قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره بیت ۳۵۷۶

M6:3576 — درعدم پنهان شده موجودیی / در سرشت ساجدی مسجودیی

درعدم پنهان شده موجودییدر سرشت ساجدی مسجودیی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3576

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: موجودی در ساحتِ عدم پنهان گشته است، و در ذاتِ سجده‌کننده، سجده‌شده‌ای نهفته است.

معنا: این بیت بیان می‌کند که هستی پیش از ظهور خود، در مرتبهٔ عدم حضور داشته است، و در ژرفای وجود هر سجده‌کننده‌ای، خودِ معبود پنهان است؛ اشاره به پیوند ناگسستنی و گاه یکی‌بودنِ ظاهر و باطن و خالق و مخلوق.

شرح

ما در دفتر ششم مثنوی، در پایان قصه‌ها و تمثیل‌ها، به بیتی می‌رسیم که مولانا در آن به اوجِ بحث «ازداد» و تضادها در نظام هستی می‌رسد. پیش‌تر دیدیم که چگونه از دل آتشِ نمرود، باغ ابراهیمی می‌روید، یا از بذل و بخشش، دخل و سود پدیدار می‌شود، و زندگی جاودان در زیر پردهٔ مرگ نهفته است. اینها همه نمونه‌هایی از ازدادِ طبیعی و محسوس‌اند. اما این بیت، گامی فراتر می‌نهد و به ازدادِ هستی‌شناختی و عرفانی اشاره می‌کند، گویی که خداوند هوش را در بی‌هوشی و بیداری را در خواب نهاده است.

من همیشه گفته‌ام که این جهان، بر مدار تضادها و تزاحم‌ها می‌گردد؛ «لولا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد.» این سخن حکمای ما، مثل ابن‌سینا و ملاصدرا، نکتهٔ بسیار دقیقی است. جریان فیض الهی، پیوستگی و دوام کار و حرکت در این عالم، مستلَمِ همین تضادهاست. از دلِ آب و آتش و خاک و هوا، این کائنات به پا شده است. اما مولانا در این بیت، تضاد را از سطح فیزیکی و طبیعی به مرتبهٔ متافیزیکی و عرفانی بالا می‌برد.

«در عدم پنهان شده موجودیی.» این جمله برای ما که از عدم به هستی آمده‌ایم، بس عمیق است. مولانا تصویری از وجود ما قبل از حیات مادی به دست می‌دهد؛ گویی ما موجود بودیم، اما در پردهٔ عدم پنهان و نادیده، منتظر بودیم تا درِ این کاروان‌سرا باز شود و وارد صحنهٔ هستی شویم. این عدم، تهی بودنِ محض نیست، بلکه ساحت پنهانِ موجودات است که در اختیار و تدبیر خداوندِ جبار است. ما پیش از این جهان، در اتاق انتظار بودیم و پس از آن نیز به درِ دیگرِ این کاروان‌سرا رهسپار خواهیم شد.

اما پارهٔ دوم بیت، جانِ کلام مولاناست و به یکی از عمیق‌ترین اسرار عرفانی می‌پردازد: «در سرشت ساجدی مسجودیی.» این اشاره به وحدت ساجد و مسجود است. چگونه سجده‌کننده و سجده‌شده، در یک سرشت واحد جمع می‌شوند؟ اینجاست که پرده‌ها برداشته می‌شود و سالک می‌بیند که گویی ناظر و منظور، عابد و معبود یکی شده‌اند. شمس تبریزی نیز در مقالات خود این نکته را به بیانی دیگر می‌آورد که اگر کعبه از میان برداشته شود، مردم گویی همه به یکدیگر سجده می‌کنند؛ اشاره به رفع حجاب‌ها و وحدت عمیق باطنی. در اشعار ابن‌فارض، آن عارف بزرگ، نیز همین مضمون دیده می‌شود که در مقام وحدت، گویی من و حق، هر دو با هم نماز می‌خوانیم و به هم سجده می‌کنیم. این همان «اتصالی بی‌تکیف، بی‌قیاس» است که مولانا از آن سخن می‌گوید، پیوند رب‌الناس با جان ناس. این یعنی خدا در سرشت و جان آدمیان حضور دارد و وقتی که ما سجده می‌کنیم، در حقیقت به آن وجه الهی که در ذات ما نهفته است، سجده می‌بریم.

این نکته‌ای‌ست که در نگاه اول کفرآمیز به نظر می‌رسد و البته در طول تاریخ عرفان، خُرده‌های بسیاری بر آن گرفته شده است. اما مولانا آن را راز و حقیت می‌داند که اهل معرفت آن را می‌چشند. این نه این است که مخلوق، خالق می‌شود؛ بلکه به معنای رفع حجاب و فنای سالک در حق است، تا جایی که در مقام فنا، جز وجه او نبینی. به یاد آوریم سجدهٔ ملائک به آدم را: ابلیس، آدم را فقط گِلی دید و خدا را ندید، اما ملائک به آن خدایی سجده کردند که در صورت آدم نشسته بود. آدم در آن واحد، هم ساجد بود و هم مسجود، چرا که در وجود او، سرّ الهی نهفته بود. این بیت، ندایی‌ست برای دیدنِ باطن در ظواهر، و تجلی حق در هر آنچه که به ظاهر متضاد می‌نماید.

نکات کلیدی

  • هستیِ ما پیش از تولد در حالتی از «عدمِ پنهان» وجود داشته، گویی در انتظار ظهور در این جهان بوده‌ایم.
  • این بیت عالی‌ترین نمودِ نظریهٔ «ازداد» مولاناست که تضادها را نه در سطح طبیعی، که در عمق هستی‌شناسی بررسی می‌کند.
  • در نگاه عارفانه، در سرشت هر سجده‌کننده‌ای، وجودِ سجده‌شده (حق) نهفته است؛ این اشاره به وحدت ساجد و مسجود است.
  • مفاهیم «عدم پنهان» و «ساجدِ مسجود» به معنای رفع حجاب‌ها و فنای سالک در حق است، نه یکی‌شدن خالق و مخلوق به معنای رایج.

Sources: d6-s78 · 01:01:17 d6-s78 · 01:02:16 d6-s78 · 01:07:12

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.