قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۲۰۲

M6:3202 — مدحت و تسبیح او تسبیح حق / میوه می‌روید ز عین این طبق

مدحت و تسبیح او تسبیح حقمیوه می‌روید ز عین این طبق
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3202

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ستایش و تسبیح او، ستایش و تسبیح خداست؛ میوه از همین سینی (وجود او) می‌روید، نه اینکه بر آن گذاشته شود. معنا: این بیت بیان می‌کند که وقتی یک بنده به خدا نزدیک می‌شود، ستایش او در واقع ستایش خداست و میوه‌های معرفت و حکمت الهی از وجود خود او برمی‌خیزد، نه اینکه از جایی دیگر به او داده شده و او صرفاً آن را انتقال دهد.

شرح

این بیت بی‌نظیر مولانا، بیانگر اوج فنای بنده در حق است؛ حالتی که در آن، صفات و افعال ولیّ واصل چنان با صفات و افعال الهی در می‌آمیزد که تمیز میان آن‌ها دشوار می‌شود. مولانا در اینجا ادعایی بس بلند را مطرح می‌کند که عموم عارفان آن را تصدیق کرده‌اند، اما برای بسیاری از متکلمان و فقیهان، فهم آن دشوار بوده است.

من این سخن را صددرصد می‌پذیرم و مبنای فهم من از وحی نیز همین نکته است. وقتی که مولانا می‌گوید «مدحت و تسبیح او تسبیح حق»، یعنی ستایش پیامبر یا ولیّ، ستایش خداوند است. همان‌طور که وقتی ما بر چراغی درود می‌فرستیم، در واقع نور را می‌ستاییم که از طریق آن چراغ بر ما تابیده است. این دقیقا همان معنای «من اطاع الرسول فقد اطاع الله» (قرآن ۴:۸۰) است؛ اطاعت از رسول، اطاعت از خداست، چرا که در مقام وصال، خواست و فعل رسول، خواست و فعل حق است.

بخش دوم بیت با تمثیلی فوق‌العاده این معنا را ژرفا می‌بخشد: «میوه می‌روید ز عین این طبق». اینجا مولانا از یک «طبق» یا «سینی» سخن می‌گوید که «میوه» از «عین» و «ذات» خود آن می‌روید، نه اینکه میوه‌ای از جایی دیگر آورده و بر روی آن گذاشته شده باشد. این تمثیل کلید فهم موضع مولانا در باب تجلی حق در وجود اولیاست. این میوه، همان کلام وحی، معرفت، و حکمت الهی است که از وجود مبارک پیامبر یا ولیّ می‌جوشد، نه آنکه به او از بیرون داده شود و او واسطهٔ صرف انتقال باشد. این به معنای جوشش درونی حقایق از وجود بندهٔ واصل است، نه دریافت و بازگویی آن.

مولانا این ایده را با ابیاتی در پیوند با همین بیت توضیح می‌دهد: «سیب روید زین سبد خوش لخت‌لخت / عیب نبود گر نهی نامش درخت». یعنی اگر از یک سبد، سیب بروید، اشکالی ندارد که آن سبد را «درخت سیب» بنامیم. این نشان می‌دهد که سبد (ولیّ) چنان با میوه (وحی/معارف الهی) یگانه شده که خود منشأ آن گشته است. این همان «اتصال بی‌تکیف، بی‌قیاس» است که «رب‌الناس را با جان ناس» (مولانا، دفتر سوم) هست؛ ارتباطی بی‌کیفیت و بی‌قیاس که میان خدا و جان مردم برقرار است.

این درک از فنا، با حدیث قدسی «بنده‌ام به من نزدیک شود... من زبان او می‌شوم، چشم او می‌شوم و دست او می‌شوم» و آیهٔ شریفهٔ «ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» (انفال:۱۷) کاملا همخوان است. عمل پیامبر، در واقع عمل خداست. در این مقام، بنده چنان در خداوند «ذوب» می‌شود که دیگر حجاب و فاصله‌ای میان او و حق نمی‌توان نهاد. هستیِ بنده، در هستی مطلق حق فانی می‌شود، و هرچه از او صادر شود، مظهر فعل و قول الهی خواهد بود. این یک متافیزیک «وصال» است، در برابر متافیزیک «فراق» که در آن خدا و بنده دو موجود کاملاً مستقل و متمایز دیده می‌شوند.

نکات کلیدی

  • بندهٔ واصل چنان در خداوند فانی می‌شود که صفات و افعال او صفات و افعال الهی می‌گردد.
  • ستایش ولیّ یا پیامبر، در حقیقت ستایش خداوند است، چرا که نور حق از وجود او ساطع می‌شود.
  • معارف و حکمت‌های الهی از وجود پیامبر/ولیّ، مانند میوه از درخت، به طور ذاتی می‌روید و صرفاً منتقل نمی‌شود.
  • تمثیل «طبق و میوه» بر یگانگی و اتصال بی‌چون بنده با حق تأکید می‌کند و فاصله را برمی‌دارد.
  • این بیت نظریهٔ دکتر سروش دربارهٔ «وحی» را که کلام پیامبر عین کلام حق است، پشتیبانی می‌کند.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:30:10 d6-s72 · 00:34:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.