قرائت دفتر ۶ بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحله‌ای الا من عصم الله بیت ۳۴۲

M6:342 — این سخن پایان ندارد بازگرد / سوی شاه و هم‌مزاج باز گرد

این سخن پایان ندارد بازگردسوی شاه و هم‌مزاج باز گرد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:342

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این گفتار (دربارهٔ توبه و نسیان) پایانی ندارد؛ بازگرد به سوی شاه و یارانی که هم‌خوی اویند، بازگرد. معنا: مولانا در این بیت، با قطع سخنی که به فرجام نمی‌رسد، خواننده را فرامی‌خواند تا از گریزهای موضوعی به سوی هستهٔ اصلی وجود بازگردد: به حضرت حق و اولیای او که با ذات الهی هم‌مزاج و هم‌نفس شده‌اند.

شرح

در این بیت، مولانا گویی مکثی می‌کند و به خواننده می‌گوید: «این سخن پایان ندارد». این نه صرفاً یک جملهٔ تعارفی، بلکه نمادی از سبک و شیوهٔ خاص مولانا در سخن گفتن است. او همچون رودخانه‌ای جوشان، کلام را جاری می‌کند و گاهی برای هدایت رود به مسیر اصلی، خود دست به کار می‌شود. مثنوی، نه کتابی با طرح و نقش از پیش تعیین‌شده چون معماری حافظ، بلکه جوششی طبیعی و بی‌واسطه است. این «پایان ندارد» اشاره به مباحثی است که پیش‌تر دربارهٔ طبیعت نفسانی انسان و افتادن در دام لذایذ زودگذر و سپس پشیمانی و «ده دادن» (یعنی با ده انگشت پس زدن و نفی کردن) آن‌ها داشته است. لذت‌هایی که آدمی را چون پروانه به سوی آتش می‌کشانند و سوزاننده از آب درمی‌آیند.

امر «بازگرد» یک فراخوان اصیل معنوی است. از چه بازگردیم؟ از این فراز و فرودهای نفسانی، از این چرخ زدن‌های بی‌حاصل حول آتشی که نورش فریبنده و باطنش سوزنده است. از این تجربه‌های مکررِ نسیان و توبه که آدمی را در همان جای خود نگه‌می‌دارد. مولانا می‌خواهد ما را از دایرهٔ تکرار و سردرگمی بیرون بکشد و به سوی اصلی‌ترین حقیقت وجود هدایت کند. این، بازگشت به «اصل خویش» است؛ همان چیزی که در آغاز مثنوی فرمود: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش».

«سوی شاه» یعنی سوی خداوند، حضرت حق که پادشاه مطلق هستی است. این بازگشت به سوی مبدأ و معشوق ازلی است. در نگرش مولانا، این پادشاه غایب نیست، بلکه حاضر و «نزدیک‌تر از من به من است». جدایی ما هرگز به معنای تنهایی نیست؛ ما غریب و مهمان این جهانیم، اما تنها نیستیم. راه بازگشت گشوده است.

اما «هم‌مزاج باز گرد» از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. «باز» در ادبیات عرفانی نمادی از اولیای حق و عارفان بالله است که همواره در شکار حقایق‌اند و بر بازوی پادشاه نشسته‌اند. این اشارهٔ مولانا به «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» (قرآن ۵۴:۵۵) است؛ مقامی که مقعد صدق است، در حضور پادشاه مقتدر. «هم‌مزاج» بودن با شاه به این معناست که این اولیا به چنان مقام قرب و فنا رسیده‌اند که طبیعت و خوی آن‌ها با اراده و صفات الهی هم‌خوان شده است. آن‌ها تجلی‌گاه ارادهٔ حق‌اند. همان‌طور که در داستان دقیقی در دفتر سوم مثنوی دیدیم، کسانی چون دقیقی، هنوز دعا می‌کنند و شفقت می‌ورزند، اما اولیایی هستند که «زبانشان بسته باشد از دعا» و از بس به قضای الهی راضی‌اند، دیگر چیزی نمی‌خواهند. این‌ها همان «هم‌مزاج بازان»‌اند.

پس، این بیت تنها یک تذکر نیست، بلکه یک دستورالعمل سلوکی‌ست: از جزئیات و معترضات عالم بگذر، به سوی کل و مطلق بازگرد، و در این راه، همنشین کسانی باش که خود به آن مقصد رسیده‌اند و با شاه هم‌نفس و هم‌مزاج گشته‌اند. این بازگشت، نه از سر ترس، که از شوق وصال و برای وصول به یقین است؛ یقین و وصالی که گوهر نایاب دوران ماست.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت به شیوهٔ خودآگاهانه، سخن را قطع می‌کند و شنونده را فرامی‌خواند تا از حاشیه‌ها به متن اصلی بازگردد.
  • فراخوان «بازگرد» دعوتی است برای رها شدن از لذایذ زودگذر دنیا و چرخه‌های بی‌پایان پشیمانی و توبه که در نهایت انسان را در همان نقطهٔ اول رها می‌کند.
  • «سوی شاه» اشاره به بازگشت به سوی خداوند، مبدأ و معشوق ازلی است که همواره حاضر و نزدیک است؛ نه بازگشت از غیبت، بلکه از غفلت.
  • «هم‌مزاج بازان» نماد اولیای الهی هستند که با مقام فنا به چنان نزدیکی با حضرت حق رسیده‌اند که طبع و اراده‌شان با ارادهٔ الهی هم‌خوان شده است.
  • این بیت دستورالعملی سلوکی است برای همنشینی با عارفانی که خود به مقصد رسیده‌اند و با پادشاه هستی هم‌نفس گشته‌اند.
  • بازگشت به سوی شاه و هم‌مزاجان او، راهی به سوی وصول (وصال) و یقین است؛ هدف اصلی سلوک معنوی در مثنوی.

Sources: d6-s09 · 00:08:20 d6-s09 · 00:09:13 d6-s09 · 00:10:17

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.