قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره بیت ۳۵۷۵

M6:3575 — زبل گشته قوت خاک از شیوه‌ای / زان غذا زاده زمین را میوه‌ای

زبل گشته قوت خاک از شیوه‌ایزان غذا زاده زمین را میوه‌ای
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3575

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: قوت و نیروی خاک به گونه‌ای از فضولات و زباله‌ها حاصل شده است؛ از آن غذا، زمین میوه‌ای را زاده است. معنا: این بیت نشان می‌دهد که چگونه از مواد بظاهر بی‌ارزش و فضولات، خاک تغذیه می‌کند و از این تغذیه، زمین قادر به تولید میوه‌های شیرین و مفید می‌شود. این مثالی است از تبدیل اضداد و پیدایش زیبایی از آنچه ناپسند می‌نماید.

شرح

این بیت، یکی از مثال‌های درخشان مولاناست برای تبیینِ آن اصلِ بنیادین در جهان‌بینیِ او و البته حکمای پیشین، که «لولا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد». یعنی اگر تضادها نبودند، فیضِ الهی امکانِ جریان و دوام نمی‌یافت. این سخنِ فیلسوفانی چون ابن‌سینا و ملاصدراست که در مثنوی به بیانی شاعرانه و با مثال‌هایی ملموس به تصویر کشیده شده است.

آنچه مولانا در این بیت می‌فرماید، یک حقیقتِ عینی در طبیعت است: «زبل» که در لغت به معنای زباله، کود، سرگین و فضولات است، به ظاهر چیزی است ناخوشایند و بی‌ارزش. اما همین «زبل» است که «قوت خاک» می‌شود، یعنی نیروی حیات‌بخش خاک. خاک از این فضولات تغذیه می‌کند و به یُمنِ این «غذا»، قادر می‌شود تا «میوه‌ای» خوش‌طعم و معطر را به دنیا آورد. این یک کارخانهٔ معجزه‌گر است که در طبیعت جاری است؛ چگونه ماده‌ای بدبو و بدقیافه، طیِ تحولاتِ شیمیایی و حیاتی، به چیزی تبدیل می‌شود که هم خوشمزه است و هم خوشبو. این از دلِ یکدیگر زائیدنِ اضداد است.

مولانا در جای جای مثنوی بر این تزاحم و تعاملِ اضداد تأکید می‌کند و آن را عاملِ حرکت و پویاییِ جهان می‌داند. همان‌گونه که در ترمودینامیک می‌بینیم کار تنها وقتی صورت می‌گیرد که بین گرم و سرد اختلاف پتانسیل وجود داشته باشد؛ اگر همه چیز هم‌سطح باشد، هیچ فعالیتی رخ نمی‌دهد. جهانِ ما، جهانِ ازداد است؛ عالمِ ترکیب و تزاحمِ عناصر مختلف. در قرآن نیز فراوان بر این نکته اشاره شده است: «یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی»، «یولج اللیل فی النهار و یولج النهار فی اللیل». شب در دل روز و روز در دل شب جای می‌گیرد؛ زنده از مرده و مرده از زنده بیرون می‌آید. این طبیعتِ جهانِ ماست.

اما جهان ماوراء طبیعت این‌گونه نیست؛ «آن جهان جز باقی و آباد نیست / زان که ترکیب وی از ازداد نیست». بنابراین، حرکت و جریان فیض الهی در این جهانِ ازدادمند، متوقف نمی‌شود، بلکه پیوسته در حال خلق و تحول است. از دل مرگ، زندگی جاودان می‌جوشد، و از دل فقر، توانگری برمی‌خیزد. این نگاهِ مولانا به نظام آفرینش، نگاهی جامع است که تضادها را نه سدّ راه، بلکه لازمهٔ تجلی و دوامِ فیضِ الهی می‌داند؛ تجلیِ هوش در بی‌هوشی، و دلداری در بی‌دلی.

نکات کلیدی

  • جهان طبیعت بر اساس تضاد و تزاحم بنا شده است که عامل اصلی حیات و حرکت است.
  • از دل آنچه بی‌ارزش و ناپسند می‌نماید (زبل)، زیباترین و نیکوترین نتایج (میوه) حاصل می‌شود.
  • این بیت مثالی از اصل فلسفی «لولا التضاد ما صح دوام الفیض» است که جریان فیض الهی را به تضادها گره می‌زند.
  • این تحول نشان‌دهنده «کارخانه معجزه‌گر طبیعت» است که از ماده بدبو، غذای خوش‌طعم می‌سازد.
  • آنچه در این جهان ضد و متقابل به نظر می‌آید، در واقع در هم تنیده و از یکدیگر مولّد است.

Sources: d6-s78 · 01:01:17 d6-s78 · 01:07:12 d6-s78 · 01:13:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.