قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین بیت ۳۹۰۵

M6:3905 — وقت پند دیگرانی های های / در غم خود چون زنانی وای وای

وقت پند دیگرانی های هایدر غم خود چون زنانی وای وای
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3905

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: وقتی به دیگران پند می‌دهی، پرشور و فریادزننده «های های» می‌کنی، اما چون خودت در غم گرفتار شوی، مانند زنان ضعیف، «وای وای» کنان می‌نالی. معنا: این بیت ریاکاری و ضعف درونی کسانی را نقد می‌کند که در نصیحت دیگران پرشور و قاطع‌اند، ولی در مواجهه با غم‌ها و مشکلات شخصی خودشان ناتوان و بی‌تاب می‌شوند.

شرح

این بیت از آن جمله‌ی سخنان کوبنده‌ی مولاناست که بر واعظان بی‌عمل و عالمان غیرمتعظ فرود می‌آید. من می‌گویم که مولانا در اینجا ریاکاری را آماج نقد خود قرار می‌دهد و کلام او عین همان چیزی است که در قرآن مجید با عبارت «کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» بیان شده است؛ نهایت خشم و غضب خداوند برای کسانی است که سخنی می‌گویند و خود به آن عمل نمی‌کنند. این عدم تطابق میان قول و فعل، بی‌شک موجب تیرگی دل و نفاق باطنی آدمی می‌شود.

مولانا در اینجا به ناصحانی می‌پردازد که در مقام پند دادن به دیگران، با شور و هیجان و حتی حالتی آمرانه «های های» می‌کنند و خود را صاحب کلام و تدبیر می‌دانند. اما همین کسان، در مواجهه با غم و اندوه خویش، به ضعف و زاری می‌افتند و «وای وای» کنان، چون زنانی بی‌قرار، از عهده‌ی خویش برنمی‌آیند. این یک تصویر تلخ از فقدان خودسازی و نفاق باطنی است. سخن، تنها از دل برخاسته و از عمل گذشته، می‌تواند در دل دیگران بنشیند و مؤثر افتد. سخن بی‌عمل، همانند آبی است که از چشمه‌ای بی‌ریشه برمی‌خیزد و بی‌فروغ می‌ماند.

همان‌طور که سعدی شیرین‌سخن نیز نیکو سروده: «علم آدمیت است و جوانمردی و ادب / ورنه ددی به صورت انسان مصوری». علم باید آدمی را "خودتر" کند، نه اینکه او را در غوغای نصیحت دیگران گم کند. مولانا به این عالمان می‌گوید: «ای ز دل‌ها برده صد تشویش را / نوبت تو شد بجنبان ریش را». این اشاره به داستان سلطان محمود است که با جنباندن ریش خود می‌توانست دزدان را از مرگ برهاند. مولانا می‌گوید شما توانایی دارید که با دانش و خردتان، گره از کار دیگران بگشایید و آن‌ها را نجات دهید؛ پس چرا نوبت خودتان که می‌رسد، از این قدرت و هنرتان استفاده نمی‌کنید؟ اگر «ریش» (یعنی همان علم و تدبیر و تدین) شما دزدیه باشد و از آنِ خودتان نباشد، در حقیقت بر ریش خود خندیده‌اید و خود را مضحک کرده‌اید و به اصطلاح مولوی، "بی‌هنر بمیر که از گربه کمتری".

مولوی در ادامه با تعبیر «بافندگی» به نکته‌ای عمیق‌تر اشاره می‌کند که من را به یاد انتقادات مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی می‌اندازد. ایشان نسبت به دستاوردهای فلسفی و عرفانی‌ای که صرفاً به کثرت الفاظ و مفاهیم می‌انجامد، اما به حال و عمل آدمی نمی‌پردازد، بدبین بود و آنها را "بافندگی" می‌نامید. مولانا نیز همین نقد را مطرح می‌کند و می‌پرسد: "آنچه پنجاه سال بافیدی به هوش / زان نسیج خود بغل‌تاقی بپوش". یعنی این همه دانش و استدلال و "قیل و قال" که همچون پارچه‌ای نفیس بافتی، چه نتیجه‌ای برای خودت داشته است؟ از این همه بافته‌ی ذهنی، یک لباس فراخ (بغل‌تاق) برای خویشتن مهیا کن تا همگان ببینند که حاصل این همه فعالیت فکری و نظری برای خودت چه بوده است. به قول ضرب‌المثل ما، "این همه چریدی دنبه‌ت کو؟" محصول حقیقی علم، رشد و کمال صاحب علم است، نه فقط "باخبر" کردن دیگران.

من قویاً معتقدم که "خودشناسی" جان همه‌ی علم‌هاست. مولانا در جایی دیگر فرمود: "جان جمله علم‌ها این است این / که بدانی من کیم در یوم دین". اگر کسی تمام دنیا را بشناسد و بر تمام علوم و فنون مسلط باشد، اما از خود بی‌خبر و تهی از معرفت نفس بماند، در حقیقت زیان کرده است. گم کردن خویش در هیاهوی وعظ دیگران و تفاخر به علم، خسارتی جبران‌ناپذیر است. علم حقیقی آن است که انسان را "خودتر" کند، او را به "من‌تر" شدن و کامل شدن برساند. پس، ای طبیب دیگران، ابتدا خود را درمان کن و آن شور و هیجان را که برای پند به دیگران داری، برای مواجهه با غم‌های خودت نیز داشته باش.

نکات کلیدی

  • تناقض میان نصیحت دیگران و ناتوانی در حل مشکلات خود، نماد ریاکاری و فقدان خودسازی است.
  • سخن مؤثر از دلی برمی‌خیزد که خود به آنچه می‌گوید، عمل کرده و از عمل گذشته باشد.
  • علم حقیقی باید به رشد و کمال صاحب آن منجر شود، نه صرفاً به تفاخر و نصیحت دیگران.
  • نصیحت‌کننده باید ابتدا طبیب خود باشد؛ چرا که علم بی‌عمل، انسان را از گربه نیز کمتر می‌کند.
  • خودشناسی، جوهر و جان همه‌ی علوم است؛ بدون آن، تمامی دانش‌ها بی‌ثمر می‌مانند.

Sources: d6-s87 · 00:46:34 d6-s87 · 00:48:28 d6-s87 · 00:53:03

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.