قرائت دفتر ۶ بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره بیت ۳۳۳۹

M6:3339 — چشم‌بند از چشم روزی کی رود / صنع از صانع چه سان شیدا شود

چشم‌بند از چشم روزی کی رودصنع از صانع چه سان شیدا شود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3339

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این چشم‌بند از دیدگان در چه روزی برداشته خواهد شد؟ چگونه آنگاه مصنوع (عالم) از صانع (خداوند) آشکار و جلوه‌گر شود؟ معنا: بیت می‌پرسد چه زمانی حجاب‌ها از دیدگان باطن کنار می‌رود تا در همه‌چیز، از جمله پدیده‌ها و مصنوعات عالم، خالق و آفریننده را مشاهده کنیم و جهان را در سایه حضور او ببینیم.

شرح

این بیتِ مولانا، بی‌شک، از عمق بینش عارفانه او پرده برمی‌دارد و به یک مسئله بنیادین در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی می‌پردازد: کیفیت رؤیت حق در خلق. مولانا در اینجا از «چشم‌بند» سخن می‌گوید، اشاره به حجاب‌هایی که مانع از دیدن حقیقت می‌شوند. این چشم‌بندها تنها حجاب‌های ظاهری نیستند؛ بلکه زنجیرهایی بر عقل و رشته‌هایی بر ادراک باطنی ما هستند.

پرسش مولانا از «روزی کی رود» نشان از انتظار و امید به فرارسیدن زمان گشایش بصیرت است. هنگامی که این چشم‌بند برداشته شود، آنگاه «صنع از صانع شیدا شود»؛ یعنی مصنوع و پدیده‌ها نه به تنهایی، بلکه در ارتباط بی‌واسطه با صانع آشکار خواهند شد. این نه فقط یک دیدن ساده، که نوعی «جلوه‌گری» و «نمود» است که در آن مصنوع، ذات خود را از صانع می‌گیرد و در سایه او روشن می‌شود.

من این نکته را بارها گوشزد کرده‌ام که آدمی در مواجهه با هستی سه سطح متفاوت از ادراک را تجربه می‌کند. سطح اول، دیدن تنها «صنع» است؛ یعنی فقط اشیاء، پدیده‌ها و حوادث را می‌بیند، بدون آنکه دست قدرتی ماورایی را در آنها ادراک کند. این دیدگاه، دیدگاهِ سطحی‌بینان و اهل ظاهر است که در علل مادی اسیر شده‌اند.

سطح دوم، دیدن «صنع از صانع» است. در این مرحله، چشم‌بند علیت مادی کنار می‌رود و انسان می‌فهمد که هر پدیده، هر جسم و هر رویدادی، تجلی و محصول اراده و قدرت صانعی است که آن را آفریده. اینجاست که معلول در عین حال علت غایی خود را نیز نشان می‌دهد. برای فهم این مطلب، مَثَلی می‌زنم: ما میزی را در نور خورشید می‌بینیم. هم میز را می‌بینیم و هم می‌دانیم که نور خورشید باعث رؤیت آن شده است. این دیدگاه، دیدگاهِ متفکران و اهل بینش است.

اما سطح سومی نیز وجود دارد که فراتر از این است: دیدن صرف «صانع»، به طوری که «صنع» در او محو و ناپدید گردد. شبیه حالتی که نور خورشید چنان قوی و خیره‌کننده بتابد که چشمان ما جز آن نور عظیم را نبیند و جزئیات مصنوعات در آن محو شود. این مقام فنای در توحید است که جز برای اولیای خاص حق میسر نمی‌شود. بیت مولانا در اینجا بیشتر به مرحله دوم نظر دارد، آنجا که صنع و صانع همزمان دیده می‌شوند، ولی باب را برای مرحله سوم نیز می‌گشاید.

آنچه «چشم‌بند» را می‌سازد، بسیار متنوع است. مهم‌ترین آنها، اسارت در «اسباب و مسببات» است؛ یعنی گمان‌بردن که علل مادی، خودکفا و بی‌نیاز از قدرتی بالاترند. این نگاه، دست خداوند را از پشت حوادث پنهان می‌کند. چشم‌بندهای دیگر، هواهای نفسانی، حسادت‌ها و خشم‌های درونی‌اند که ادراک را کور می‌کنند. رسالت انبیا و مرشدان بزرگ، دقیقاً همین گشودن چشم و آزاد کردن عقل از این زنجیرها و پرده‌هاست. رهایی اصلی از نظر ایشان، آزادی عقل از تمامی این بندهاست تا چشم حقیقت‌بین باز شود و صنع را در صانع، و صانع را در صنع ببیند.

نکات کلیدی

  • بیت به حجاب‌هایی اشاره دارد که مانع دیدن حقیقت می‌شوند، نه حجاب‌های ظاهری.
  • درک هستی سه سطح دارد: دیدن فقط مخلوق، دیدن مخلوق همراه خالق، و دیدن فقط خالق.
  • غلبه بر علت‌انگاری مادی، شرط دیدن دست خداوند در پدیده‌هاست.
  • چشم‌بندهای معنوی شامل هواهای نفسانی، حسد و خشم هستند که بینش را کور می‌کنند.
  • رسالت انبیا و مرشدان، آزادی عقل و برداشتن این چشم‌بندها برای رؤیت حقیقت است.

Sources: d6-s75 · 00:21:06 d6-s75 · 00:22:37 d6-s75 · 00:24:20

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.