدان و انرژی است و نه از قوانین فیزیکی پیروی می‌کند.

به همین دلیل است که مولانا در ابیات بعدی می‌گوید «مدحت و تسبیح او تسبیح حق». یعنی ستایشِ این بندهٔ واصل، در حقیقت ستایشِ حق است. یا مثالی شگرف می‌زند از «طبق» (سینی) که میوه از آن می‌روید؛ نه اینکه میوه را بر آن گذاشته باشند. یعنی حقیقتِ وجودیِ این بنده چنان به حق پیوسته که افعال و اقوالش، میوهٔ ذاتِ حق‌نما اوست. «سیب روید زین سبد خوش لخت‌لخت / عیب نبود گر نهی نامش درخت». این طبق، خود درخت شده است. این نهایتِ یکی‌شدن و ذوب‌شدن در هستی مطلق است که دیگر تمایزی باقی نمی‌گذارد. آنکه به چنین مقامی رسیده، هستی‌اش در هستی حق فانی شده و دیگر «من»ی از او باقی نمانده است. این همان چیزی است که من در مثال «عمرنام در شهر کاشان» توضیح داده‌ام؛ شهری که همهٔ دکان‌هایش یکی‌ست و اگر کسی را نپسندند، هیچ‌یک از دکان‌ها به او جنس نخواهد فروخت. این تمثیل، وحدت و اتصالِ عمیق و لایزال را به بهترین وجه نشان می‌دهد؛ وحدتی که در آن روزن و خور، در عین تفاوت ظاهری، از یک حقیقت سیراب می‌شوند.

نکات کلیدی

  • میان انسان واصل و حق، پیوندی ورای زمان و مکان، از جنس «الفت» برقرار است.
  • قرب الهی بنده را به مقام «لسان‌الله» و «یدالله» می‌رساند، تا جایی که سخن و فعلش عیناً سخن و فعل حق می‌شود.
  • تجلی حق از «راه و سوی معهود» نمی‌گذرد؛ باید از سازوکارهای مادی فراتر رفت و «نوعی دیگر اندیشید» تا این پیوند را درک کرد.
  • «روزن» (قلب عارف/وجود پیامبر) می‌تواند به‌قدری نورانی شود که نورش عاریتی نبوده، بلکه خودش منبع تابش گردد.
  • ستایش بندهٔ واصل، در حقیقت ستایش حق است و میوهٔ وجود او، محصولی است که مستقیماً از ذات حق‌نمایش می‌روید.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:20:47 d6-s72 · 00:21:28 d6-s72 · 00:24:25 d6-s72 · 00:26:00 d6-s72 · 00:26:50 d6-s72 · 00:40:55

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.