قرائت› دفتر ۶› بخش ۱۱ → قبلی · بعدی ←
بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را
دفع آن حجت توسط امرا با شبهه جبرگرایانه و پاسخ شاه به ایشان
- M6:401 پس بگفتند آن امیران کین فنیستاز عنایتهاش کار جهد نیست ❋
- M6:402 قسمت حقست مه را روی نغزدادهٔ بختست گل را بوی نغز ❋
- M6:403 گفت سلطان بلک آنچ از نفس زادریع تقصیرست و دخل اجتهاد ❋
- M6:404 ورنه آدم کی بگفتی با خداربنا انا ظلمنا نفسنا ❋
- M6:405 خود بگفتی کین گناه از نفس بودچون قضا این بود حزم ما چه سود ❋
- M6:406 همچو ابلیسی که گفت اغویتنیتو شکستی جام و ما را میزنی ❋
- M6:407 بل قضا حقست و جهد بنده حقهین مباش اعور چو ابلیس خلق
- M6:408 در تردد ماندهایم اندر دو کاراین تردد کی بود بیاختیار ❋
- M6:409 این کنم یا آن کنم او کی گودکه دو دست و پای او بسته بود ❋
- M6:410 هیچ باشد این تردد بر سرمکه روم در بحر یا بالا پرم ❋
- M6:411 این تردد هست که موصل رومیا برای سحر تا بابل روم ❋
- M6:412 پس تردد را بباید قدرتیورنه آن خنده بود بر سبلتی ❋
- M6:413 بر قضا کم نه بهانه ای جوانجرم خود را چون نهی بر دیگران ❋
- M6:414 خون کند زید و قصاص او به عمرمی خورد عمرو و بر احمد حد خمر ❋
- M6:415 گرد خود برگرد و جرم خود ببینجنبش از خود بین و از سایه مبین به دور خود بگرد و گناه خویش را ببین،جنبش را از خود بدان، نه از سایهای بیاختیار.این بیت بر مسئولیت فردی انسان در برابر اعمالش تأکید میکند و او را از بهانه آوردن و مقصر دانستن عوامل بیرونی (مانند سرنوشت) برحذر میدارد. ❋
- M6:416 که نخواهد شد غلط پاداش میرخصم را میداند آن میر بصیر ❋
- M6:417 چون عسل خوردی نیامد تب به غیرمزد روز تو نیامد شب به غیر ❋
- M6:418 در چه کردی جهد کان وا تو نگشتتو چه کاریدی که نامد ریع کشت ❋
- M6:419 فعل تو که زاید از جان و تنتهمچو فرزندت بگیرد دامنت کردار تو، که از جان و تنت زاده میشود،همچون فرزندت، دامان تو را خواهد گرفت.این بیت بر این اصل تأکید دارد که اعمال ما، چه خوب و چه بد، نتایجی دارند که همچون فرزند به ما وابستهاند و نمیتوان از عواقب آنها گریخت. ❋
- M6:420 فعل را در غیب صورت میکنندفعل دزدی را نه داری میزنند ❋
- M6:421 دار کی ماند به دزدی لیک آنهست تصویر خدای غیبدان ❋
- M6:422 در دل شحنه چو حق الهام دادکه چنین صورت بساز از بهر داد ❋
- M6:423 تا تو عالم باشی و عادل قضانامناسب چون دهد داد و سزا ❋
- M6:424 چونک حاکم این کند اندر گزینچون کند حکم احکم این حاکمین ❋
- M6:425 چون بکاری جو نروید غیر جوقرض تو کردی ز که خواهد گرو ❋
- M6:426 جرم خود را بر کسی دیگر منههوش و گوش خود بدین پاداش ده خطای خود را به گردن دیگری مینداز،و با هوش و آگاهیات به این قانون پاداش و جزا توجه کن.مولانا در این بیت بر مسئولیتپذیری انسان تأکید میکند و از او میخواهد که پیامدهای اعمال خویش را به گردن دیگران یا قضا و قدر نیندازد، بلکه با خرد و آگاهی خود، پیوند ناگسستنی میان عمل و جزای آن را دریابد و بپذیرد. ❋
- M6:427 جرم بر خود نه که تو خود کاشتیبا جزا و عدل حق کن آشتی ❋
- M6:428 رنج را باشد سبب بد کردنیبد ز فعل خود شناس از بخت نی ❋
- M6:429 آن نظر در بخت چشم احول کندکلب را کهدانی و کاهل کند ❋
- M6:430 متهم کن نفس خود را ای فتیمتهم کم کن جزای عدل را ❋
- M6:431 توبه کن مردانه سر آور به رهکه فمن یعمل بمثقال یره
- M6:432 در فسون نفس کم شو غرهایکه آفتاب حق نپوشد ذرهای ❋
- M6:433 هست این ذرات جسمی ای مفیدپیش این خورشید جسمانی پدید ❋
- M6:434 هست ذرات خواطر و افتکارپیش خورشید حقایق آشکار ❋