قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۲۰۵

M6:3205 — آنچ روید از درخت بارور / زین سبد روید همان نوع از ثمر

آنچ روید از درخت بارورزین سبد روید همان نوع از ثمر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3205

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه از درخت پربار می‌روید، از این سبد نیز همان نوع میوه برمی‌آید. معنا: این بیت بیان می‌کند که بندهٔ واصل به حق چنان صفات الهی می‌گیرد که گویی میوه‌های حکمت و رحمت خداوندی مستقیماً از وجود او می‌روید، نه از طریق او.

شرح

این بیت شگفت‌انگیز، نقطه‌عطفی است در تبیین حقیقت ولایت و وصال عارفانه. مولانا پیش‌تر مثالی می‌آورد که چون کسی خداوند را ستایش می‌کند، در واقع ولیّ او را می‌ستاید و ستایش ولیّ، ستایش حق است. اما نکته عمیق‌تر آنجاست که مولانا از حدّ ستایش فراتر می‌رود و از منبع و سرچشمه سخن می‌گوید. او می‌گوید که میوه و ثمر حکمت و حقیقت نه از طریق ولیّ به ما می‌رسد، بلکه مستقیماً «از عین این طبق» و «زین سبد» می‌روید؛ گویی طبق و سبد خود به بار نشسته است.

برای مولانا، این «سبد» نه فقط یک ظرف حامل است، بلکه خود به مقامی می‌رسد که گویی به «درخت بارور» تبدیل شده است. همان‌طور که قطعه آهنی که در کوره آتش گداخته می‌شود، چنان رنگ و بوی آتش می‌گیرد که خود می‌گوید «من آتشم، من آتشم»، ولیّ خدا نیز چنان از خدا پر می‌شود که صفات و افعال الهی از او سر می‌زند. این همان معنای حدیث قدسی است که بندهٔ مؤمن چنان به من نزدیک می‌شود که من چشم او، گوش او و دست او می‌شوم. مولانا این مفهوم را به سرحد نهایی خود می‌رساند و می‌فرماید که ثمرهٔ وجودی ولیّ، مستقیماً از او برمی‌خیزد، نه آنکه به او داده شده باشد.

این تجلی توحید افعالی در وجود بنده است که دیگر میان فعل بنده و فعل حق فاصله‌ای نیست. من بارها بر این تأکید کرده‌ام که برای مولانا، سخن پیامبر، همان سخن خداوند است؛ نه از آن رو که پیامبر صرفاً ابلاغ‌کننده باشد، بلکه از آن رو که وجود او چنان گداخته شده که حقیقت از او می‌روید. این قرآن، محصول خود اوست؛ نه آنکه سیبی را در طبق نهاده باشند و بگویند طبق از تو، سیب از ما. نه، بلکه طبق هم از او، سیب هم از او. اینجاست که مولانا می‌گوید اشکالی ندارد اگر این سبد را «درخت» بنامی، زیرا کاری را می‌کند که درخت می‌کند؛ ثمر می‌دهد. این «اتصالی بی‌تکیف، بی‌قیاس» است که میان جان انسان و رب‌الناس برقرار می‌شود. چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید تا این حقیقت را دریافت؛ حقیقتی که هر گونه فاصله و حجاب میان خالق و مخلوق را برمی‌دارد.

نکات کلیدی

  • ولیّ خداوند به قدری به حق نزدیک می‌شود که افعال و اقوال او عین افعال و اقوال الهی می‌گردد.
  • مولانا مفهوم «سبد» را به «درخت بارور» ارتقا می‌دهد؛ یعنی ولیّ نه واسطهٔ حامل، بلکه سرچشمهٔ حقیقی حکمت و رحمت می‌شود.
  • این بیت تجلی توحید افعالی است که فاصله بین خالق و مخلوق را در مقام وصال برمی‌دارد.
  • در این مقام، آنچه از ولیّ می‌روید، مستقیماً «محصول خود اوست»، همچون ثمرهٔ یک درخت از ریشهٔ خودش.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:27:14 d6-s72 · 00:30:10 d6-s72 · 00:33:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.