قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را بیت ۴۱۲

M6:412 — پس تردد را بباید قدرتی / ورنه آن خنده بود بر سبلتی

پس تردد را بباید قدرتیورنه آن خنده بود بر سبلتی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:412

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس برای تردید کردن و انتخاب، قدرتی می‌بایست در کار باشد؛ وگرنه آن (تردید) تمسخر کردن خود است. معنا: این بیت بیان می‌کند که توانایی ما در تردید کردن و انتخاب میان گزینه‌ها، خود دلیل قاطع وجود اراده و اختیار ماست، وگرنه تردید در کاری که قدرت انجامش را نداریم، امری بی‌معنی و خودفریبانه است.

شرح

این بیت در دفتر ششم مثنوی می‌آید، آنجا که مولانا به اوج بحث اختیار می‌رسد و کفهٔ آن را سنگین می‌کند. من همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که نفی اختیار، نفی خویشتن است؛ چرا که کسی که می‌گوید «من مختار نبودم»، در حقیقت می‌گوید «من هیچ‌کاره بودم، من اصلاً نبودم، من هیچ بودم.» اینجاست که مولانا با استدلالی روانشناسانه و فلسفی، تردید را به مثابهٔ شاخصه‌ای از اختیار معرفی می‌کند.

مولانا می‌گوید یکی از علائم بارز اختیار ما این است که ما دچار تردید می‌شویم و میان دو یا چند کار درنگ می‌کنیم و انتخاب می‌نماییم. این تردید، خود گواهی قاطع بر وجود قدرتی در ماست. او با مثال‌هایی روشن این نکته را باز می‌کند: کسی که دست و پایش بسته است، نمی‌گوید این کنم یا آن کنم. یا من هرگز در این تردید نمی‌مانم که آیا در دریا بپرم یا بالا پرواز کنم، چرا که هیچ‌یک از اینها در توان من نیست. اما اگر تردید می‌کنم که «آیا به موصل بروم یا برای آموختن سحر به بابل؟»، این تردید نشان می‌دهد که هر دو راه برای من گشوده است و من دارای قدرت انتخابم.

از این روست که مولانا در این بیت تأکید می‌کند: «پس تردد را بباید قدرتی». برای اینکه در میان گزینه‌ها به شک و تردید بیفتیم و توان انتخاب داشته باشیم، نیازمند قدرتی هستیم. «ورنه آن خنده بود بر سبلتی»؛ وگرنه، اگر قدرت انتخاب نداشته باشیم و با این حال دچار تردید شویم، این تردید جز تمسخر کردن خویشتن نیست، یعنی خود را به سخره گرفتن است. به قول مولانا، «خنده بر سبیل خویشتن است.»

این درسی است در باب مسئولیت‌پذیری. مولانا با این استدلال، هرگونه بهانه‌جویی را مردود می‌شمارد و می‌گوید: «بر قضا کم نه بهانه ای جوان / جرم خود را چون نهی بر دیگران؟» نمی‌توان گناه خود را بر تقدیر یا عوامل بیرونی انداخت. ما مختاریم و تردید ما نشانهٔ این اختیار است. و از همین‌جاست که آدمی پس از ارتکاب خطایی، احساس پشیمانی و شرمگینی می‌کند و به توبه و استغفار روی می‌آورد. زیرا کسی که خود را مختار نمی‌داند، از چه توبه کند؟ جرمی نکرده است. همین حس پشیمانی و عزم بر ترکِ عملِ بد در آینده، خود نشانه‌هایی از پذیرش اختیار و مسئولیت خویشتن‌اند.

نکات کلیدی

  • تردید و انتخاب میان گزینه‌ها، دلیلی قاطع بر وجود اختیار و ارادهٔ آدمی است.
  • بی‌معنا بودن تردید در کارهایی که خارج از قدرت و توان ماست، نشانهٔ عقلانیت این امر است.
  • نفی اختیار، در حقیقت انکار هویت و وجود خویشتن است.
  • هرگونه بهانه‌جویی بر اساس قضا و قدر، در مقابل مسئولیت‌پذیری فردی مردود است.
  • حس پشیمانی و امکان توبه، از نشانه‌های پذیرش اختیار و مسئولیت اعمال خویش است.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:31:00 d6-s10 · 00:32:45 d6-s10 · 00:34:00 d6-s10 · 00:43:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.