قرائت› دفتر ۶› بخش ۹۸ - توزیع کردن پایمرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره› بیت ۳۲۶۹
M6:3269 — یاد ناورده که از مالم چه رفت / سقف قصد همتت هرگز نکفت
M6:3269
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: هرگز به یاد نیاوردی که چه چیز از داراییات بخشیدی، و سقف ارادهٔ بلندت هیچگاه ترک بر نداشت. معنا: این بیت توصیفگر بخششی بیدریغ است که دهنده هرگز در مورد آنچه داده است حساب و کتاب نمیکند و همت بلندش برای بخشش پایانی ندارد.
شرح
این بیت، وصفالحال کسی است که در مقام بخشش و کرم ایستاده است؛ مقامی که در آن، حسابوکتاب مالی، دیگر هیچ جایگاهی ندارد. وقتی مولانا میفرماید: «یاد ناوردی که از مالم چه رفت»، یعنی تو میبخشیدی و عطا میکردی، بیآنکه حتی به خاطر بیاوری چه میزان دادهای و چه چیز از ثروتت از دست رفته است. باکی نداشتی و در اندیشهٔ آن نبودی که «چقدر دادم». این محاسبهناپذیری، نشانهٔ اوج سخاوت و کرم است. این بخشش از جان، از درون و از سرِ بینیازی صورت میگیرد، نه از سرِ انتظارِ جبران یا حسابگریِ خستورزانه.
تعبیر «سقف قصد همتت هرگز نکفت» بسیار رساست. «کفتن» در اینجا به معنای ترک برداشتن و شکافته شدن است. یعنی آن بلندای همت و آن ارادهٔ والای تو برای بخشندگی، هرگز دچار سستی، ضعف یا شکافی نشد. این سقف نماد عزم و ارادهای راسخ و پاینده است که در مواجهه با بخششهای پیاپی، نه تنها فرونمیریزد، بلکه بیخلل و استوار میماند. این بدان معناست که منبع این سخاوت، بیپایان است، چه منبعِ الهی باشد و چه منبعی از کمال نفسانی که ریشه در توحید دارد.
در ادامهٔ این ابیات، مولانا میگوید که این شخص چنان بخشنده بود که «واحد کالف در رزم و کرم / صد چو حاتم گاه ایثار نعم». یعنی او در بخشش و دلاوری، به تنهایی، یک نفر مثل هزار نفر بود و در ایثار نعمت، همانند صد حاتم طائی. حاتم طائی نماد سخاوت در فرهنگ ماست؛ اما مولانا این را کافی نمیداند و میگوید این شخص، «صد حاتم» بود. این بدان معنی نیست که ما برای شهرت یا نام نیک کار کنیم، بلکه نام نیک، ثمرهای طبیعی و بیواسطهٔ اعمال نیکو و بخششهای خالصانه است. برای «شهرت» کار کردن خود دام است، اما اگر «نام نیک» خود به خود و از پسِ کار نیک آمد، مبارک است؛ چرا که تشویقکنندهٔ دیگران نیز خواهد بود. این بیت در حقیقت ستایش مقام والای انسانی است که فارغ از محاسبات مادی و با همتی فراتر از حد، در دریای بیکران بخشش غرق است.
نکات کلیدی
- بخشندگی حقیقی محاسبهناپذیر است و از همتی بلند سرچشمه میگیرد.
- همت عالی در بخشش هرگز دچار سستی و ترک نمیشود، بلکه پیوسته جاری است.
- این بیت صفتی از کریمان یا خداوند است که عطا میکنند و فراموش میکنند.
- نام نیک و آوازهٔ خوب محصول عمل نیک است، نه هدف آن؛ نباید برای شهرت کار کرد.
Sources: d6-s73 · 38:02 d6-s73 · 40:40 d6-s73 · 45:11 s01 [0:00]
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: You never recalled what had departed from your wealth, The roof of your high resolve never cracked. Meaning: This verse describes an overflowing, unconditional generosity where the giver neither counts nor regrets what has been bestowed, and their noble ambition for giving remains unbroken.
Explanation
This verse portrays a figure standing in the station of boundless generosity, a station where financial accounting holds no sway. When Rumi says, "You never recalled what had departed from your wealth," he means that you gave and bestowed without ever remembering how much you had given or what had been lost from your possessions. You were unconcerned, never pausing to think, "How much have I given?" This immeasurability is the pinnacle of magnanimity and benevolence. Such giving flows from the very core of one's being, from an inner sufficiency, not from an expectation of reciprocation or a miserly calculation.
The phrase, "The roof of your high resolve never cracked," is profoundly expressive. "Kofat" here signifies cracking or splitting. It means that the high ambition and noble resolve for giving never suffered weakness, defect, or rupture. This 'roof' symbolizes a steadfast and enduring determination that, far from crumbling in the face of continuous giving, remains unwavering and firm. This implies that the source of such munificence is inexhaustible, whether it stems from a divine fount or from a perfection of the soul rooted in the realization of divine unity.
In subsequent verses, Rumi continues to extol this individual, stating that they were so generous as to be "One like a thousand in battle and generosity / A hundred like Hatam at the time of bestowing bounties." Hatam Ta'i is the legendary symbol of generosity in our culture; yet Rumi finds this insufficient, declaring this individual to be "a hundred Hatams." This is not to suggest that we should act for fame or a good name (nām-e nīk). Rather, a good name is a natural, unmediated consequence of virtuous deeds and sincere acts of giving. To work for fame is itself a trap, but if a good name arises spontaneously from good work, it is blessed, for it will encourage others as well. This verse, in essence, praises the elevated human station of one who, liberated from material calculations and with a boundless resolve, is immersed in the infinite ocean of giving.
Key takeaways
- True generosity is immeasurable, stemming from an exalted and unwavering resolve.
- High ambition in giving never falters or cracks; it flows ceaselessly and without impediment.
- This verse describes an attribute of the truly generous, or even the Divine, who bestow without calculation or remembrance.
- A good reputation (nām-e nīk) is a natural outcome of virtuous action, not its primary goal; one should not act for fame.
Sources: d6-s73 · 38:02 d6-s73 · 40:40 d6-s73 · 45:11 s01 [0:00]
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.